خاطره

عاقبت مردم آزاری

با سلام به کارکنان تپش، امیدوارم در کار خود موفق باشید. خاطره‌‌ای را که برایتان ارسال کرده‌ام، مربوط به سال قبل است که تازه به محلی که در حال حاضر ساکن هستیم آمده بودیم. درمحلی که هستیم در خیابان... آپارتمانی اجاره کرده بودیم که روز اول با تعجب مشاهده کردیم با کمترین قیمت اجاره، صاحبخانه راضی شد و ما خوشحال وسایلمان را به‌ آن آپارتمان منتقل کردیم.
کد خبر: ۴۵۲۹۸۷

روزهای اولی که آمده بودیم، متوجه چیزی غیرعادی نبودیم. ولی بعد از یکی دو ماه متوجه شدم کوچه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، به خاطر چند جوان خلافکار جزو بدنام‌ترین کوچه‌هاست. چند جوان شرور آسایش را از ساکنان کوچه گرفته بودند. انواع و اقسام رفتارهای خلاف و فروش مواد و زورگیری و... .

خلاصه به هر کس که می‌گفتی، فلانی چرا اقدامی نمی‌کنید می‌ترسیدند و می‌گفتند آنها زورشان زیاد است. بارها شاهد بودم که یکی از آن جوانان شرور با خودروی خود در خیابان جولان داده و از سر و صدای اگزوز آن، مردم گوش‌های خود را گرفته‌اند. حتی مقابل مدارس دخترانه مزاحمت ایجاد می‌کردند.

اما یک روز خودروی خود را کنار خیابان پارک کرده بودم که دیدم یکی از همان جوانان خلافکار با خودروی خود بشدت به خودروی من کوبید؛ طوری که خودرو به آن‌ ور جوی آب کشیده شد. جوان شرور به اعتراض من اهمیتی نداد و با خنده گذشت و رفت. دوست او که در کنارش نشسته بود نیز فرار کرد. به ماموران اطلاع دادم و آنها خودروی مقصر را به پارکینگ منتقل کردند. یکی دو ماه از صاحب خودرو خبری نشد تا این که صاحب خودرو که همان دوست جوان شرور بود، آمد نزدم و اقرار کرد با تهدید مجبور شده خودروی خود را در اختیار آن شرور بگذارد و چون هیچ مدرکی همراهش نبوده، از صحنه تصادف پا به فرار گذاشته و حالا حاضر به پرداخت خسارت وارده است.

چون دیدم جوانی است صادق و حاضر به همکاری است، با مشورت از او خواستم نامه‌ای برای مقامات انتظامی نوشته و اعمال چند جوان شرور را که آسایش و آرامش را از اهالی این منطقه گرفته است، شرح دهد؛ نامه‌ای توسط دوست جوان شرور نوشته شد و اکثر اهالی امضا کردند که در آن شرح داده شد این چند جوان شرور به اقداماتی از قبیل فروش مواد مخدر، زورگیری و مزاحمت برای نوامیس مردم دست می‌زنند.

چند هفته بعد از نوشتن آن نامه، یک روز که به خانه برمی‌گشتم، مشاهده کردم در محل و خیابان جمعیت انبوهی گرد آمده‌اند و سر و صدا زیاد است. جلو رفته و دیدم ماموران نیروی انتظامی در حال چرخاندن آن چند جوان شرور در محل هستند و مردم از اقدام ماموران تشکر می‌کنند. آن چند متهم نیز التماس کرده و از کرده خود عذرخواهی می‌کنند. تا آن لحظه آنها را به آن صورت که در حال التماس بودند، ندیده بودم. سال‌ها بود که زور می‌گفتند و مردم را اذیت می‌کردند. امیدوارم درس عبرتی باشد برای کسانی که حاضر به تمکین در مقابل قانون نیستند.

سعید مرادی ـ تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها