گفت‌وگو با سارقی که به تجاوز هم متهم شد

شیشه کشیده ‌بودم، نفهمیدم چه شد

یک سال قبل دختری جوان هراسان به پلیس مراجعه کرد و مدعی شد مورد آزار قرار گرفته‌است. وقتی پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد، متوجه شد یکی از متهمانی که دختر جوان مدعی است همدست مرد متجاوز بوده، ساعاتی قبل از مراجعه این دختر به پلیس بازداشت شده ‌است. این دختر جزئیات تعرض به خودش را توضیح داد و عامل اصلی آن را معرفی کرد. بهداد، جوان متهم به تعرض می‌‌گوید نمی‌دانسته شاکی راضی به این رابطه نیست و اگر می‌دانست تعرض نمی‌کرد. متهم که در شعبه 77 دادگاه کیفری‌استان تهران محاکمه شده ‌است، جزئیات روز حادثه را توضیح می‌دهد.
کد خبر: ۴۹۲۵۹۱

چند سال داری و چه مدتی است در زندان هستی؟

28 ساله‌ام و یک سال است در زندان هستم.

سابقه‌داری؟

بله، قبل از این چند مورد سابقه داشتم که برای سرقت و مواد مخدر بود.

متهم هستی دختری جوان را با همدستی چهار نفر دیگر ربوده‌ای و مورد آزار قرار دادی. قبول داری؟

بله، قبول دارم اما رابطه ما به زور نبود.

اما شاکی مدعی است تو به زور او را مورد تجاوز قرار داده‌ای؟

قبول ندارم. من خواستم با او رابطه داشته‌باشم و او هم مخالفتی نکرد. حداقل می‌توانست کاری بکند که من بدانم مخالف است.

تعریف کن حادثه چطور اتفاق افتاد؟

برای سرقت، سوار ماشین شدیم. چهار نفر بودیم. در واقع چهار همدست بودیم. کنار اتوبان یادگار بود که دختری جوان ایستاده بود. ظریف و لاغر اندام بود. بنابراین می‌توانست طعمه خوبی برای ما باشد.او را سوار کردیم. من و همدستم که زن بود، عقب نشسته‌ بودیم. دختر جوان هم کنار من نشست. بعد از چند دقیقه چاقو را بیرون کشیدم و او را تهدید کردم.

چاقو را کجا مخفی کرده‌ بودی؟

زیر شلوارم در ساق پایم مخفی کرده ‌بودم. براحتی آن را بیرون کشیدم.

به دخترک چه گفتی؟

گفتم هرچه داری بده. او هم ترسید و کیفش را به ما داد.کارت بانک داشت. ما از آن برداشت کردیم و متوجه شدیم بیشتر از دو میلیون تومان در کارتش پول هست.

چطور آن پول را از حسابش بیرون کشیدید؟

قرار شد زنی که همراه ما بود، به اتفاق یکی دیگر از همدستانم بروند و با آن خرید کنند. ما هم تا زمانی که حساب خالی نشود، دخترک را پیش خودمان نگه داریم.

بجز کارت بانک دیگر چه چیز دزدیدید؟

پول نقد هم بود و چند قطعه طلا، آنها را نیز برداشتیم.

چرا دخترک را رها نکردید که برود؟

می‌خواستیم اول حسابش را خالی کنیم. اگر می‌رفت، حسابش را مسدود می‌کرد و نمی‌توانستیم کاری بکنیم.

در مدتی که دوستانت برای خرید رفته‌ بودند، چه کردید؟

من شیشه کشیدم. دوست دیگرم هم که راننده بود کار خاصی نمی‌کرد. در خیابان‌ها می‌چرخید.

دخترجوان چه می‌کرد؟

چندبار به من گفت شیشه نکش، از خود بیخود می‌شوی.

یعنی می‌دانست اگر شیشه بکشی، ممکن است به او تجاوز کنی؟

بله، به همین خاطر هم تاکید می‌کرد شیشه نکش.

بنابراین به داشتن رابطه با تو راضی نبود.

در آن موقع که نمی‌خواستم به او تجاوز کنم. وقتی خواستم با او رابطه داشته باشم، سکوت کرد و چیزی نگفت.

اما او به تو گفته‌ بود، شیشه نکش تا به من تجاوز نکنی.

بله این حرف را در ماشین زد. البته او چندباری هم در ماشین استفراغ کرد. من فکر کردم به خاطر آن می‌گوید شیشه نکش.

دوستانت به مغازه طلا فروشی رفته و خرید کرده ‌بودند. چرا دخترک را رها نکردی؟

اگر آنها خبر می‌دادند که طلا خریده‌اند، من دخترک را رها می‌کردم، اما آنها چیزی نگفتند. البته باید بگویم دختر جوان فرصت فرار داشت، ولی خودش نرفت.

چطور فرصت فرار داشت؟

وقتی در ماشین منتظر بودیم و خیابان‌ها را می‌چرخیدیم، وارد پمپ بنزین شدیم و دختر جوان می‌توانست پیاده شود و حتی می‌توانست فریاد بزند، اما خودش در ماشین نشست.

اما او گفته تو با چاقو تهدیدش کردی و گفتی حق ندارد فریاد بزند؟

نه، این‌طور نبود.

اگر اجباری در کار نبود، خودت به او می‌گفتی پیاده شود.

نمی‌دانم چرا نگفتم.

شما دخترک را جلوی یک بانک پیاده کردید، چرا؟

چند ساعتی بود دوستانم برای خرید رفته ‌بودند. چند ساعت بعد دختری که همدست ما بود، تماس گرفت و گفت طلافروش کارت ملی خواسته ‌است. ما جایی قرار گذاشتیم تا کارت ملی دختر جوان را به همدستم برسانیم. کارت را به همدستانم رساندیم. دختری که همدستمان بود، ماند و دوست دیگرم برگشت به مغازه طلافروشی. قرار شد به محض این‌که طلا را گرفت، تماس بگیرد. چند ساعتی می‌شد که رفته‌ بود، اما تماس نگرفت. هرچه ما تماس گرفتیم، فایده نداشت و جواب نمی‌داد. به همین خاطر هم قرار شد دختر جوان از بانک پول بگیرد و به ما بدهد و ما هم بگذاریم او برود.

کجا او را مورد آزار قرار دادی؟

در بیابان بود. بعد از این‌که دوستانم به دنبال طلا رفتند.

توضیح بده چطور بازداشت شدید؟

زمانی که دوستم برای بار دوم با کارت ملی دختر جوان به طلافروشی رفت، هرچه تماس گرفتیم جواب نداد. فکر می‌کردیم او پول‌ها را برداشته و رفته ‌است، اما واقعیت این بود که مرد طلافروش به او شک کرده و به پلیس تحویلش داده ‌بود. بعد از چند ساعت پس از این‌که ما دختر را جلوی بانک پیاده کردیم تا پول بگیرد او هم وارد بانک شد و برنگشت. ما هم فرار کردیم، ولی بعد از چند ساعت پلیس از طریق دوستم آمد و ما را بازداشت کرد.

آن‌طور که در پرونده آمده، ربایش این دختر تنها مورد نبوده‌ است.

بله، ما 13 مورد دیگر هم داشتیم که سه نفر از آنها زن بودند.

به آنها هم تجاوز کردید؟

نه، به آنها تجاوز نکردیم. من به هیچ‌کدام تجاوز نکردم. رابطه‌ام فقط با این دختر بود. اگر او هم مخالفت می‌کرد، من نزدیکش نمی‌شدم.

اما او مدعی است تو سرش را به شیشه کوبیدی و وادارش کردی بپذیرد.

نه، این‌طور نیست. من هیچ اجباری نداشتم.اصلا یادم نمی‌آید او را مجبور کرده‌ باشم.

گفتی 13 مورد آدم ربایی و سرقت داشتی. برای این موارد هم محاکمه شدی؟

بله، در دادگاه عمومی محکوم شدم و به خاطر آدم‌ربایی به 15 سال حبس و برای سرقت به 5 سال حبس محکوم شدم. کلا به 20 سال حبس محکوم شدم.

می‌دانی ممکن است حکم اعدام تو صادر شود؟

اگر دخترجوان در برقراری رابطه با من اکراه داشت باید می‌گفت. او اصلا مقاومت نکرد.

شاید ترسیده ‌بود؟

اما من اصلا خبر نداشتم و درخواست دارم در مجازات من تجدید نظر شود. همین‌طوری هم باید 20 سال در زندان بمانم و زندگی‌ام تباه شده‌است. امیدوارم دخترجوان رضایت دهد، هرچند وکیلم می‌گوید رضایت در این پرونده کارساز نیست. اما اگر شاکی رضایت دهد، شاید حکم اعدام برای من صادر نشود. به هرحال زندگی‌ام از بین رفت.

همسر و فرزند داری؟

بله، زن دارم. هنوز هم با من مانده است. او زن وفاداری است و من خیلی دوستش دارم.

پس چرا این کارها را می‌کنی؟

نمی‌خواستم این‌طور شود، شیشه کشیده‌بودم و اصلا حالیم نبود چه می‌کنم. کاش این‌کار را نمی‌کردم.

حرفی داری بزنی؟

اگر از این پرونده بتوانم رها شوم و حکم اعدام برایم صادر نشود، باید 20 سال در زندان بمانم و به اندازه کافی سختی می‌کشم و اذیت می‌شوم.من تنبیه شدم و این مدت به من خیلی سخت گذشته است. امیدوارم دختری که از من شکایت کرده است، رضایت دهد. در این صورت همه چیز تغییر می‌کند. من خیلی نگران خانواده‌ام هستم و دلم برای آنها می‌سوزد.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها