کبریت

کد خبر: ۴۵۴۹۰۰

مامان سهیل اصلا دوست نداشت پسرش دست به کبریت بزند، ولی سهیل دور از چشم مادرش در آن مخفیگاه با ساسان آتش‌بازی می‌کرد. مادر ساسان خانمی بود که پسرش را با تمامی چیزها و مسائل دور و برش آشنا و از خطرات آگاه کرده بود، ولی متاسفانه انگار که نه انگار و هر دو پیشقدم کارهای بد و خطرناک بودند و حرف مادر و پدر خود را گوش نمی‌کردند و با خودشان می‌گفتند: پدر و مادرهای ما همش می‌گن درس بخون. ما می‌خواهم بازی کنیم.

یک روز از این روزها ساسان از خانه‌شان یک بسته کبریت بزرگ برداشت و با خود به مدرسه آورد و در راه برگشت به خانه به سهیل گفت: بیا بریم به مخفیگاه و علف‌های هرز داخل آن را بسوزانیم. سهیل از ساسان پرسید: چرا با کبریت. خوب با قیچی باغبانی بچینیم.

ساسان گفت: آخه من در تلویزیون و در فیلم‌ها دیدم که علف‌های هرز را می‌سوزانند. بیا بریم.

آنها با هم رفتند به سمت مخفیگاه و شروع کردند به آتش‌زدن کبریت‌ها، اما هر کبریتی که روشن می‌کردند با یک باد خاموش می‌شد. ساسان گفت اه این که نمی‌شه و بلند شد به اطراف نگاهی انداخت. از دور یک بشکه نفت دید که در آن نزدیکی قرار داشت.  به سمت آن رفت و یک لیوان نفت پر کرد و با خودش به مخفیگاه آورد. ریخت آنجا و هر دو شروع کردند به آتش زدن کبریت‌ها و همین که کبریت را به جعبه کشیدند آتش گرفت و انداختند روی علف‌های هرز و مخفیگاه آتش گرفت. ساعت‌ها گذشت و آتش زیاد شد. آنقدر که آتش به دست‌ها و لباس‌های ساسان و سهیل رسید.

همسایه‌ها و مردم با دیدن آتش به آتش‌نشانی خبر دادند، ماموران آتش‌نشانی هم خیلی سریع خودشان را به آنجا رساندند وآنها را نجات دادند، در حالی که آن دو پسربچه آسیب دیده بودند و در بیمارستان بستری شدند.

مادران سهیل و ساسان وقتی به بیمارستان رسیدند، نزد آقای دکتر رفتند و‌ حال پسرهایشان را پرسیدند.

آقای دکتر گفت: مادرهای عزیز شماها باید خیلی بیشتر از اینها مراقب بچه‌هایتان باشید. خدا را شکر که الان نجات پیدا کردند، ولی می‌توانست اتفاقی فاجعه‌آمیزتر از اینها بیفتد. پس مسوولیت شما مادرها خیلی بیشتر است، چون هم باید بچه‌ها را از اتفاقات و خطرات آگاه کنید و هم باید مراقب باشید که کارهای خطرناک نکنند و بدانید که هر روز قبل و بعد از مدرسه کجا می‌روند و بعد به سهیل و ساسان گفت: از حالا به بعد به حرف مادرتان را گوش کنید تا در زندگیتان موفق باشید.

گلنوشا صحرانورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها