بررسی ضرورت ارتباط والدین و مربیان مدرسه

مسیری هموار میان خانه اول و دوم

کد خبر: ۴۶۹۲۷۶

آگاهی از نقش‌ها و وظایف هر یک از نهادها و شیوه‌های همکاری بین آن دو می‌تواند شما را در کمک کردن به آینده فرزندانتان و برقراری یک رابطه صحیح با محیط آموزشی او کمک کند.

مشکل ارتباط اولیا و مربیان

جامعه‌شناسان از خانواده به عنوان گروه نخستین یاد می‌کنند. چرا که فرزندان ابتدا در این گروه، تحت آموزش قرار می‌گیرند و مهارت‌هایی را که برای زندگی در اجتماع نیاز دارند، می‌آموزند. بنابراین خانواده نهادی است که برای اولین بار قواعد، هنجارها و ارزش‌های پذیرفته شده در بین افراد جامعه را برای کودک توضیح می‌دهد و از او می‌خواهد به آنها احترام بگذارد.

از آنجا که کودکان در سنین پایین تنها با دایره محدودی از افراد مثل پدر و مادر، خواهران و برادران و اقوام نزدیک‌تر ارتباط دارند، آنچه این گروه به آنها آموزش دهند را کمال و تمام می‌پذیرند. گاهی آموزش‌های نخستین، آنچنان در وجود کودک می‌نشیند که حتی در صورت درست نبودن هم بسختی از او جدا می‌گردد. در بعضی مواقع کار به جایی می‌رسد که فرد با آموزش‌های اولیه خود مانند یک الگو و قالب رفتار می‌کند. به این معنی که در موقعیت‌های مختلف برای تصمیم‌گیری درستی یا نادرستی مسائل به آموزش‌های خانوادگی خود نگاه می‌کند و آن را معیار سنجش می‌داند.در کشور ما هم به دلیل اهمیت بالای نهاد خانواده نمونه‌هایی از این دست بسیار دیده می‌شود.

فرآیند آموزش در خانواده، به خودی خود امری مهم و ضروری است، اما ممکن است زمانی که فرزندان وارد نهاد‌های اجتماعی دیگر می‌شوند، دچار تقابل و مشکل شوند. در این شرایط آموزش‌های خانواده در مقابل آموزش‌های مدرسه قرار می‌گیرند. برای مثال ممکن است کودک شما ملزم به رعایت نظم و حضور بموقع در مدرسه باشد. اما شما به عنوان پدر یا مادر او تلاشی در رساندن بموقع او نداشته باشید. همچنین گاهی مربیان مدرسه خواستار انجام فعالیت‌هایی از جانب کودکان هستند که با همراهی و کمک والدین میسر است، در این رابطه می‌توان به درست کردن کاردستی‌ها یا انواع آزمایش‌های علمی در منزل اشاره کرد. این مشکلات زمانی بیشتر نمود پیدا می‌کند که این دو نهاد بدون توجه به دیگری تنها به آموزش‌های خود می‌پردازد و به تفاوت‌های به وجود آمده اهمیتی نمی‌دهد. نتیجه شرایط این است که کودک در حل این تعارضات تنها می‌ماند و خودش باید تلاش کند تا بین آموزش‌هایی که می‌بیند و نقش‌ها و وظایفی که بر عهده دارد توازن برقرار کند.این در حالی است که کودکان اغلب، به دلیل سن کم از این توانایی برخوردار نیستند.

چرا مشارکت اهمیت دارد؟

مشارکت به معنی همکاری کردن و سهیم‌شدن با دیگران در رسیدن به اهداف است. در حقیقت آموزش‌های تأثیرگذار و کاربردی در مدارس جز با مشارکت و همکاری والدین نمی‌تواند تحقق پیدا کند.

این همکاری بیش از همه برای فرزندان اهمیت دارد.

موفقیت‌های تحصیلی کودکان بازخوردی از عوامل گوناگون است که هماهنگی بین والدین و مدرسه هم جزو مهم‌ترین این عوامل محسوب می‌شود. یکی از واقعیت‌های مهم در این میان این است که اغلب والدینی که تصور منفی در مورد مدارس دارند، با شروع همکاری و مشارکت در برنامه‌های مدارس، این تصور را به دیدگاهی مثبت بدل می‌کنند. یکی از دلایل ایجاد تصور منفی در والدین این است که تفاوت‌های آموزشی که پیش از این به آنها اشاره شد، مسائل مهمی را دربر می‌گیرد. این اتفاق بیشتر زمانی به وقوع می‌پیوندد که آموزش‌های مدرسه با ارزش‌ها و اعتقادات خانواده در تعارض است.

برای مثال ممکن است آموزش رسمی تلاش کند حس استقلال را در فرزندان تقویت کند ولی والدین این شرایط را نپذیرند. بنابراین زمانی که کودک برای پدر و مادر خود از آموخته‌هایش صحبت می‌کند با واکنش منفی آنها رو‌به‌رو شود. در این خصوص ممکن است والدین مانع از شرکت فرزندشان در برنامه‌های تفریحی و اردوهای مدرسه شوند.

گاهی به دلیل نفوذ عمیق والدین بر فرزندان ممکن است دیدگاه منفی آنها به فرزندشان منتقل شود.

این تفکر اغلب تا پایان دوران تحصیل همراه کودک باقی خواهد ماند و تبعات جبران‌‌ناپذیری را به‌جا خواهد گذاشت.

برای مثال می‌توان احساس گوشه‌گیری، انزوا و حس متفاوت بودن از سایرین اشاره کرد که در نهایت باعث می‌شود کودکان نتوانند مهارت کار گروهی و همراهی با دیگران را بیاموزند. بنابراین اگر متوجه شدید فرزند شما نمی‌تواند با همسن‌های خود ارتباط خوبی برقرار کند یا دوستان زیادی ندارد یکی از گزینه‌هایی که باید بررسی کنید نحوه رفتار خودتان است.

احساس نارضایتی والدین همچنین می‌تواند انگیزه کودکان را در رفتن به مدرسه کاهش دهد.

امروزه با توجه به همین مسائل است که هر دو نهاد تلاش می‌کنند خود را در جریان کار دیگری قرار دهند.

موانع ارتباط موثر اولیا و مربیان

امروزه نظام آموزش و پرورش کشور، تلاش می‌کند به روش‌های گوناگون از مشارکت والدین استفاده کند. اما صرف تصمیم‌گیری و تصویب قوانین برای ایجاد رابطه‌ای صمیمی بین والدین و مدرسه نمی‌تواند مشکل‌گشا باشد. ایجاد همدلی در بین والدین زمانی تحقق پیدا می‌کند که آنها به صورت ذهنی و قلبی در حل مسائل و مشکلات مدارس درگیر شوند.

گاهی والدین به دلیل اشتغال یا دغدغه‌های گوناگون خود را در امور مدرسه مداخله نمی‌دهند و روز به روز از مدرسه و به تبع آن از فرزندشان فاصله می‌گیرند. این در حالی است که مدارس می‌توانند مانع از ایجاد این​گونه شکاف‌ها بین خانواده و کودکان شوند.

برگزاری جلسات بین اولیا و مربیان نیز دقیقا به همین منظور صورت می‌گیرد. البته تنها برگزاری این جلسات کافی نیست بلکه این دیدار‌ها زمانی کارگشا خواهد بود که با هدف مشورت با والدین برگزار شود. به عبارت دیگر، پدر‌ها و مادر‌ها باید بتوانند در تصمیم‌گیری‌های مدرسه در مورد فرزندانشان نقشی داشته باشند.

اگر این جلسات تنها با این هدف برگزار شوند که والدین در جریان تصمیمات از پیش تعیین شده مدرسه قرار بگیرند، بتدریج کارایی خود را از دست می‌دهند و والدین دیگر تمایلی برای شرکت در این جلسات نخواهند داشت.

از دیگر موانعی که بر سر راه برقراری رابطه بین خانواده‌ها و مدارس قرار دارد، می‌توان به تمایل نداشتن مشارکت خانواده‌هایی اشاره کرد که در سطح اجتماعی و اقصادی پایینی قرار دارند.

این خانواده‌ها با تصور این‌که کارایی کمتری برای مدارس دارند، خود را از شرکت در این جلسات محروم می‌کنند یا در تصمیم‌گیری‌ها شرکت نمی‌کنند. غافل از این‌که بتدریج آثار و تبعات منفی را در ذهن فرزندانشان بر جا خواهد گذاشت. این افراد باید توجه داشته باشند به صرف حضور فرزندانشان در مدرسه آنها هم حق اظهار رأی و نظرشان را دارند.

برای دیگر موارد مرتبط، می‌توان از ناآگاهی پدرها و مادرها از وظایف و ظرفیت‌های مدرسه نام برد. گاهی والدین توقعات بیش از حدی از معلمان دارند. به طوری که تصور می‌کنند فرزندشان در مرکز قرار دارد و باید تمام توجهات به سمت او معطوف باشد. در نتیجه این احساس در آنها ایجاد می‌شود که معلم در وظایف خود قصور کرده است. درست که حساسیت والدین​روی فرزندانشان طبیعی است اما آنها باید به این نکته هم توجه داشته باشند که همراه آنها تعداد دیگری از کودکان هستند که معلم وظیفه رسیدگی به آنها را هم دارد. برای حل کردن این مشکل مانند دیگر مشکلات راه‌هایی وجود دارد. برگزاری نمایشگاه‌هایی از دستاوردهای دانش‌آموزان و مربیان می‌تواند والدین را در جریان فعالیت‌ها و زحمات هر 2 گروه قرار دهد. تشویق شاگردان و ایجاد انگیزه و تقویت اعتماد به نفس آنها نیز می‌تواند از دیگر دستاوردهای برگزاری این نمایشگاه‌ها باشد.

تهیه مجلاتی به کمک خود دانش‌آموزان و چاپ آثار آنها، در این نشریات می‌تواند والدین را هرچه بیشتر با مدرسه آشتی دهد. ضمن آن‌که می‌توان کمک‌های والدین و عرصه‌های فعالیت آنها را در این مجلات منتشر کرد تا سایرین نیز در صورت تمایل در این عرصه‌ها مشارکت داشته باشند.

هر کودک دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که اگر در مدرسه آنها نادیده گرفته شود، ممکن است در آینده برای او مسائل گوناگونی را ایجاد کند. بنابراین والدین هر کدام از این کودکان منبعی از تجربیات ارزشمند و اطلاعات هستند که می‌تواند مربیان را در شناخت بیشتر شاگردانشان یاری کند. ملاقات اولیا و مربیان زمانی مفید خواهد بود که والدین با اختیار و داوطلبانه در آنها شرکت کنند. این حضور داوطلبانه زمانی محقق خواهد شد که به نظرات والدین توجه شود.

هر کدام از والدین هم ویژگی‌های اخلاقی مخصوص به خودشان را دارند. ممکن است بعضی از آنها داوطلبانه نظرشان را بیان نکنند. بهتر است فضای این​گونه جلسات طوری باشد که برای همه فرصت برابری در ابراز عقیده بیان کند.

این جلسات فرصتی است که مدرسه، والدینی که مشکلات مشابه با فرزندانشان دارند شناسایی کند و برای کمک به آنها جلسات آموزش خانواده را برگزار نماید. این رابطه مؤثر و دوستانه بین خانه و مدرسه، باعث ایجاد اعتماد متقابل، خصوصا در والدین خواهد شد. برقراری این رابطه دوستانه مسوولیت سنگینی را به عهده مربیان می‌گذارد تا آنها مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت کنند.

مدیران مدارس نیز با ایجاد رابطه‌ای دلسوزانه می‌توانند در عرصه‌های دیگر از همراهی و کمک والدین بهره‌مند شوند.

والدین باید نقش مکمل در فرآیند آموزش مدارس را به عهده بگیرند. این مساله بویژه برای کودکان در سنین دبستان از اهمیت بالایی برخوردار است. والدین باید سعی کنند در مورد محتوای دروس فرزندانشان آگاهی کسب کنند و توصیه‌هایی که معمولا در ابتدای کتاب‌های درسی خطاب به والدین نوشته شده است، مطالعه کنند. تعامل بین والدین و مربیان به شناسایی استعدادهای کودک کمک شایانی می‌کند.

کودکان نباید احساس کنند که والدین و مدرسه در 2 جبهه مخالف هم قرار دارند. اما گاهی خود والدین هم در تشدید این اوضاع مؤثر هستند. برای مثال به محض این‌که کودک احساس بیماری کرد او را تشویق می‌کنند که به مدرسه نرود یا حتی از او می‌خواهند برای مجاب کردن مربیان، علائم بیماری‌اش را با شدت بیشتری نشان دهد.

نقش والدین

یکی از دلایلی که باعث می‌شود والدین به مدرسه مراجعه کنند آگاهی از وضعیت درسی یا تربیتی فرزندانشان است. هنگامی که مدرسه از والدین به صورت اختصاصی دعوت کرده یا این‌که خود والدین داوطلبانه به آنجا مراجعه می‌کنند باید سعی کنند بدون هیچ گونه پیشفرضی وارد عمل شوند. گاهی والدین در خانه تنها به حرف‌های فرزندانشان در مورد وقایع مختلف گوش می‌کنند و بدون آن‌که صحبت‌های طرف مقابل را بشنوند شروع به قضاوت می‌کنند.

برای مثال ممکن است فرزند شما مورد شماتت معلمش قرار گرفته باشد و تمام ماجرا را از دیدگاه خودش برای شما شرح دهد. در این حالت ممکن است شما نسبت به مربی او نظری منفی پیدا کنید و آن را به فرزندتان هم انتقال دهید. همچنین هنگامی هم که به مدرسه مراجعه می‌کنید با همین قضاوت با اولیای مدرسه برخورد کنید در حالی که شما به جای آگاهی از تمام ماجرا تنها آن بخشی که فرزندتان انتخاب کرده است، شنیده‌اید. این برخورد می‌تواند آغازگر رابطه‌ای خصمانه بین شما و اولیای مدرسه باشد.

در عین حال والدین باید بتوانند آرامش خودشان را در برخورد با واقعیت‌ها حفظ کنند.

برای مثال ممکن است فرزند شما از لحاظ درسی دچار ضعف شده باشد یا این‌که در جریان مساله‌ای مقصر شناخته شود. در این شرایط والدین و مدرسه باید به جای بیان ناراحتی‌ها یا شناخت مقصر به دنبال ریشه‌یابی و کمک به دانش‌آموز باشند. برخی از والدین در این شرایط فرزندشان را تبرئه می‌کنند و تمام تقصیر‌ها را به گردن مدرسه یا معلمان می‌اندازند. گاهی نیز بدون توجه به علل اصلی مساله تنها به فرزندشان برای ناتوانی‌اش سرکوفت می‌زنند. هر کدام از این برخورد‌ها به نوبه خود اشتباه و مضر هستند. چراکه اگر شما بخواهید عصبانیت خود را متوجه مدرسه کنید در آینده امکان همکاری برای رفع مشکلات را کاهش می‌دهید و اگر هم به مجادله با فرزندتان بپردازید موجب کاهش اعتماد به نفس او خواهید شد. ضمن آن‌که کودک از آن به بعد سعی خواهد کرد مسائلش را از شما پنهان کند تا مورد شماتت قرار نگیرد.

ضرورتی به نام مراجعه به مدرسه

زمانی که والدین با مدرسه همراه می‌شوند و فرزندان نیز متوجه این رابطه مثبت هستند، نتیجه هم برای والدین و هم برای فرزندان بسیار راضی‌کننده خواهد بود. در این شرایط دانش‌آموزان خود را هم در مدرسه و هم در خانواده تنها حس نمی‌کنند. یکی از دلایلی که به والدین توصیه می‌شود تا حداکثر همکاری را با مسوولان مدرسه داشته باشند، این است که در این شرایط دانش‌آموزان از لحاظ درسی موفق‌تر خواهند بود. همچنین احتمال درگیر شدن نوجوانان در گرداب‌هایی نظیر اعتیاد به سیگار و سایر مواد مخدر کاهش می‌یابد.

بررسی‌ها نشان داده است زمانی که شرایط مساعد برای دانش‌آموزان فراهم باشد، آنها انگیزه بیشتری برای ادامه تحصیل خواهند داشت و احتمال ترک تحصیل در آنها کاهش می‌یابد.

گاهی ممکن است والدین متوجه رفتارهای مشکوک در فرزندشان شوند. این شرایطی است که پدرها و مادر‌ها به دلیل احساس نگرانی و اضطراب به تنهایی نمی‌توانند راه‌های معقول و منطقی را برای رویارویی با این شرایط پیدا کنند. این رفتار‌ها می‌تواند شامل ساعات ورود و خروج نامعقول، خواب زیاد، احساس اضطراب دائمی، بی‌حوصلگی، افت درسی، مشکل در برقراری روابط اجتماعی، پرخاشگری و عدم تمایل به صحبت کردن با والدین در مورد مسائل گوناگون از جمله دوستان باشد. در این زمان هرگونه رفتار نامناسب و عجولانه می‌تواند نتایج غیر قابل تصوری را برای آنها بیافریند. برای جلوگیری از بروز هر گونه پیشامد ناگوار بهتر است مربیان مدرسه در جریان این امور قرار بگیرند. آنها می‌توانند مورد مشورت پدر‌ها و مادر‌ها قرار بگیرند و تجربیاتشان را در اختیار آنها قرار دهند.

از سوی دیگر دست‌اندرکاران مدارس نیز باید رفتار‌های غیرطبیعی فرزندان را در زندگی خانوادگی آنها جستجو کنند و در صورت وجود مشکل آن را برطرف نمایند. برای مثال ممکن است دانش‌آموزی در محیط آموزشی انزواطلب باشد و تمایلی به برقراری روابط دوستانه با همکلاسی‌هایش نشان ندهد. مربیان باید سعی کنند در صورت مشاهده چنین رفتارهای هر چند ساده در جستجوی علل آن باشند.

راه‌های تقویت رابطه اولیا و مربیان

همان​طور که گفته شد، انجمن اولیا و مربیان بهترین نهاد برای ایجاد روحیه تعاون بین خانواده و مدرسه است. کارگاه‌های فردی و گروهی برای والدین می‌توانند از میان همین انجمن‌ها تشکیل شوند. گاهی مدارس با کمک روان​شناسان خانواده برنامه‌های مفیدی را برگزار می‌کنند که در آنها خود دانش‌آموزان نیز حضور دارند. کارگاه‌های هم‌اندیشی خانواده که با محوریت و مدیریت خود خانواده‌ها برگزار می‌شود نیز از جمله راه‌های مناسب در این زمینه است. تقریبا تمام مدارس در طول هر سال تحصیلی چند اردوی تفریحی را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کنند. حضور چند نفر از والدین در این اردوها به عنوان نیروی کمک‌کننده به مربیان می‌تواند در تقویت روحیه دوستی و همکاری بسیار مؤثر باشد. از این رو بهتر است نکات زیر مورد توجه باشد.

ـ بهتر است مدارس ضمن تدارک جلسات ملاقات با والدین در طول هر ماه، هر هفته نیز روزهای مشخصی را تعیین کند تا والدین در صورت بروز مشکلات احتمالی بتوانند هرچه سریع‌تر مدرسه را در جریان قرار دهند.

ـ هنگامی که والدین به مدرسه مراجعه می‌کنند باید احساس کنند یکی از چندین والدینی هستند که روزانه به مدرسه فرزندشان می‌روند. ممکن است آنها در عرصه اجتماعی دارای شغل و جایگاه بالایی باشند اما مسوولان مدرسه موظف نیستند با آنها مانند یک رئیس یا مدیر برخورد کنند.

ـ والدین باید سعی کنند انتظارات خود را به طور واضح برای فرزندشان شرح دهند و آنها همانند یک الگو از آن پیروی کنند.

ـ مدارس می‌توانند با تهیه یک تقویم سالانه که فعالیت‌ها و برنامه‌های مدرسه در آن یادداشت شده است گام مؤثری در جلب اعتماد والدین بردارند. هماهنگی عملکرد مدرسه با شعارها و برنامه‌هایی که معمولا در ابتدای سال تحصیلی زده می‌شود و پایداری در آنها تا پایان سال تحصیلی از دیگر موارد تأثیرگذار است.

پریشاد احمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها