در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند روز بعد مهاجمان شناسایی و بازداشت شدند. آنها که پنج نفر هستند چندی پیش در شعبه 71 دادگاه کیفریاستان تهران محاکمه شدند.
متهمان مدعی هستند قصد قتل نداشتهاند و زیر گرفتن دو مامور پلیس یک تصادف رانندگی بوده است، اما نماینده دادستان تهران با مدارکی که رو کرد خلاف این ادعا را ثابت کرد.
او میگوید: وقتی به پلیس خبر رسید دو نفر از نیروهایش در حین گشتزنی زخمی شدهاند، بلافاصله نیروها به محل حادثه رفتند و تحقیقات خود را آغاز کردند.دو مامور زخمی به بیمارستان برده شدند و کار تحقیق در محل حادثه ادامه داشت که مردی هراسان خود را به پلیس رساند و گفت چند مرد به او حمله و ماشینش را گرفته و فرار کردهاند.
با توجه به مشخصاتی که این مرد داد پلیس متوجه شد این افراد همانهایی هستند که دو مامور پلیس را زیر گرفتهاند.
تحقیقات گستردهای انجام شد و یکی از ماشینهایی که متهمان از آن استفاده کرده بودند در محل جا مانده بود. پلیس متوجه شد ماشین متعلق به مردی است سابقهدار که پیش از این به جرم سرقت هم بازداشت شده است. با توجه به ردی که از این ماشین به دست آمد پلیس توانست پنج مرد را در مدت زمان کوتاهی شناسایی و بازداشت کند.
نماینده دادستان ادامه میدهد: قبل از دستگیری متهمان خبر رسید یکی از ماموران مجروح در بیمارستان جان داده و دیگری به طرز معجزهآسایی نجات پیدا کرده است.
با توجه به مطرح شدن قتل در این پرونده پنج متهم بازداشتی مورد بازجویی قرار گرفتند و جزئیات را توضیح دادند.
آنها گفتند دو مامور گشت به متهمان جوان مظنون شدند. آنها در مرحلهای از این تعقیب و گریز از ماشین پیاده شده و فرار کردند. ماموران برای اینکه مردان فراری را دستگیر کنند، آنها را تعقیب کرده و موفق شدند یکی از آنها را
بازداشت کنند.
چند دقیقه بعد همراهان مرد بازداشت شده برای آزاد کردن او برگشتند و وقتی نتوانستند بر ماموران غلبه کنند آنها را با ماشین زیر گرفتند که متاسفانه یکی از آنها در نهایت جانش را از دست داد.
یکی دیگر از متهمان مردی میانسال است که چند فقره سابقه دارد و با دو پسرش در این قتل شرکت داشته است. دو نفر دیگر هم سابقهدار هستند، اما نسبتی با این سه نفر ندارند. با این حال جرم این افراد محرز است.
به خاطر برادرم
متهم ردیف اول این پرونده جوانی است که برای نجات برادرش در این قتل شرکت داشته است. او جزئیات حادثه را توضیح میدهد، اما گفته نماینده دادستان مبنی براینکه قتلی که مرتکب شده از روی عمد بوده را قبول ندارد و این اتهام را رد میکند.
در دادگاه گفتی اتهام قتل عمد را قبول نداری. چرا؟
چون من بعمد ماموران را نکشتم. فقط یک تصادف بود.
برای چه در این درگیری شرکت کردی؟
چون ماموران برادرم را بازداشت کرده بودند.
برادرت چه جرمی انجام داده بود؟
جرم خاصی نداشت اما چون سابقهدار بود و ماموران به او مظنون شده و بازداشتش کرده بودند میخواستیم آزادش کنیم تا مشکلی پیش نیاید.
شما همگی سابقهدار هستید؟
بله، ما همگی سابقهدار هستیم.
اگر برادرت بازداشت میشد و به دادسرا میرفت چه اتفاقی میافتاد که باعث شد شما دست به چنین کاری بزنید؟
چیز خاصی نمیشد. بعد از چند روز آزادش میکردند. واقعا نمیدانم چرا اینکار را کردیم. البته ما فکر میکردیم میتوانیم بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد او را آزاد کنیم.
توضیح بده چطور ماموران به شما مشکوک شدند؟
شب بود و ماموران گشت در خیابان بودند. ما هم سوار بر ماشین داشتیم میرفتیم که متوجه شدیم ماموران تعقیبمان میکنند. برای اینکه مطمئن شویم آنها دنبال ما هستند به چند خیابان پیچیدیم. هر طرف میرفتیم ماموران میآمدند. وقتی مطمئن شدیم دنبال ما هستند تصمیم گرفتیم آنها را جا بگذاریم. کمی سرعتمان را زیاد کردیم و از ماشین گشت فاصله گرفتیم. بعد پیاده شدیم و فرار کردیم.
چطور شد برادرت نتوانست فرار کند؟
ماموران خیلی سریع میدویدند. ما توانستیم فرار کنیم، اما برادرم گیرافتاد و بازداشتش کردند. آنها میخواستند برادرم را به بازداشتگاه ببرند.
از کجا فهمیدی ماموران برادرت را به بازداشتگاه میبرند؟
وقتی فرار کردیم با تلفن همراهش تماس گرفتم و پرسیدم کجاست. گفت ماموران بازداشتش کردند و او را به بازداشتگاه میبرند. من هم به برادرم پیشنهاد کردم به آنها رشوه بدهد اما گفت قبول نکردند و میگویند حتما باید به بازداشتگاه برود.
نقشه آزاد کردن برادرت را چه کسی کشید؟
وقتی مطمئن شدیم دیگر نمیشود برادرم را با رشوه آزاد کنیم با پدرم تماس گرفتم و موضوع را گفتم. او هم گفت میآید تا با ریشسفیدی برادرم را آزاد کند.
شما با چند ماشین برگشتید؟ این نشان میدهد قصدتان مذاکره با ماموران نبوده است.
نه، اینطور نیست. ما واقعا میخواستیم با ریشسفیدی موضوع را حل کنیم. دوستانمان برای اینکه کمک کنند آمده بودند.
وقتی به محل رسیدید چه شد؟
داشتیم ماشینها را جابهجا میکردیم تا پدرم با ماموران وارد مذاکره شود که یکدفعه سپر وانت که من سوارش بودم به ماموران خورد و هردو نقش بر زمین شدند.
گفته میشود شما دوباره دنده عقب گرفتید و از روی ماموران رد شدید؟
نه. من اصلا متوجه آنها نشدم.
اگر به عمد اینکار را نکردید پس چرا اسلحه پلیس را دزدیدید؟
سلاح را من برنداشتم. یکی از همدستانم برداشت. ما میخواستیم حال ماموران را بگیریم. میدانستیم اگر آنها سلاحشان را گم کنند حتما تنبیه میشوند.
اولیایدم مقتول قصاص خواستند و میدانی مجازات سنگینی در انتظار توست. چه فکر میکنی؟ میتوانی رضایت بگیری؟
فکر نمیکنم، اما ناامید هم نیستم. تا آخرین روز زندگیام برای اینکه از سوی اولیایدم بخشیده شوم تلاش میکنم. امیدوارم من را حلال کنند.
قرار بود ریش سفیدی کنم
هوشنگ، پدر دو متهم این پرونده است و خودش به جرم معاونت در قتل بازداشت شده و میگوید برای ریشسفیدی به محل رفته بوده است.
او میگوید: پسرم به من زنگ زد و گفت برادرش بازداشت شده است. من در یک مهمانی بودم. گفتم میآیم ببینم چه شده است. در راه با هم حرف زدیم و قرار شد من ریشسفیدی کنم که ماموران پسرم را ول کنند. اما همه چیز یکدفعه برعکس شد.
من خودم سابقهدار هستم و میدانستم اتفاق خاصی نمیافتد، اما دوست نداشتم پسرم به بازداشتگاه برود و به خاطر سابقهدار بودنش او را بازجویی کنند.حتما چند اتهام به او میزدند چون قصد فرار داشت.
او میگوید: وقتی دو مامور زیرگرفته شدند فهمیدم دیگر کار تمام است. به همین خاطرهم گفتم بهتر است فرار کنیم. پسرم که بازداشت شده بود را از ماشین پلیس بیرون کشیدیم و فرار کردیم.
متهم در مورد ماشینی که در راه سرقت کردهاند، میگوید: در حال فرار بودیم که به خاطر سرعت زیادمان رانندهای اعتراض کرد و چراغ زد. ما هم جلوی او را گرفتیم. البته دوست پسرم اینکار را کرد. او با سلاح مرد راننده را مجبور کرد پیاده شود و ماشینش را سرقت کرد.
او میگوید: من بهتر از هرکسی میدانم خانواده استواری که کشته شده چه میگویند و چه میکشند چون خودم فرزند دارم، اما قسم میخورم ما قصد قتل نداشتیم. پسرم راست میگوید که قصد کشتن استوار را نداشت. ما فقط میخواستیم حرف بزنیم. در این مدت که زندانی بودیم بارها به درگاه خداوند ابراز پشیمانی کردم و گفتم ایکاش میشد زمان به عقب برگردد. در آن صورت من دیگر اینکار را نمیکردم و میگذاشتم پسرم رابا خودشان ببرند. آن وقت چند روز بعد آزاد میشد.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: