در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با خودم میگفتم فردای من، با دستهای تو ورق خواهد خورد و لبخند تو مرا تا بهشت همراهی خواهد کرد، آنگاه با نگاه تو زلال میمانم و از چشمه لبخندت وضو میگیرم تا عزیزترین نمازم را با تو به جماعت بخوانم.
همسرم؛ با خودم میگفتم ماهی خواهم شد تا عید تورا شادتر کنم و با بازیهای خودم در زلالی مطلق روح به سکوت رسیدهات را متلاطم خواهم کرد.
با خودم میگفتم باران که ببارد، بالاپوشم را برمیدارم میدوم تا ته باران و خیسی خودم را خنده میکنم آنگاه پشت دیوار تو میایستم تا بتابی تا گرم شوم.
راستش میترسم هر لحظه سنگی از پس کوتاهترین دیواری که میشناسیم، به سمتمان فریاد بکشد. اسفند بدی بود، نه میوهای، نه درختی، نه لبخند باغبانی و نه نگاهی که امتدادمان بدهد تا سرشاخه نگاهی که راه آسمان را نشانمان بدهد.
زمستان بود همسرم! و ما در سایه آفتابی هم قد نکشیدیم، اصلا آفتابی نبود که سایهای داشته باشیم، که قد بکشد یا نکشد.
کلاغهای هراس در سر شاخههای جانمان بیتوته کرده بودند، انگار ما از چینش بهار آمده بودیم، بیهم در انتظار هم ثانیهها را میدویدیم که هرکدامشان یک سال بودند و ندیدن هم، عادت همیشگیمان بود.
اما امروز، نه امشب، اصلا چه فرق میکند، که کنار تو روز و شب سرم نمیشود، روبهروی تو، آفتابیترینی که میشناسم نشستهام، با دستی تهی، دلی پر و چشمهایی که سرازیرند.
ما در کدام سرزمین، در کدام روز، در چه ساعتی برای هم هبوط کردیم که اینگونه مشتاقیم از هم بدویم؟
بیا برگردیم، این از هم دویدن ما را به جایی نمیرساند، چرا ما برای دوست داشتن هم دنبال دلیل میگردیم، مگر نه این که عرفات ما همین چاردیواری است که ناشیانه و عامدانه زندانش کردهایم؛ در حالی که میتوانست مرکز ثقل زمین باشد.
همسرم بیا برگردیم. هنوز بهار از نگاه ما جوانه میزند و جوان میماند و زبدهترین زبانهای تاریخ، نام ما را به جماعت تکرار میکنند.
بیا به خودمان برگردیم به اعتقادی که در دل توست و اعتمادی که از چشمهای من فوران میکند. بیا اگر چه وضو به فرادا گرفتهایم، نمازمان را به جماعت بخوانیم و دعایمان را با لبهای هم تلاوت کنیم.
خوب نگاه کن این منم، همسر تو، که هزار رکعت انتظار را به خاطر تو قرائت کرده است. پس بیا، اصلا نه، من میآیم تو فقط بایست، نرو، من دارم تا دستهای صادق تو، هروله میکنم تا زندگیمان را به گرمی آواز بخوانیم...
علی بارانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: