کم‌سلیقگی در تیتراژ «پنجره»

پخش سریال «پنجره» بتازگی از شبکه تهران آغاز شده است و قدرت‌الله صلح‌میرزایی کارگردانی آن را به عهده دارد.
کد خبر: ۴۵۰۹۱۳

ابتدا طبق معمول به سراغ بررسی ایده اصلی تیتراژ می‌رویم. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که نمی‌توان در کل دورنمایی از ایده‌ تیتراژ‌ مطرح کرد؛ چون یافتن منطق خاصی میان تصاویری که به نمایش در می‌آید کمی دشوار به نظر می‌رسد. ابتدای تیتراژ با تراشیدن یک قلم آغاز می‌شود و المان‌های بصری مانند کاغذ و ابزار رسم و نوشتن را شاهد هستیم، اما ناگهان با یک دیزالو به چراغانی در جلوی یک خانه وارد می‌شویم و تصاویر دیگر هم از پی همین تصویر می‌آیند. در ادامه‌ تیتراژ و برای معرفی عوامل، تصویر رسم شده‌ گرافیکی آنها به نمایش در می‌آید. مانند اسکیسی که از روی چهره‌های آن رسم شده و حالا قرار باشد مورد پرداخت بیشتر قرار گیرند.

در ادامه نیز تصاویری از بخش‌های مختلف داخل سریال را می‌بینیم، تصاویر خوشی و غم و...

سوال اصلی اینجا پیش می‌آید که چه چیزی قرار است این تصاویر را به هم مرتبط کند؟ اصولا ترکیب عنصر تصویری مانند فیلم یا عکس، با عنصر گرافیکی کار بسیار دشواری‌ است، نه از این جهت که اجرای آن از نظر امکانات دشوار باشد، بلکه استفاده و تصویرسازی چشم‌نواز و هنرمندانه و خلاقه از آن بسیار دشوار بوده و نیازمند درک بصری بسیار بالاست. اما در تیتراژ سریال پنجره شاهد ترکیب این عناصر هستیم که عملا در اجرا می‌توان گفت شکست خورده است.

از نگاهی دیگر اگر بخواهیم تصاویر و ابعاد بصری تیتراژ را در نظر بگیریم، هیچ هارمونی رنگی خاصی میان تصاویری که به‌نمایش درمی‌آیند، وجود ندارد. یعنی از نظر تکنیکی و از نظر ماهیت تصاویر، فاقد هرگونه هماهنگی است و این از نقاط ضعف جدی تیتراژ به شمار می‌رود.

از طرفی دیگر، نشان دادن بخش‌هایی از درون سریال چندان نمی‌تواند به خودی خود جذاب باشد، مگر این که در نمایش آن عنصری دیگر هم دخیل باشد. برای مثال در تیتراژ سریال هشدار برای کبری ۱۱، بخش عمده‌ای از تیتراژ نمایش، بخش‌هایی از اتفاقاتی است که در طول سریال رخ داده، اما تعریف نمایش این عناصر در آنجا این است که ژانر آن سریال حادثه‌ای است و عمده‌ تصاویر هم تصاویر اکشن و بدیع (به فراخور ژانر سریال) هستند که معمولا با یک تصحیح رنگ جدید و متفاوت از درون سریال، به تصویر کشیده می‌شوند که این تصحیح رنگ ماهیتی جداگانه به تصاویر تیتراژ می‌دهد، چرا که هارمونی رنگی ثابتی دارد.

فونتی که برای تیتراژ استفاده شده، ساده و سفیدرنگ است اما به دلیل حاشیه‌ سیاه‌رنگ اطرافش، بعد زیباشناختی آن را سلب کرده است، در حالی که می‌شد فونتی ساده، اما بهتر و خوش‌سلیقه‌تر در آن به کار برد تا جلوه‌ تیتراژ را بیشتر کند.

موسیقی تیتراژ سریال پنجره هم از همان نقد همیشگی نسبت به تیتراژهای عمده‌ سریال‌ها رنج می‌برد، موسیقی‌ای که چندان هویت مشخصی ندارد و می‌تواند در هر جایی استفاد شود.

در آخر باید گفت تیتراژ پنجره نتوانسته است در مرحله‌ ایده و اجرا چندان موفق باشد، در حالی که با کمی اعمال سلیقه می‌شد نتیجه‌ مطلوب‌تری به دست آورد.

حمیدرضا رفعت نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها