برای بسیاری از آمریکاییان آفریقایی‌تبار، زندان میراثی است که از پدر به پسر می‌رسد

زندان؛ ارثیه سیاهان آمریکا

تقریبا یک نفر از هر 10 مرد آمریکایی آفریقایی‌تبار در آمریکا زندانی است. به گفته جفری گمبل، خوش‌شانس‌ترین روز زندگی او هنگامی ‌بود که خودروی خود را در حال مستی به جدول خیابانی در لس‌آنجلس کوبید. خودرو از روی نرده گذشت و حدود 24 متر پایین تر دریک نهرآب افتاد و باعث شکستن گردن و فلج شدن او شد. گمبل 47 ساله می‌گوید اگر این بلا سرم نمی‌آمد یا مرده بودم یا مثل برادرانم بقیه عمرم را باید در زندان بگذرانم.
کد خبر: ۴۶۰۱۰۷

برای اعضای خانواده گمبل زندان مقصدی همانقدر عادی است که دانشگاه می‌تواند برای یک خانواده طبقه متوسط باشد. 2 برادر او زندانی هستند. ریکی به جرم سرقت و حمله با سلاح گرم به 110 سال زندان محکوم شده است. مایک به جرم قتل یک مشاور محلی دوره حبس ابد بدون امکان عفو را می‌گذراند. پدرش برای چند جرم مربوط به الکل در زندان بود. پسرش خلیف نیز برای حمل و معامله مواد مخدر زندانی بوده است.

جفری که حالا از تجربه‌اش برای هشدار دادن به جوانان به منظور دوری از خلافکاران و زندان استفاده می‌کند، می‌گوید: «موضوع این نیست که ما از زندان نمی‌ترسیدیم، بلکه رفتن به زندان مثل اقدام و مراسمی‌ ویژه است که نشانه مرحله‌ای تازه از زندگی، مثل عبور از کودکی به بلوغ به حساب می‌آید. لازم بود به زندان برویم تا بتوانیم آن نشان افتخار را به دست آوریم!» 3 نسل از مردان آمریکایی آفریقایی‌تبار بشدت در نظام قضایی کیفری گرفتار شدند. میراث زندان از پدر به پسر می‌رسید. حلقه‌ای که پاره نمی‌شد.

هنگامی ‌که مارتین لوترکینگ، که تولدش در آمریکا به عنوان تعطیل عمومی‌ گرامی‌ داشته می‌شود، 50 سال قبل که روش گاندی را برای پر کردن زندان‌های آمریکا از سیاهپوستان در پیش گرفت اصلا چنین هدفی نداشت و نمی‌خواست به اینجا برسد. در آن زمان هدف، غیرقانونی کردن ساختار قدرت حاکم با از بین بردن شرمساری و بدنامی ‌ناشی از اعتراض علیه قوانین ظالمانه بود. امروز، زندانی شدن اقدامی ‌به نشانه مقاومت نیست، بلکه یک واقعیت زندگی تلقی می‌شود. زندانی شدن محصول و علت فروپاشی اجتماعی در بسیاری از جوامع سیاهان است.

کالیفرنیا هرسال برای هر زندانی 47 هزارو 102 دلار خرج می‌کند. این یک شرمساری ملی است. حبس دسته‌جمعی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار موضوع حقوق بشر روز است. آمار و ارقام در این زمینه وحشتناک و تکان‌دهنده است.

به گفته مجمع رهبری آمریکا، یک نفر از هر 3 پسر آفریقایی ‌‌ـ ‌آمریکایی متولد 2001 در تمامی ‌طول عمرش با خطر زندانی شدن مواجه است. در سال 2007 یکی از والدین هر 15 کودک سیاهپوست در زندان بود. به گفته میشله الکساندر، نویسنده و استاد حقوق دانشگاه ایالتی اوهایو، تعداد سیاهپوستانی که در حال حاضر در آمریکا زندانی هستند، تحت نظر قراردارند یا عفو شده‌اند بیشتر از سیاهپوستانی است که سال 1850 برده بودند. الکساندر همچنین می‌گوید چون افراد دارای سوءپیشینه حق رای دادن را از دست می‌دهند مردان سیاهپوستی که در 2004 از حق دادن رای محروم بودند بیشتر از مردان سیاهپوست فاقد حق رای در سال 1870 بود؛ یعنی سالی که به مردان (سیاهپوست) حق رای داده شد. تعداد مردان سیاهپوستی که در زندان‌های آمریکا محبوس هستند برابر مجموع جمعیت شهرهای گلاسگو در اسکاتلند و دربی در انگلستان است. احتمال زندانی شدن زنان سیاهپوست 7 برابر زنان سفیدپوست است. تقریبا یک نفر از هر 10 مرد جوان سیاهپوست پشت میله‌هاست.

محرومیت با زندان پایان نمی‌یابد، بلکه در آنجا شروع می‌شود. افراد دارای سوءپیشینه در ایالات متعددی حق رای یا عضویت در هیات‌منصفه را برای همیشه از دست می‌دهند. گاهی حتی محکوم شدن هم لازم نیست همین که یک سیاهپوست دستگیر و توقیف شود برای محروم کردن او از این حقوق کافی است. این که مجرم باشد یا نباشد مهم نیست. همان دستگیر شدن می‌تواند برای از بین بردن احتمال پیدا کردن کار و مسکن کافی باشد. درمورد علت این که چگونه کار این همه سیاهپوست به زندان کشیده می‌شود 2 نظر وجود دارد. یکی این که سیاهان ذاتی و ژنتیکی چنین شرایطی دارند. دیگری این که عوامل اجتماعی دخیل هستند. نظر اول نمی‌تواند مبنای درستی داشته باشد و همان واقعیت گرامیداشت تولد مارتین لوترکینگ نشان می‌دهد چنین عقاید نژادپرستانه‌ای دیگر رسما پذیرفته نیست. مایک رینولدز مانند بسیاری دیگر از محافظه‌کاران معتقد است این عامل اجتماعی و رفاهی است که با دست و دلبازی بیش از حد خود زنان سیاهپوست را به داشتن فرزندان بیشتر و مردان سیاهپوست را به فرار از کار و مسوولیت‌های اجتماعی تشویق می‌کند؛ ادعایی که در مورد خانواده گمبل به هیچ وجه صحت ندارد. مادر جفری می‌گوید روحش هم خبر نداشت که پسرش از 8 سالگی پا به عالم خلافکاران گذاشته است، چون خود او برای تامین معاش خانواده در 2 جا کار می‌کرد.

در واقع عامل اقتصادی بودن این مساله به آن معنی خواهد بود که برای بیشتر کسانی که کارشان به زندان کشیده می‌شود موضوع نه رفاه زیاده از حد، بلکه بیکاری و نداشتن شغل نقش داشته است، زیرا نسبت بیکاری سیاهان در حال حاضر تقریبا 16 درصد است.

این رقم برای پسران سیاهپوست بین 16 و 19 سال به تقریبا 50 درصد می‌رسد. لوترکینگ درست 10 روز قبل از مرگش گفته بود: «در گذشته در جنبش حقوق مدنی ما با تبعیض نژادی و همه تحقیرهای آن مواجه بودیم و از مشکل سیاسی محرومیت از حق رای رنج می‌بردیم. فکر می‌کنم حالا نیاز شدیدی وجود دارد شجاعانه و با تمام وجود با مشکل اقتصادی مبارزه کنیم.» اما این تغییر در تاکید از مشکل نژادی به مشکل طبقاتی نیاز به متحدانی داد که خیلی کم و بسیار ضعیف هستند.

همچنان که جفری وقتی رشد می‌کرد متوجه شد 2 راه بیشتر در پیش ندارد: یک زندگی طولانی بخور و نمیر با حداقل دستمزد، البته اگر بخت با او یار شود و کاری گیر ‌آورد یا زندگی کوتاه تر در خیابان‌ها که احتمال رسیدن سریع به پول یا مرگ و زندان در آنها وجود داشت. او در حاشیه دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رشد کرد و بزرگ شد. انگار بیگانه‌ای است که در کشوری دیگر زندگی می‌کند.

جفری می‌گوید: «تنها کاری که برای انجام دادنش به داخل دانشگاه می‌رفتیم مواقعی بود که مسابقه‌ای در آنجا انجام می‌شد و می‌رفتیم سیگار بفروشیم.» انتخاب‌های خلیف هم تفاوت چندانی نداشت. او می‌خواست راننده کامیون بشود، اما با سوءپیشینه یافتن کار همانقدر سخت بود که به دست آوردن 500 دلاری که برای یادگرفتن رانندگی کامیون نیاز داشت. او برای فرار از وسوسه خلافکاری به 70 مایل دورتریعنی به لنکستر رفت و آنجا با حداقل دستمزد روزی 5 ساعت با تابلویی در دست کنار خیابان ‌ایستاد تا خریداران احتمالی خانه را راهنمایی کند. او می‌گوید کار مناسبی نبود، اما از افتادن در مسیر غلط بهتر بود.

هر یک از گمبل‌ها باید مسوولیت شخصی تصمیم‌های خود را به عهده بگیرند و می‌گیرند، اما جامعه باید برای انتخاب‌هایی که در دسترس آنان و دیگران بود پاسخ بدهد. همچنان که کینگ در «نامه از یک زندان بیرمنگام» خود نوشت: «ما باید در این نسل نه فقط برای سخنان و اقدامات تلخ و سرشار از خشم و نفرت افراد بد، بلکه برای سکوت وحشتناک مردم خوب پوزش بطلبیم و توبه کنیم.»

گاردین/ مترجم: علی کسمایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها