حرکت دوربین در مرحله نخست به 2 بخش اصلی حرکت اپتیکی و حرکت فیزیکی قابل تقسیم است.
حرکت اپتیکی عبارت است از تغییر فاصله کانونی با بهرهگیری از لنز دوربین که به 2 شکل زوم این (حرکت از نمای واید به نمای تله) و زومبک (حرکت از نمای تله به نمای واید) مورد استفاده قرار میگیرد. این تدبیر بصری را تا حدی در مرحله تدوین هم میتوان ایجاد کرد، هم با پرکاربردترین و پرسابقهترین نرمافزار تدوین یعنی پریمیر (Adobe Premiere) و هم با استفاده از نرمافزار پرقابلیتی همچون افتر افکت (Adobe After Effect).
اما حرکت فیزیکی دوربین به دو صورت امکان پذیر است. یکی حرکت سر دوربین به طرفین و بالا و پایین که به آن پَن و تیلت میگویند و دیگری حرکت خود دوربین که به چند شکل تراولینگ، کرین، استِدی کم، دوربین روی دست و... انجام میشود.
یکی از تکنیکهایی که در فیلم مستند میتواند کاربرد جالب توجهی داشته باشد تلفیق 2 حرکت اپتیکی و فیزیکی است که نخستین بار هیچکاک در فیلم سرگیجه از آن استفاده کرد؛ یعنی زوم این همراه حرکت دوربین به عقب یا زوم بک همراه حرکت دوربین به جلو. تأثیر روانی این حرکت که به دلیل همزمانی دو حرکت مخالف، نوعی دفرمی در تصویر ایجاد میکند القای حالت سرگیجه، پریشانی، عدم توازن و مواردی از این قبیل است.
به طور کلی هر یک از حرکات دوربین معنای زیباشناسانه خاصی دارند و نمیتوان صرفاً به حکم لزوم تنوع بصری از آنها بهره برد. این دیگر به میزان شناخت بصری فیلمساز بستگی دارد که برای هر موضوع و سوژه کدام حرکت را انتخاب میکند و البته به امکانات کار با مدیوم فیلم مستند نیز وابسته است که نمیتوان همه جزئیات آن را از قبل پیشبینی کرد.
اگر در فیلم داستانی، میزانسن کارگردان است که لحظه ورود هر یک از بازیگران را جلوی دوربین کنترل میکند در فیلم مستند بخصوص در مستندهای اجتماعی و مستندهایی که شکار لحظه در آنها اولویت است، این تصویربردار است که با هوشمندی خود در شیوه استفاده از حرکت دوربین، عناصر مختلف را وارد کادر و از این طریق نیاز مخاطب را به مشاهده تدریجی تصاویر برطرف میکند. البته نقش تدوینگر را هم نباید در این زمینه نادیده گرفت، چراکه امروزه به مدد نرمافزارهای پیشرفته تدوین، بسیاری از ناممکنهای گذشته ممکن شده و حتی لرزش و حرکت اضافی دوربین را هم میتوان تصحیح کرد و از این نظر مستندساز امروز با محدودیت کمتری نسبت به اسلاف فیلمساز خود روبهروست.
آزاد جعفری