در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از فصل پیش شروع کن. چه شد که از استقلال جدا شدی؟
شرایط به گونهای رقم خورد که چنین تصمیمی گرفتم.
چه شرایطی؟
توضیح دادنش سخت است و فکر میکنم بازکردن آن اتفاقات و شرایط آن موقع باشگاه نهتنها دردی از تیم ما که خوشبختانه امسال شرایط خوبی دارد، دوا نمیکند بلکه ممکن است به حواشی هم دامن بزند.
یعنی خودت نمیخواستی از استقلال جدا شوی؟
پیش از پاسخدادن به این سوال این را میگویم که در این سالها که وارد فوتبال شدهام هر تصمیمی که گرفتهام با میل و خواست و اراده خودم بوده و هیچکس نتوانسته نظرش را به من تحمیل کند. اگر از استقلال رفتم خودم خواستم و اگر هم به استقلال برگشتم، با تصمیم خودم بود.
اما چرا؟
قطعا دلایلی داشتهام که بخشی از آنها به مسائل حرفهای فوتبال بازمیگردد و بخش دیگر هم به مسائل شخصی زندگیام.
اول در مورد کدامیک توضیح میدهی؟
هیچکدام، چون مسائل حرفهای که مشخص است و در فوتبال اینچنینی هر فوتبالیستی بسته به موقعیت خودش میسنجد که چه تصمیمی بگیرد. گاهی اوقات برخی تصمیمات درست از آب درمیآیند و گاهی اشتباه.
تصمیمات تو در کدام دسته جای میگیرند؟
شکر خدا تاکنون به لطف خودش و دعای خیر پدر و مادرم هر تصمیمی گرفتهام خوب بوده و از گذشتهام راضی هستم. وقتی به استقلال پیوستم توانستم قهرمانی لیگ برتر را تجربه کنم و وقتی به سپاهان رفتم این تجربه را بار دیگر داشتم. حالا هم که به استقلال آمدم در 2 جام حذفی و لیگ برتر صاحب شانس جدی قهرمانی هستیم.
علم غیب داری؟!
خیر. فکر میکنم خدا کمکم میکند.
سهم اراده خودت چقدر است؟
یاد گرفتهام که در زندگی برای رسیدن به حد اعلی در هر کاری تلاش کنم و با تمرکز روی کارم آن را به نحو احسن انجام بدهم.
از چه کسی یاد گرفتهای؟
از خانوادهام.
پس خودت هم نقش داشتهای؟
صددرصد. میتوانید از مربیانم در این سالها سوال کنید. همیشه سعی کردهام در هر تیمی که هستم ذهنم را روی تمرینات و مسابقات متمرکز کنم و در خدمت تیم باشم. در این میان لطف خداوند هم شامل حالم شده تا زحماتم به هدر نرود و همیشه در جمع دوستان و مربیان خوبی قرار گرفتهام که تلاشهایم بیشتر ثمربخش شده باشد. استعداد ذاتی را هم اگر به آن اضافه کنم، شاید بتوان گفت که ترکیب همه اینها باعث شده در حال حاضر به این سطح از فوتبال برسم.
تو در ارسالهایت خیلی دقیق و مسلط عمل میکنی. دلیل خاصی دارد؟
شاید دلیلش این باشد که خیلی تمرین میکنم. خودم هم در این ارتباط بادقت عمل خاص سعی دارم ارسالهایم درست به نقطهای که میخواهم برسند.
اما چطور در حال دویدن یا رد شدن از کنار مدافع حریف میتوانی همزمان چند کار را با هم انجام دهی؟
بیشترش به مرور زمان و برحسب عادت ایجاد میشود. مثل اینکه وقتی کسی رانندگی بلد نیست همیشه به این فکر میکند که چطور همزمان با گرفتن کلاچ، دنده عوض کند و همزمان به آینه هم نگاه کند و گاز بدهد و دوباره دنده عوض کند و ... اما خودتان هم قطعا میدانید که همه این اتفاقات برای کسی که مدتی رانندگی کند بهقدری عادی میشود که همزمان میتواند بدون آنکه به این همه کار فکر کند تکتک این کارها را به نحو احسن انجام دهد.
من هم به همین شکل پس از انجام مکرر این کارها حالا میتوانم در حال حرکت نیمنگاهی به محوطه جریمه داشته باشم و ارسالهایم را انجام دهم.
چطور بینقص میشود یا حداقل کمنقص؟
(میخندد) این هم مثل رانندگی است. همه اصول رانندگی را بلد هستند اما یک تعداد از رانندهها بادقتتر و بهتر کارشان را انجام میدهند و شاید من هم از این نظر دقت بیشتری در کار ارسالهایم به خرج میدهم و یک کم هم شانس میآورم.
جایی خواندم که گفته بودی در نوجوانی در طلاسازی کار میکردی، کار سختی بود؟
تقریبا.
دقت زیادی هم میطلبید؟
بله.
آیا آن کارهایی که در آن مدت انجام دادی روی بالارفتن دقتت تاثیر داشته؟
نمیتوانم بگویم نه، اما صددرصد هم نمیتوانم بگویم بله. چون بخشی از این مسائل ذاتی است و اکتسابی نیست. قبول دارم که طلاسازی کاری ظریف است که دقت عمل بالایی را طلب میکند، اما خیلی را هم دیدهام که پس از مدتی حضور در آن حرفه دلزده شده و رفتهاند.
... تو دلزده نشدی؟
نه و فوتبال مرا از آن حرفه جدا کرد.
در مورد دلایل رفتن و برگشتن به اصفهان از دلایل حرفهای گفتی ولی دلایل شخصی را مطرح نکردی.
دلایل شخصیاش هم بماند برای خودم.
تجربه حضورت در اصفهان چطور بود؟
عالی بود. با یک گروه کاملا حرفهای کار کردم. از همتیمیهایم و کادر فنی گرفته تا کادر مدیریتی باشگاه سپاهان، همه و همه در بهترین شرایط مراقب اوضاع بودند تا تیم با کمترین لغزش به هدفش برسد.
چرا در آن تیم نماندی. آیا ربطی به جدایی امیر قلعهنویی داشت؟
باید به تهران برمیگشتم. چون وقتی در جریان نحوه تیم بستن استقلال قرار گرفتم از ترکیب نفراتش متوجه شدم که برای قهرمانی بسته شده و من هم نمیخواستم این فرصت را از دست بدهم. به هیچ مساله دیگری هم ارتباط نداشت. حالا هم خوشحالم که چنین تصمیمی گرفتهام.
در این مدت خیلی سختی کشیدی، چرا مصدوم شدی؟
خودم فکر میکنم یک بیاحتیاطی منجر به آسیبدیدگیام شد، اما پزشکان حضور مستمر طی این 4 سال در اردوهای باشگاهی و ملی را باعث بروز این مشکل تشخیص دادند.
چطور؟
خب، من از همان سال که به استقلال پیوستم ملیپوش شدم و از آن مدت در تمام اردوهای ملی غیر از این اواخر حضور مستمر داشتهام. به همین خاطر همزمان در 2 بخش باشگاهی و ملی تمرین کردم و مسابقه دادم. از قضا تقریبا همیشه هم جزو نفرات اصلی بودهام و این حضور مداوم ظاهرا باعث بروز این مشکلات شد.
چرا با وجود مصدومیت بار دیگر به زمین برگشتی تا آسیبدیدگیات تشدید شود؟
چون پیش از آن با این مشکل در این حد روبهرو نشده بودم تصور میکردم مصدومیتم چندان جدی نیست. به ظاهر هیچ مشکلی نداشتم و برای همین به کادر فنی اصرار کردم که میتوانم بازی کنم و به میدان رفتم اما خیلی زود فهمیدم که اشتباه کردهام.
باز هم این اشتباه را تکرار خواهی کرد؟
حیدری: قبول دارم که مجیدی مهرهای غیرقابل انکار است و در استقلال زمان او اکثر توپها به او ختم میشدند، اما حالا که مجیدی نیست ما هنوز هم همان استقلال هستیم و باید راهی را که با او شروع کردیم بدون او تمام کنیم
هرگز! تا وقتی از رفع کامل مصدومیتم مطمئن نشده باشم به زمین باز نخواهم گشت. البته این را برای مصدومیتهای احتمالی بعدی گفتم. گرچه امیدوارم که دیگر آسیب نبینم.
برگردیم به ماجرای جداییات از سپاهان. هیچ فکر میکردی که جداییات با آن همه سر و صدا به این شکل رقم بخورد که تو در 2 بازی رفت و برگشت برابر این تیم غایب باشی؟
خودم هم تعجب کردم که چرا در این دو بازی شرایط به گونهای رقم خورد که نتوانم استقلال را همراهی کنم.
فکرش را میکردی؟
خب، در مورد بازی رفت انتظارش را داشتم. چون برگه تسویه حسابم هنوز صادر نشده بود اما در مورد بازی برگشت نه.
اتفاقاتی که ابتدای فصل در راه استقلالیشدنت افتاد را فراموش کردهای؟
بله، از هیچ فردی ناراحت نیستم. هر چه بود، گذشت.
همیشه همین طور آرام هستی؟
بله. اغلب اوقات اینگونه هستم و سعی میکنم به خاطر مسائل پیش پا افتاده اعصابم را به هم نریزم.
فوتبالت را از کجا شروع کردی؟
از زمینهای خاکی محله شمیران نو، با بچهمحلها بازی میکردیم و حسابی به ما مزه میداد. کریخوانیهای آن دوران را هرگز فراموش نمیکنم.
هنوز هم با آنها در ارتباط هستی؟
با یکی دو تا از آنها آن هم به صورت دورادور. من پس از پیوستن به تیمهای باشگاهی مسیر زندگیام تغییر کرد و دیگر فرصت سرزدن به دوستان دوران کودکیام را نداشتم.
اولین تیمی که با آن کار کردی را به یاد داری؟
فکر میکنم تیم نوجوانان مهر و ساحل بود. اولین مربیام هم آقای شهریار غلامی.
بعد به استقلال آمدی؟
خیر. اول به تیم مقاومت تهران رفتم، بعد جوانان پرسپولیس و بعد جوانان استقلال و امیدهایش. برای پاس تهران، ابومسلم، پیکان و پاس همدان هم توپ زدم تا آنکه به بزرگسالان استقلال آمدم و رفتم سپاهان.
رشته تحصیلیات چه بود؟
من در دبیرستان رشته کامپیوتر را انتخاب کردم و دیپلم آن را گرفتم، اما پس از آن دیگر تحصیلاتم را ادامه ندادم.
خانوادهات مخالف اینکه سراغ فوتبال بروی، نبودند؟
خب آن روزها که قصد داشتم این کار را بکنم، پدرم خیلی مخالفت میکرد و میگفت که دوست ندارد در این مسیر حرکت کنم. او البته حق داشت. نگران آینده من بود و میخواست من هم مثل خودش گام در مسیر زندگی بگذارم که او یک بار آن را تجربه کرده بود.
چه زندگی؟
پدر من کارمند شهرداری بود، احساس میکرد که با داشتن یک زندگی آرام کارمندی، من هم راحت زندگی میکنم و آیندهام در آن مسیر روشن است، اما من نمیخواستم آنگونه زندگی کنم. البته برای پدرم ارزش فراوانی قائل هستم و ممنون او هستم که وقتی متوجه عزم راسخ من در این زمینه شد، حمایتم کرد و مرا تنها نگذاشت. او در آن برهه به من پشت نکرد و در حالی که برخی پدرها در چنین مواقعی فرزندانشان را به حال خود رها میکنند، او مرا پشتیبانی کرد و همین امر سبب شد تا من هم تلاش کرده و به او ثابت کنم که میخواهم در فوتبال پیشرفت کنم. او هم وقتی روزبهروز پیشرفت مرا میدید، بیشتر تشویقم میکرد و حالا هم خوشحالم که توانستم سربلند شوم و او هم فهمیده که من در راه درستی قدم برداشتهام. این را هم اضافه میکنم که مادرم هم در این مساله نقش خیلی مهمی داشت و هم به من و هم به پدرم قوت قلب میداد تا یکدیگر را باور کنیم. درواقع فکر میکنم خانوادهها نقش مهمی در حرکت صحیح فرزندانشان ایفا میکنند. گرچه اینها همه مستلزم آن است که فرزندان یک خانواده هم قدر موقعیتهایی که والدینشان برایشان مهیا میکنند را بدانند.
برگردیم به استقلال، وقتی شنیدی فرهاد مجیدی از استقلال جدا میشود، چه فکری به ذهنت خطور کرد؟
در وهله اول چرایی این مساله برایم مهم بود، چون فرهاد در بهترین شرایط استقلال قصد ترک تیم را داشت و خب این برایم عجیب بود که چرا چنین فرصتی را از دست میدهد. آیا او دوست نداشت جام قهرمانی را بالای سر ببرد؟ البته خیلی زود متوجه شرایط خانوادگیاش شدم و فهمیدم که این مساله برخلاف میل باطنیاش بوده است.
یعنی اختلافی با باشگاه نداشت؟
خیر. اینها همه زاییده ذهن آنهایی بود که میخواستند از آب گلآلود ماهی بگیرند و به استقلال ضربه بزنند. البته این را هم بگویم که او اگر از استقلال و مسوولانش دلخور بود که قرارداد داخلی با ما نمیبست... یا به صورت قرضی راهی الغرافه نمیشد. پس مشخص است که او با دلخوری نرفته و مشکل داشته است.
استقلال بدون مجیدی را چطور میبینی؟
استقلال بدون مجیدی مثل استقلال بدون حیدری، مثل استقلال بدون تیموریان و خلاصه کنم این تیم باید بتواند بدون نفرات شاخص خودش هم گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. ما حالا یک تیم هستیم با انگیزه و قدرت فراوان که به چیزی جز قهرمانی فکر نمیکند. استقلال گرچه با مجیدی روزهای خوب و پرفروغی داشت، اما کسی امضا نداده بود که مجیدی تا پایان فصل مصدوم یا محروم نشود. به هر حال فوتبال به گونهای است که کادر فنی و دیگر نفرات تیم باید خودشان را برای هر نوع اتفاق پیشبینینشدهای آماده کنند و رفتن اجباری فرهاد هم یکی از همین اتفاقات بود.
اما ... ؟
قبول دارم که مجیدی مهرهای غیرقابل انکار است و در استقلال زمان او اکثر توپها به او ختم میشدند، اما حالا که مجیدی نیست ما هنوز هم همان استقلال هستیم و باید راهی را که با او شروع کردیم بدون او تمام کنیم. فکر میکنم اگر ما در نیمفصل دوم کمکاری کنیم قطعا زحمات مجیدی در نیمفصل اول هم ضایع خواهد شد. بنابراین برای هدرنرفتن زحمات فرهاد است که تمام بچهها حالا در حال تلاش برای قهرمانی هستند.
فکر میکنی جمع 3 نفره تو، تیموریان و جباری تا چه حد در این موفقیت نقش داشته باشد؟
ما هر سه با استقلال آشنا هستیم و من و مجتبی حتی تجربه قهرمانی در لیگ برتر را هم با این تیم داریم اما آندرانیک که حالا کنار ماست فاقد چنین تجربهای است و فکر میکنم تمام هواداران استقلال هم قبول داشته باشند که ما 3 نفر در این مدت هر زمان که به میدان رفتهایم چیزی برای تیممان کم نگذاشتیم. گرچه در برههای من یا تیموریان یا جباری کنار تیم نبودیم اما در تمرینات و مسابقات هدفمان یک چیز مشخص و واحد است.
بهترینهای نیمفصل اول استقلال را چه نفراتی میدانی؟
فرهاد مجیدی و مجتبی جباری که البته این جمع با وجود آندرانیک تیموریان کامل میشود. این سه نفر عملکرد فوقالعادهای داشتهاند.
پس رحمتی چه میشود؟
بله، بله! مهدی هم عالی بود و انصافا در درون دروازه بهترین عملکرد را داشت.
جدایی جاسم کرار را چطور تحلیل میکنی؟
او بازیکن خوبی بود، اما نتوانست در استقلال جا بیفتد. فقط همین را میتوانم بگویم.
او میگفت که در استقلال به او پاس نمیدادند. این مساله را تایید میکنی؟
به هیچ عنوان. او خودش تنش ایجاد میکرد و حرف گوش نمیداد.
حالا که او در شاهین است فکر میکنی نباید برابر استقلال بازی کند؟
بازیکردن یا نکردن کرار به مسوولان 2 باشگاه مربوط میشود؛ اما من معتقدم نباید این مساله برای ما که هدفمان قهرمانی است مهم باشد. ما استقلالیم و باید تحت هر شرایطی قهرمان جام حذفی بشویم.
ظاهرا از قهرمانیتان خیلی مطمئن هستی؟
رسیدن به قهرمانی جام حذفی از هر حیث برای ما اهمیت دارد. اول آن که این جام را تقدیم هوادارانمان میکنیم تا جبران جام حذفی فصل پیش شده باشد و بعد هم سهمیه لیگ قهرمانان آسیا را به دست میآوریم. به این ترتیب راه میانبری هم به آسیا زدهایم.
قبول داری مسیری که تا فینال جام حذفی داشتید چندان دشوار نبود؟
این حرف را نمیپذیرم. اگر منظورتان سایپا مهرکرج و شهرداری یاسوج است این تیمها راهآهن، تراکتورسازی و فولاد را حذف کرده بودند و خودتان شاهد بودید که ما سایپا مهرکرج را در 90 دقیقه نتوانستیم شکست بدهیم. از آن گذشته بازی حساس و بزرگ ما در داربی جام حذفی را هم که به یاد دارید آن بازی برای استقلال خیلی سنگین و دشوار بود بنابراین ما آسان به فینال جام حذفی نرسیدیم.
این خودباوری میان نفرات استقلال حاصل چیست؟
اصل و بنای آن را باید بر پایه دوستیها و رفاقتی گذاشت که میان کادر فنی و بچهها در تمرینات برقرار است. خوشبختانه امسال تیم یکدستی داریم و همه هم تشنه قهرمانی هستند.
تیم ملی و نزدیک بودن به جام جهانی تا چه حد این انگیزهها را افزایش داده است؟
بیتاثیر نیست. اما هدف اصلی همه بچهها رسیدن به قهرمانی استقلال است. چون همه میدانند در پس قهرمانی است که خیلی از موفقیتهای دیگر برابرشان قرار میگیرند.
از قهرمانیتان در جام حذفی تا چه حد مطمئنی؟
شاهین بوشهر تیم سرسختی است. نگاه به این نکنید که پرسپولیس در تهران این تیم را با 4 گل شکست داد. آنها به روز استثنایی پرسپولیس خوردند، اما همین تیم در تهران بازی 2 ـ صفر باخته برابر ما را 2 ـ 2 کرد و حتی شانس زدن گل سوم را هم داشتند که در نهایت ما برنده شدیم. آنها هم مثل ما نمیخواهند این فرصت خوب برای آسیاییشدن را از دست بدهند. بنابراین با تمام قدرت به مصاف ما میآیند تا برنده شوند. ما هم هدفمان همان است و با این که بازی در شهر شیراز برگزار میشود اما مطمئن باشید که ما برنده هستیم چون باتجربهتریم.
در لیگ برتر چطور. آنجا هم برای استقلال شانس قهرمانی قائل هستی؟
قطعا! البته این امر مستلزم آن است که قدر خودمان و قدر روزهای آینده را بدانیم. ما در نیم فصل دوم کاری به مراتب سختتر را پیش رو داریم.
چطور؟
بازی با 2 دسته از تیمها که یکسری رقیب هستند و میخواهند بالای جدول باشند و یکسری که در حال سقوط هستند و به هر کاری دست میزنند تا نیفتند. بازی با این دو دسته تیمها به مراتب سختتر از بازیهای نیمفصل اول است.
با مشکلات مالی چطور کنار میآیی؟
حیدری: رودررو شدن با تیمهای شرق آسیا همیشه سخت بوده است به ویژه حالا که آنها پرقدرتتر از قبل هم شدهاند. فکر میکنم ما هم پرقدرتتر هستیم. الان در کادر فنی ایران همه افراد زبده و کاربلد هستند
ما باید واقعبین باشیم. الان همه تیمهای لیگ برتری با این مشکل مواجه هستند و با آن دست و پنجه نرم میکنند. استقلال هم یکی مثل بقیه. اگر بخواهم ذهنم را با این مسائل مشغول کنم آنوقت از فوتبالم در استقلال یا تیم ملی عقب میافتم.
یعنی تو چک دست این و آن ندادهای؟
من تا وقتی از حساب بانکیام مطمئن نباشم چک دست کسی نمیدهم. البته این را بگویم که هر کسی برای کاری که انجام میدهد پول میخواهد و من هم از این قاعده مستثنی نیستم، اما در زندگی از پدر و مادرم یاد گرفتهام که بیگدار به آب نزنم و خودم را به دردسر نیندازم.
پس به همین خاطر فکرت کمتر مشغول است؟
در واقع خودم برای خودم مشغولیت ذهنی بیخودی ایجاد نمیکنم. شکر خدا هر زمان هم که باشگاه توانسته خواستههای مالیام را برآورده کرده و من هم از باشگاه و مسوولانش راضی هستم.
پس با قاعده تحت فشار گذاشتن باشگاه مخالفی؟
هر کسی روش خودش را دارد.
رابطهات با کرش چطور است؟
او یک مربی فهیم و داناست که برای هر حرکتش دلیل دارد...
و تو هم این اخلاق را دوست داری؟
صددرصد. اگر آدم برای هر حرکتی که میخواهد انجام بدهد فکر کند و تصمیم بگیرد قطعا کمتر اشتباه میکند.
در تیم ملی هم جزو شاگردهای خوب کرش هستی؟
من در تیم باشگاهیام سعی میکنم در ازای پول و حقوقی که میگیرم منظم و دقیق باشم و در تیم ملی به خاطر کشورم و مملکتم چنین دیدگاهی را اتخاذ میکنم.
ای کاش همه مثل تو فکر میکردند!
همه مثل من فکر میکنند اما گاهی اوقات عوامل بیرونی و مسائل و مشکلات خانوادگی باعث بروز برخی رفتارها میشود که اسمش را بیدقتی و بینظمی میگذارند والا مطمئن باشید هیچکس ذاتا آدم بیانضباطی نیست.
مدتهاست از تیم ملی دور بودهای. دلت تنگ نشده؟
دقیقا چنین احساسی دارم. آخرین بازیام برابر بحرین بود که 6 بر صفر این تیم را شکست دادیم و پس از آن در بازی با مس سرچشمه دچار مصدومیت شدم و در این مدت هم بیشتر وقتم صرف بهبود اوضاع پایم بود.
به جامجهانی هم فکر میکنی؟
خیلی وقت است که به این مساله فکر میکنم. من متولد 62 هستم و الان تقریبا 28 سال دارم. اگر به جامجهانی برسیم من در 2014، 30 ساله خواهم بود و فکر میکنم بتوانم به تیم ملی ایران کمک شایانی بکنم.
اما هنوز مرحله سخت کار باقی مانده است.
میدانم. رودررو شدن با تیمهای شرق آسیا همیشه سخت بوده است به ویژه حالا که آنها پرقدرتتر از قبل هم شدهاند. فکر میکنم ما هم پرقدرتتر هستیم. الان در کادر فنی ایران همه افراد زبده و کاربلد هستند و در جمع بازیکنان همگی از بهترینها هستند البته خودم را نمیگویم، اما با این شرایط ما اگر کمی هم خوششانس باشیم قطعا به جامجهانی خواهیم رفت.
کرش چه کار کرده که تیم ملی تا این حد متحول شده است؟
او راه و روش خاص خودش را دارد و در این چند ماهه توانسته در کنار رفاقتی که بین خودش و بچههای تیم ایجاد کرده به لحاظ تاکتیکی هم روی تیم تاثیرگذار باشد. او عاشق ترکیبهای هجومی و فوتبال رو به جلو است و قواعد کارش را بر این پایه و اساس تنظیم میکند.
چه چیزهایی از او آموختهای؟
خیلی چیزها. مثل روحیه برد داشتن.
فکر میکنی در جمع تیمهای شرق آسیا کدام تیمها سرسختتر از بقیه هستند؟
استرالیا، ژاپن و کرهجنوبی.
تلویزیون هم نگاه میکنی؟
بله. بیشتر برنامههای ورزشی، اخبار و سریالها.
تیم محبوبت در خارج از ایران کدام است؟
رئال مادرید.
امسال خوب کار میکند؟
هر سال خوب کار میکند اما مدتی است که قرعه شانس به نام بارساییها میافتد و هر بار آنها موفق میشوند اما این مساله هیچ چیز از محبوبیت رئال مادرید در دل هوادارانش نمیکاهد، چون یک تیم با پرستیژ و کاردرست است.
از انتخاب لیونل مسی به عنوان بهترین بازیکن جهان راضی بودی؟
خیر.
چطور؟
چون فکر میکنم کریس رونالدو بهتر بود. البته شاید کمی با تعصب رئالی این نظر را داده باشم اما فکر میکنم مسی در بارسلوناست که میدرخشد. چرا او در تیم ملی آرژانتین این مسی نیست؟
به مربیگری در فوتبال هم فکر کردهای؟
زیاد نه. فعلا تمرکزم روی بازیکردن است.
زود است؟
خب شاید دو، سه سال دیگر روی این موضوع جدیتر فکر کنم.
حرف پایانی؟
در این سالها که متاهل شدهام یک نفر دیگر هم در زندگیام بوده که در موفقیتهای من نقش بسزا و انکارناپذیری را داشته و او کسی نیست جز همسرم که ظرف 5، 6 سال گذشته همواره مرا تشویق کرده تا در مسیری که انتخاب کردهام درست حرکت کنم ودر واقع او تکمیلکننده راهی بود که پدر و مادرم برای موفقیت من آغاز کردند. از او متشکرم و امیدوارم بتوانم محبتهایش را جبران کنم.
محمدرضا مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: