اوباما در مسیر جورج بوش

تفکر صلیبی در ذهن زمامداران کاخ‌سفید

جورج بوش رییس‌جمهور سابق آمریکا در سال 2001 پس از حوادث 11 سپتامبر هنگام سخنرانی در کنگره آمریکا برای توجیه جنگ افغانستان از واژه جنگ صلیبی استفاده کرد.وی گفت: 11 سپتامبر یادآور دوران جنگ صلیبی است و آمریکا برای مقابله با این روند حمله پیش‌دستانه آغاز خواهد کرد. هرچند بوش تحت فشار افکار عمومی این عبارت خود را کتمان کرد، اما در نهایت همان کاری را کرد که اعلام کرده بود.
کد خبر: ۴۶۶۵۲۱

وی با ادعای مبارزه با تروریسم و برقراری امنیت برای آمریکا در قالب حمله پیش‌دستانه به کشتار مردم افغانستان پرداخت.

بوش با همین نگرش در سال 2003 جنگ عراق را آغاز و جنایت علیه مسلمانان این کشور را اجرایی ساخت.

بررسی سیاست‌های دوران بوش نشان می‌دهد​ وی با تفکر جنگ صلیبی با محوریت کشتار مسلمانان و تخریب سرزمین آنها، هشت سال ریاست‌جمهوری خود را به پایان رساند و هرگز نیز از این تفکر دست نکشید.

پس از وی در حالی باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمین رییس‌جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شد که ادعای تغییر سیاست‌های دوران بوش را مطرح کرده بود. 

اوباما مدعی بود سیاست‌های گذشته را تغییر داده و با نگاهی جدید به دنبال احیای جایگاه آمریکا خواهد بود. به رغم ادعاهای مطرح شده، بررسی کارنامه سه سال اوباما نشان می‌دهد، ​وی نیز با همان تفکرات بوش مبنی بر جنگ‌های صلیبی، سیاست خارجی آمریکا را چینش کرده و کشتار و نابودی مسلمانان در اولویت سیاست‌های آمریکا قرار دارد.

استمرار سیاست‌های گذشته

در کارنامه اوباما چند محور اصلی مشاهده می‌شود که نشانگر استمرار سیاست جنگ صلیبی در سیاست‌های دولتمردان آمریکاست که محور آن را اسلام‌ستیزی تشکیل می‌دهد.

بر اساس گزارش‌های منتشره در عرصه داخلی آمریکا شرایط برای مسلمانان هر روز سخت‌تر و اعمال فشارها بر آنها تشدید می‌شود.

به عنوان نمونه براساس یک ویدئوی افشا شده نیروهای پلیس نیویورک در آموزش‌های خود سرکوب و مقابله با مسلمانان را آموزش می‌بینند. در همین حال فاش شده است که پلیس بشدت طرح جاسوسی از مسلمانان و مساجد را اجرا می‌کند.

در فضای تبلیغاتی آمریکا نیز مسلمانان به عنوان تهدید امنیتی آمریکا معرفی و چنان وانمود می‌شود که آنها عامل اصلی بحران‌ها و چالش‌های داخلی و خارجی این کشور هستند.

این تفکر به رشد افراط‌گری ضداسلامی در آمریکا منجر شده است. مسلمانان آمریکا تاکید دارند به شهروندان درجه دومی مبدل شده‌اند که از بسیاری از حقوقشان محروم گردیده، در حالی که دولت نیز اقدامی برای حمایت از‌ آنها صورت نمی‌دهد.

سیاست کشتار

به‌رغم ادعای کنار نهادن سیاست‌های جنگ‌طلبانه، اوباما همچنان سیاست نظامی‌گری را ادامه می‌دهد، در حالی که محور آن را تحرک علیه کشورهای اسلامی تشکیل می‌دهد.

ادامه جنگ در افغانستان و پاکستان و کشتار گسترده مردم و تحرک برای استفاده از گروه‌های تروریستی و القاعده برای ایجاد ناامنی در اکثر کشورهای اسلامی که نظیر آن را در عراق، سوریه، لبنان و بسیاری از کشورهای اسلامی آفریقا می‌توان مشاهده کرد، از جمله این سیاست‌هاست.

تحرکات اوباما صرفا به کشتار مسلمانان ختم نشده، بلکه در سیاست‌های وی کل کشورهای اسلامی در دستورکار قرار گرفته است که نمود آن را در تحولات عراق، سوریه، پاکستان، افغانستان، سودان و لیبی می‌توان مشاهده کرد.

در طول سه سال ریاست‌جمهوری اوباما نه‌تنها تعامل آمریکا با کشورهای اسلامی بهبود نیافته، بلکه وی تلاش کرده تا در کنار سیطره نظامی بر این کشورها، کشتار دسته‌جمعی مسلمانان و تجزیه کشورهای آنها را اجرایی سازد.

این روزها در حالی اکثر کشورهای اسلامی با بحران ناآرامی مواجه هستند که سلاح‌های گروه‌های شورشی و تروریستی از سوی آمریکا تامین شده و حتی مانند سوریه برای حمایت از تروریست‌ها نشست برگزار کرده و صراحتا به جنگ‌افروزی در این کشور می‌پردازند.

حمایت از دیکتاتورها

نکته دیگر در اقدامات آمریکا تقلا برای حفظ حاکمان دست‌نشانده و غیراسلامی است که نمود آن را در عربستان، بحرین و یمن می‌توان مشاهده کرد.

به‌رغم آن‌که ملت‌های اسلامی خواستار تشکیل دولت‌هایی برای اجرای شریعت اسلامی در کشورهایشان هستند، اما آمریکا برای حفظ منافع خود به مقابله با این خواست مردمی می‌پردازد که نمود آن را در حمایت همه‌جانبه از سرکوب مردمی در یمن، بحرین، اردن و عربستان و نیز کارشکنی در تحقق مطالبات مردمی در تونس، مصر و لیبی می‌توان مشاهده کرد.

بررسی تحرکات آمریکا نشان می‌دهد​ این کشور با این اقدامات همان اصل سرکوب مسلمانان و عدم تحقق اصل اجرای شریعت اسلامی در این کشورها را در همان قالب جنگ صلیبی اجرا می‌کند.

از نکات مشخص در طرح اوباما، حمایت‌های همه‌جانبه وی از صهیونیست‌هاست. چنان‌که او بارها اعلام کرده بزرگ‌ترین حامی صهیونیست‌ها بوده و تمام توان خود را برای خدمت به آنها به کار گرفته و خواهد گرفت.

این رویکرد در حالی صورت گرفت که صهیونیست‌ها نه‌تنها در فلسطین، بلکه در سراسر جهان به کشتار و توطئه علیه مسلمانان می‌پردازند.

نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد، می‌توان گفت برخلاف ادعاهای مطرح شده از سوی اوباما نه‌تنها وی اقدامی برای اجرای شعار تغییر صورت نداده، بلکه عملا در مسیر سیاست‌های بوش گام برداشته است.

به عبارت دیگر می‌توان گفت پرونده‌های دوران بوش از روی میز اوباما برداشته نشده و وی همان سیاست‌ها را اجرا کرده است، در حالی که در مواردی صرفا قالب رفتاری آن تغییر کرده، اما در نهایت همان سیاست‌ها بوده است.

از جمله این پرونده‌ها نگرش ضد اسلامی بوش است که در قالب واژه جنگ صلیبی شکل گرفته است؛ تفکری که در طول 12سال گذشته به کشتار میلیون‌ها مسلما​ن و بحران‌سازی سراسری آمریکا علیه جهان اسلامی مبدل شده است.

وی در حالی ادعای تعامل با جهان اسلام را سر می‌داد که نه‌تنها گامی در این راه برنداشته، بلکه همچون بوش اولویت خود را بر اسلام‌ستیزی استوار کرده و برای رسیدن به این امر از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است، چرا که وی نیز مانند بوش با تفکر جنگ صلیبی وارد کاخ سفید شده و براین اساس نیز سیاست داخلی و خارجی آمریکا را اجرا می‌کند.

قاسم غفوری - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها