حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اوایل دهه 90 بود که استودیوی اسبق میکروپوز، بازی ایکسکام را عرضه کرد. یک استراتژی نوبتی که بازیکن را در هیبت تعدادی مبارز آزادیخواه، علیه هجوم بیگانهها قرارمیداد. مبارزات در نقشههای رندوم، با تعدادی نامعلوم از بیگانهها انجام میشد. سپس بازیکن میتوانست با جمعآوری غنایم جنگی (تکنولوژی بیگانهها) روی آنها تحقیق کند و سلاحهای تازهای بسازد. اکنون استودیوی
2K Marin که وظیفه ساخت بایوشاک 2 را عهدهدار بود، پروژه جدید این سری را به دست گرفته و قصد دارد با حفظ المانهای اصلی بازیهای قدیمی، روی یک اکشن اول شخص، با داستانی پرمغز تمرکز کند و این عنوان را برای نسل حاضر طراحی کند. هرچند بایوشاک 2 نتوانست از نظر ارزشی با قسمت اول رقابت کند، اما هم تجربیات گذشته و ظاهر ایکسکام و هم این که تعداد قابل توجهی از سازندگان را طرفداران وفادار این سری تشکیل میدهند، نتیجه خوبی را نوید میدهد. نسخه جدید در یک بازسازی خاص از آمریکای 1950 رخ میدهد. کاراکتر اصلی بازی، مامور ویژه ویلیام کارتر است که رهبری تشکیلاتی به نام ایکسکام را به عهده دارد. سازمانی دولتی و مخفی که وظیفه دارد با زیر نظرگرفتن فعالیتها در داخل خاک کشور، هر گونه تجاوز بیگانگان را تشخیص دهد و بهموقع آن را خنثی کند و از اطلاعات به دست آمده پس از هر عملیات نیز برای ساخت سلاحهای پیشرفتهتر بهره میگیرد.در آخرین نمایشی که از بازی دیدیم، کارتر و همکارش سوار بر اتومبیل به یک پارکینگ هواپیما مراجعه کردند. کارگران به وسیله یک سکو در حال جابهجایی جعبهها بودند. از سکو بالا رفتیم و متوجه شدیم این راه فقط استتاری برای ورودی مرکز ایکسکام است؛ جایی که چند کارمند در هر لحظه گوش به زنگ هر نوع گزارش غیرطبیعی بودند. به محض ورود، دستیار ما آنجلا، با اطلاعات مربوط به تازهترین گزارش به ما نزدیک شد و گفت که زنی با مرکز تماس گرفته و ادعا کرده «چیزهایی» به وی حمله کردهاند. البته در آن لحظه، این تنها ماموریت قابل دسترسی نبود. در حالی که آنجا مشغول توضیح دادن بود، کاراکتر ما با تمرکز به نقشه دیواری آمریکا، شاهد ماموریتهایی با اهداف دیگر بودیم. جدای ماموریتهای نجات، 2 نوع ماموریت دیگر برای انجام وجود داشت. ماموریتهای غیرعادی که در صورت تکمیل، منبع انرژی باارزشی به نام الریوم پاداش آنهاست. نوعی ماده معدنی خاص که سلاحهای ویژه را فعال میکند و ماموریتهای ناشناخته که گونههایی خطرناک و تازه از بیگانهها را برای مبارزه (و مطالعه) معرفی میکنند. سازندگان توضیح دادند انتخاب یک ماموریت در هر زمان، میتواند بقیه را از دسترس خارج کند و این در حالی است که انجام هر نوع از ماموریتها میتواند در روند بازی تاثیرگذار باشد. ماموریت نجات را انتخاب کردیم. سپس به مال، محقق ارشد پایگاه سری زدیم. او سخت مشغول اختراع نوعی نارنجک آتشزا بود که روی نوع خاصی از بیگانهها با نام «بلاب» یا «لکه» اثر میکرد. چندتایی در جیب گذاشتیم و سر راه به انبار سلاح ایکسکام رفتیم. یک شاتگان معمولی و یک سلاح الکتریکی برداشتیم. سپس با 2 مامور کنترلشده توسط هوش مصنوعی دیدار کردیم که قرار بود در انجام ماموریت ما را همراهی کنند. خود را به محل رساندیم. مکانی در حومه شهر؛ زیبا، آفتابی و پر از اتومبیلهای خوش رنگ و لعاب، اما اثری از هیچ بنی بشری نبود. کمکم دلایلی مبنی بر حضور بیگانهها در محیط یافتیم. کلاه و دستکش یک پسربچه، یک سگ مرده و اتومبیلی با راننده کشتهشده که همه آغشته به نوعی لجن سیاه بودند.
در نهایت شاهد جاندادن مردی جلوی در خانهاش بودیم. از فرصت استفاده کردیم و با دوربین مخصوص از وی عکسی گرفتیم. سازندگان میگویند بعدها با بازگرداندن این عکس به پایگاه میتوانید آن را کنکاش کنید. هنگامی که به خانه رسیدیم، صدای جیغ زنی ناتوان را شنیدیم. سلاحها را از غلاف درآورده، با لکهها ـ موجودات لجنی سیاه رنگی که هنگام حرکت رد لجن به جا میگذاشتند ـ روبهرو شدیم. بدون اتلاف وقت تعدادی را سر به نیست کردیم. لکهها هنگام از بین رفتن حبابهایی عجیب تولید میکنند. با واردآوردن صدمهای کاری، شاهد ترکیدن حبابها، خشکشدن پوست و برخاستن کمی بخار از آنها بودیم. با یک پرتاب دقیق نارنجکهایی که پیش از این به دست آوردیم، میتوانستیم هرکدام را نابود کنیم.
از سلاح الکتریکی نیز استفاده کردیم که در یک لحظه با شلیک چند رگه الکتریکی به سمت دشمن، فضایی تصادفی را مورد اصابت قرار میداد. به طبقه دوم رفتیم و شاهد مبارزه خانم با یکی از لکهها بودیم. با چند شلیک از شاتگان، موجود کریه را از بین بردیم، اما در این بین یکی از همراهان خود را از دست دادیم. چیزی که سازندگان میگویند در بازی برایتان گران تمام میشود! تنها کار باقیمانده، خارجشدن و در ماشیننشستن بود، اما در مسیر بین خانه و اتومبیل، موجود فضایی رعبآوری به نام تایتان جلوی ما ظاهر شد. البته در حین حضور آن، چطور هنوا دگرگون و دچار فعل و انفعالات میشد. سیاهچالهای در فضا به وجود آمد و ستونی طلاییرنگ ظاهر شد که درخشش آن تا حدودی به سپیدی میزد. همکار ما روی آن سلاح کشید. حرکتی نهچندان هوشمندانه که باعث تغییر حالت چندضلعی موجود فضایی به شکلهایی دایرهمانند شد. بعد از تغییر ظاهر، تایتان عضو باقیمانده گروه را با چیزی مورد هدف قرار داد که بعد فهمیدیم دوده است و تا کمر وی را پوشانده است. با این کار، قدرت حرکت را از وی سلب کرده و با حمله دوم او را به کلی به بخار تبدیل کرد. این بار به جای راه رفتن، تا اتومبیل را دویدیم. در حالی که موجود فضایی توفان به راهانداخته بود و برای ما مشکل ایجاد میکرد. تعداد زیادی از لکهها سرتاسر خیابان را گرفته بود. در حالی که تایتان برای آخرین و مرگبارترین حمله خود آماده میشد از صحنه گریختیم.
هر کاراکتر در بازی 2 فضا برای قدرتها و 2 فضا نیز برای تسهیلات دارد. هر کدام از فضاها به چند قسمت تقسیمشده که احیانا مربوط به ارتقای آنهاست. در نمایشی دیگر، شاهد دشمنی بودیم که با سنگرگرفتن و استفاده از سپر انرژی، کار را برای ما سخت میکرد. صفحه تاکتیکی به شما امکان صدور دستورات به همراهان و استفاده از قدرتها را میدهد. قدرت اخلال میتواند یکی از بیگانهها را غیرفعال کند و به شما اجازه حمله از آن سمت را بدهد. میتوانید به همراهان دستور دهید حواس دشمنان را پرت کنند تا شما از سمت مخالف آنها را هدف قرار دهید. در این نمایش شاهد سفر کارتر به وسیله پرتالی عجیب، به دنیایی عجیبتر بودیم که در آن جزایری به صورت شناور در هوا حرکت میکردند. تا اینجا ایکسکام خود را به شکل عنوانی با آیندهای روشن شناسانده است که قطعا دوستداران کارهای علمی ـ تخیلی را ارضا خواهد کرد.
سیاوش شهبازی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....