یاد

سیدمرتضی و روایت فتح

یکی از برنامه‌های خوبی که وقتی پخش می‌شد، بینندگان را ناخودآگاه وادار به تفکر و اندیشیدن می‌کرد «روایت فتح» بود.
کد خبر: ۴۶۵۸۰۱

اساسا یکی از معیارهای باارزش بودن آثار خلاقه همین است؛ همین که وادارت کند به تفکر، مجبورت کند به اندیشیدن، مقایسه کردن، دقت کردن و حتی نظر دادن. و روایت فتح از مثال‌های خوب این قبیل آثار بود؛ روایت فتحی که راوی‌اش صدایی محزون و دلنشین داشت و چنان صداقتی در صدایش نهفته بود که حتی به یک کلمه از حرف‌ها و استنادهایش شک نمی‌کردی؛ صدایی که خیلی‌ها نمی‌دانستند از حنجره کدام بزرگواری بیرون می‌آید و فقط حدس می‌زدند که صاحب آن صدا، صداقت و شرافتی مثال‌زدنی دارد.

سال 72، در اولین روزهای بهار، وقتی صحنه‌های مربوط به روی مین رفتن شهید «سیدمرتضی آوینی» و همراهانش از صداوسیما پخش شد، تازه، مردم صاحب آن صدا را شناختند. و وقتی دیدند که رهبرشان خود به خانه آن شهید رفت و ضمن دیدار با آنها از ایشان دلجویی کرد، تازه دانستند که چه گوهری بوده است «سیدمرتضی».

سیدمرتضایی که بعدها سید شهیدان اهل قلم لقب گرفت، بزرگواری بود از اهالی فرهنگ و هنر متعهد و بعدها ملاکی شد برای هنرمندان متعهد و هنر اسلامی.

امروز سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی است و چه تلخ است که 19 سال پس از شهادت سیدمرتضی، وقتی نگاه می‌کنی به عالم فرهنگ و هنر، می‌بینی که هنوز آفت و بیماری و حاشیه گریبان این حوزه را رها نکرده است؛ آفت‌هایی که نتیجه پایبند نبودن بسیاری از ما به هنر و فرهنگ متعهد است.

و شاید اگر سیدمرتضی در میان ما بود، نمی‌بخشیدمان و نهیبمان می‌زد که به کدام سو می‌روید؟ و شاید آستین بالا می‌زد و تلاشی دیگر برای فتح دوباره هنر متعهد آغاز می‌کرد؛ فتحی که یک بار، سیدمرتضی راوی آن بود و حالا نوبت به ما رسیده است.

کیوان امجدیان / دبیر گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها