حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از این رو بسیار مفیدتر و عملیاتیتر آن است که تحولات رخ داده در کشورهای رسته از استبداد را نه در قالب این یا آن نظریه جهانی، بلکه مشروط و محصور به همان کشور و در حالت استقلالشان شناخت.
بحران سوریه اما متفاوت از تحولات سایر کشورها نظیر مصر، تونس و لیبی است. در این بحران، نیروهای مداخلهگر خارجی نقش اساسی در تحولات این کشور ایفا میکنند، بهطوری که خواستههای ملی و بومی مردم معترض به نظام سیاسی سوریه نیز متاثر از منویات مداخلهگران خارجی شده است. در این فرآیند البته نظام حاکم هم بیتقصیر نیست، چنانچه شخص بشار اسد اخیرا در مصاحبهای بهطور تلویحی اقرار کرده است که حکومت او در برخورد اولیه با اعتراضات مدنی نباید دست به خشونت میزد.
انگیزه مداخله قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بر همگان روشن است. سقوط بشار اسد یعنی تغییر توازن منطقهای به نفع قدرت هژمون و این نکتهای مرکزی است. با این حال بحران سوریه معادلهای بسیط و پرمجهول است. حکومت بشار اسد در سوریه دارای طرفدارانی است. ارتش از بشار اسد حمایت میکند. مخالفان داخلی و معارضان سوری خارجنشین دارای انگیزهها و اهداف متفاوت و بعضا متعارض با یکدیگرند. اهداف کشورهای مداخلهگر نیز بعضا با یکدیگر تفاوت دارد. ترکیه و عربستان خواهان تحول فوری در سوریه هستند.
روسیه، چین و ایران با تفاوتهایی در محتوا، خواهان حفظ نظام اسد و اعمال اصلاحات داخلی هستند. آمریکا و اروپا میخواهند سوریه بیثبات و درگیر جنگ داخلی باشد و بهترین حالت برای آنها تغییر نظام سوریه است، اما اگر نشد همین بیثباتی برای آنها مطلوب است. آمریکا در قالب تداوم بحران در سوریه و جنگ روانی رسانهای مبنی بر نقض حقوق بشر توسط ارتش سوریه، حامیان حکومت بشار اسد از جمله ایران و روسیه را در فضای مجازی، طرفداران قتلعام مردمی در سوریه جلوه میدهد و این از ویژگیهای سیاست خارجی نظام سلطه است که از هر بحرانی برای سیاهنمایی مخالفان خود استفاده میکند.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی از روز آغاز بحران سوریه روشن و شفاف بود. جمهوری اسلامی ایران از هر حرکت مردمی حمایت میکند و مخالف هرگونه مداخله خارجی و فرامنطقهای در حرکتهای خودجوش مردمی است. ایران بهدلیل آشنایی نزدیکی که از جامعه سوریه و نظام سیاسی حاکم بر آن دارد، از همان ابتدا حساب مخالفان نظام بشار اسد را از معارضان مسلح و مستظهر به حمایت چند کشور خارجی جدا کرد. جمهوری اسلامی معتقد است، بحران سوریه باید در داخل آن کشور و با مشارکت فعال همه گروههای سیاسی موافق و مخالف حکومت به سرانجامی برسد. دعوت هوشمندانه وزیر امور خارجه کشورمان از مخالفان و معارضان سوری نیز در چارچوب همین سیاست است. اجلاس وین، قاهره و پاریس نشان داد که یکسونگری بحران سوریه توسط برخی از قدرتهای مداخلهگر تنها بر کلاف سردرگم این بحران گرههای جدیدی خواهد افزود.
وزیر خارجه آمریکا گفته که ایران نباید در حل بحران سوریه مشارکت داشته باشد.
این درست مانند همان ایده پوسیدهای است که میگوید ایران در ترتیبات امنیتی خلیجفارس نباید حضور داشته باشد. واقعیت این است که خانم کلینتون نابیناست، چشمهایش را محکم روی واقعیت بسته است تا ساختار درونی و خیالی خود را واضحتر تجسم کند، اما تاریخ سیاسی منطقه با مردم منطقه سخن میگوید. سابقه دیپلماسی خیرخواهانه و مثبت ایران در حل بحرانهای منطقهای و گذشته منفعتطلبانه و منفی بازیگران فرامنطقهای نظیر آمریکا در بحرانهای منطقهای، خود سندی گویا برای ملتهای منطقه است. نزدیکترین گواه، نقش برجسته ایران در کنفرانس بن پس از سقوط طالبان در افغانستان بود که به گواه خود آمریکاییها اگر نفوذ ایران در قبایل افغانی و اراده مقامات جمهوری اسلامی برای حل بحران حاکمیت در افغانستان نبود، هرگز حامد کرزای از کنفرانس بن بیرون نمیآمد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....