خاطره

تلاش‌هایم بی‌نتیجه ماند

با سلام به شما گردانندگان «جام‌جم» بخصوص هفته‌نامه تپش. اینجانب شغلم پیک موتوری است. در روزهای پایانی سال حجم کار ما بیش از روزهای عادی است و دوچندان می‌شود. خاطره‌ای را که می‌نویسم، دریکی از این روزها برایم رخ داد و باعث شد زحمات شبانه‌روزی‌ام را از دست بدهم.
کد خبر: ۴۶۸۱۸۱

در یکی از روزهای پایانی سال برای این که نیرو کم بود و تلفن‌های متقاضیان زیاد، به من چند آدرس دادند که می‌باید وسایل و بار آنها را می‌بردم تحویل می‌دادم. چند کارتن بود که به ترک موتور بستم و راهی آدرس‌هایی شدم که مسوول ما دستور داده بود. در آن شلوغی و ازدحام پایان سال ما هم در تلاش بودیم که درخواست‌های مشتری‌ها را هر چه سریع‌تر به دست‌شان برسانیم و باعث رضایت آنها شویم.

دو تا آدرس مانده بود که کارم در آن روز تمام شود و به مرکز خود برگردم. یکی باید پول نقد و در نشانی آخری باید یک کارتن را که حاوی یک وسیله کامپیوتری بود؛ تحویل می‌دادم. به آدرسی که باید پول نقد می‌دادم رفتم، چون سرراه بود و آن مشتری عجله زیادی داشت. دم‌به دم به گوشی همراهم زنگ می‌زد و می‌پرسید کجای مسیر هستی؟ خلاصه آدرس فوق در بدجایی هم قرار داشت. طوری که می‌باید موتور خود را در پیاده‌رو پارک می‌کردم و بعد از طی مسافتی وارد ساختمان شرکتی می‌شدم و بعد به طبقات بالا می‌رفتم. نگهبان آن شرکت اجازه نداد که موتور خود را به داخل محوطه شرکت بیاورم. هر چه اصرار کردم که به خاطر این که بار روی موتور است و خطر سرقت وجود دارد، اجازه دهند موتورم را به محوطه شرکت بیاورم، اجازه نداد و گفت طبق مقررات نمی‌‌شود.

خلاصه من هم دل به دریا زدم و بعد از زنجیر کردن موتور به داخل آن شرکت رفتم و پس از طی مسافتی به طبقات بالا رفتم و صاحب پول نقدی را که می‌باید تحویل می‌دادم پیدا کرده و به سمت خروج برگشتم. شاید حدود 10 دقیقه طول کشید که رفتم و برگشتم. وقتی به موتورسیکلت خود رسیدم دیدم بار روی موتور را به سرقت برده‌اند. نمی‌دانستم چه‌کار کنم. هر چه در اطراف گشتم خبری از سارق پیدا نکردم. از نگهبان شرکت پرس‌وجو کردم ولی او هم کسی را ندیده بود. با سرافکندگی به شماره تلفنی که از مشتری داشتم تماس گرفته و موضوع سرقت را اطلاع دادم. به مسوول پیک موتوری هم اطلاع دادم که بار مشتری را به سرقت برده‌اند. با ناراحتی به محل کار خود بازگشتم و طبق رسیدی که در اختیار داشتم، به آدرس مبدا مراجعه کرده که یک مغازه وسایل کامپیوتری بود و جریان را اطلاع دادم. طبق قانون می‌باید خسارت وارد شده را جبران می‌کردم. بعد از محاسبه کالای سرقت شده می‌باید مبلغ 300 هزار تومان پرداخت می‌کردم.خلاصه این ضربه باعث شد هر چه در آن روزهای پرکاری تلاش کرده بودم به هدر برود و نتوانم برای شب عید پس‌اندازی داشته باشم.

قاسم حیدری ـ تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها