حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آخر هفته است. آخر هفتهها برنامههای ضبط زیاد میشود و جامجم شلوغ. داخل ساختمان شهدا، از پلهها که پایین میروم پرویز شیخ طادی روی صندلی روبهروی استودیوهای ضبط برنامههای رادیویی نشسته و منتظر شروع برنامه است. همین ساعت که او منتظر است مصاحبه رادیوییاش شروع شود، فیلم «روزهای زندگی»اش در بیشتر سینماهای تهران و شهرستانها روی پردههای سینما، تماشاگران را به سالنهای سینما میکشاند.
گویا فراموش کردهاند استودیویی برای ضبط برنامه «رادیو تصویر» رزرو نگهدارند. سردبیر کماکان در حال هماهنگی برنامههاست و بدون اینکه مهمان برنامه بویی ببرد، استودیویی آماده کرده و صدابرداری را برای شروع ضبط میآورد. حمیدرضا سلیمی، مجری برنامه که میگوید: «به نام بینام او، اینجا جامجم، رادیو تصویر...»، فهیمه پناهآذر، سردبیر برنامه رادیو تصویر، نفس راحتی میکشد. این برنامه ـ که از سلسله برنامههای رادیو گفتوگوست ـ با محوریت فیلمهای در حال اکران با دستاندرکاران فیلم و یک منتقد گفتوگومیکند.
رادیو گفتوگو که به رادیوی خواص یا فرهیختگان نیز معروف است در جدول برنامههایش 2 برنامه مختص به فیلم و سینما دارد که رادیو تصویر یکی از آنهاست. این برنامه به تهیهکنندگی فرهاد دهنوی، سومین سال تولید خود را میگذراند. پیش از این، مجری برنامه محمود گبرلو بوده و برنامه با حضور 2 منتقد در 95 دقیقه پخش میشده است. 20 دقیقه به 12 است و برنامه ضبط میشود. برنامه امروز به روزهای زندگی اختصاص دارد که سیمرغهایی از جشنواره فجر را نصیب خود کرده است.
برنامه در 4 بخش به کارگردانی، فیلمنامهنویسی، بازیگری و مسائل و مشکلات کاری فیلم مورد نظر میپردازد. سردبیر که نیمی از حواسش به ضبط برنامه است توضیح میدهد: از ویژگیهای برنامه رادیو تصویر این است که آدمها را نقد نمیکند. با خود اثر کار دارد. در این برنامه همه سعی خودمان را کردهایم که اثر را به لحاظ کیفی، فنی و محتوایی مورد بررسی قرار دهیم. هر برنامه با یک منتقد، به نقد فیلمی در حال اکران میپردازد و نقدها به هیچوجه غرضورزانه نیست. متاسفانه امروز، منتقد برنامه نتوانسته خودش را برساند و مجری برنامه که کارشناس هم است، جای خالی او را پر میکند.
فرهاد دهنوی، تهیهکننده برنامه تازه رسیده است. از جریان ضبط که خیالش راحت میشود، کنار ما مینشیند و درباره ویژگیهای برنامه میگوید: تجربه برنامه سینمایی در رادیو، جالب است، مثل رمان خواندن میماند. شنوندگان فیلم را از زبان تهیهکننده و کارگردان گوش میکنند. این اولین جذابیتی است که بیننده را به دیدن فیلم راغب میکند.
دهنوی ادامه میدهد: در این برنامه یکساعت و نیمه، فیلم روی پرده سینما را نقد میکنیم؛ کسانی که فیلم را ندیدهاند با نگاه روشنتری به دیدن فیلم میروند و آنها که دیدهاند، نقد آن را میشنوند.
درباره تهیهکنندگی برنامههای رادیویی، با آن لبخند و انرژی مثبتی که در حرف زدنش است، میگوید: تهیهکنندگی کار سختی نیست. مشکلات هر ضبط بیشتر بر دوش سردبیر برنامه است. البته هماهنگی در این برنامهها مهمترین و سختترین بخش کار است. تهیهکننده کار ویرایش برنامه را انجام میدهد که سختیاش زمانی است که دستاندرکاران فیلم برایمان آنونسها، تیزر برنامه یا موسیقی فیلم را نیاورده باشند. آنوقت مجبورم برای تدوین به دنبال موسیقی فیلم بگردم.
پناهآذر درباره سردبیری برنامه میگوید: این برنامه به ما ارث رسیده است و بنیانگذارانش دیگران بودهاند. اما ما زیربنایی تغییرش دادیم. هر هفته یکشنبهها با مدیر شبکه جلسههایی برای گفتن ایدهها و بهتر کردن برنامههایمان داریم.
بیشتر برنامهها به شکل تلفنی اداره میشوند ولی در این برنامه کارگردان، تهیهکننده یا بازیگران حضور دارند و وارد بحثی چالشی میشوند که از ویژگیهای این برنامه است. چالشی بودن برنامه، مخاطبان را به شنیدن رادیو تصویر جذب میکند. صحبتهای رودررو ویژگیهایی دارد که در گفتوگوهای تلفنی از آنها خبری نیست.
در همین زمان است که چند دانشجوی ارتباطات همراه استادشان برای بازدید از ضبط برنامه وارد اتاق میشوند. دانشجویان فیلم روزهای زندگی را دیدهاند و حرفهای شیخطادی برایشان جالب است.
این برنامه را اصغر جاری صدابرداری میکند. صدابردارهای برنامههای رادیویی، ثابت آن برنامه نیستند و هر برنامه را ممکن است یک نفر صدابرداری کند. جاری همینطور که گوشش به افکتها و بالا و پایین رفتن صداهاست مشکلات صدابرداری را مشکلات اکوستیکی میداند که همیشه مجبور میشوند با نرمافزارها آنها را رفع و رجوع کنند.
برنامه 85 دقیقه است و فهیمه پناهآذر و فرهاد دهنوی از پشت شیشه اشاره میکنند که 4 دقیقه بیشتر وقت ندارند. مجری صحبتهایش را جمع و جور میکند و اسامی را میخواند. در اتاق را باز میکنند. فرهاد دهنوی به استقبال مهمان برنامهاش میرود. برنامه به پایان رسیده است و تازه باید کار تدوین آغاز شود.
نگار حسینخانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....