چهره روز

حاجی بخشی آسمانی شد

بیرق به دست با آن ریش‌های سفید و انبوهش، تصاویر دوران کودکی‌ام از مردی است که نامش با روزهای دفاع و جبهه و خاکریزها پیوند خورده است. پیشانی بندش را بعد از پایان جنگ تحمیلی باز نکرد و در تجمعات مختلفی که در محکوم کردن خوی استکباری دولت‌های غربی برگزار می‌شد، ‌در صف اول قرار داشت.
کد خبر: ۴۵۰۲۵۸

نامش حاج ذبیح‌الله بخشی است اما همه او را به اسم حاجی‌بخشی می‌شناختند. متولد 1312 بود و با این‌که زخم خورده جنگ جهانی دوم بود و پدرش توسط نیروهای متفقین کشته شد؛ اما وقتی جنگ نیروهای بعثی علیه کشورمان شکل گرفت، میانسالی‌اش مانع از آن نشد تا نشستن در شهر و حضور در پشت جبهه‌ها را انتخاب کند برای همین راهی خاکریزها شد. موقعی که جنگ به پایان رسید دو پسر و یک دامادش را در آن آستان جا گذاشت. حضور پرروحیه‌اش در جبهه باعث شد تا وقتی که یک بار مجروح شده و شایعه شهادت او مطرح شد، همرزمانش روحیه خود را برای مدتی از دست بدهند. به خصوص که رادیو بغداد نیز با خوشحالی خبر داد حاجی‌بخشی را کشته‌اند. اما حاجی بخشی بعد از بهبودی به جبهه بازگشت و بلند اعلام کرد: «صدام شایعه کرده من مرده‌ام. آمدم به او بگویم من از آن دنیا آمدم تا تو را با خودم ببرم!».

حاجی بخشی همه افتخاراتش را مدیون فعالیت‌هایش در ایام دفاع مقدس و بعد از آن بود. یعنی حتی وقتی که کاخ سفید تهدیدات لفظی‌اش علیه ایران را تشدید ساخت و دولت بوش هم، امکان حمله نظامی علیه ایران را رد نکرد حاجی‌بخشی باز هم بیرقش را به دست گرفت و سربندش را بر پیشانی بست و فریاد زد: «بگذارید آقای بوش این را بداند... اگر حمله کنند، ما از زمین و آسمان به آنها حمله می‌کنیم مردمانی مثل من و ۲۰ میلیون داوطلب دیگر هستند که آماده بستن بمب به خودشان می‌باشند یا با قایق‌های تندرو به سوی کشتی‌های آمریکایی‌ها می روند».

اینک حاجی‌بخشی که چندی قبل سکته مغزی کرد و به کما رفت، دل از زمین کنده و پیش همرزمان شهیدش رفته است.باشد که در جوار رحمت حق آرام گیرد.

مریم جمشیدی /گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها