بررسی پرونده کلاهبرداری با سوءاستفاده از باورهای دینی مردم

رمالی که با شیطان همدست بود

چندی پیش پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران از مالباختگان و شاکیان پرونده‌ای عجیب خواست که در صورت داشتن شکایت به این پایگاه بیایند.
کد خبر: ۴۴۷۴۷۷

آبان ماه امسال مردی به پلیس مراجعه کرد و از گم شدن دختر 25 ساله‌اش (آرزو) گفت. بعد از تحقیق و پیدا شدن دختر مشخص شد که این دختر با 8 میلیون تومان پول نقد و مقداری طلا از خانه خارج شده و حتی منزل مادرش را هم به فردی فروخته است. با ادامه تحقیقات ردپای مردی به نام یاسر در این پرونده پیدا شد که چک‌هایی را که خریدار بابت خرید خانه به آرزو داده بود نقد می‌کرده است.

در پیگیری‌های بعدی از این جوان 32ساله، 3 آدرس و مشخصات متفاوت به دست آمد: او خود را وکیل پایه یک دادگستری، در جایی دیگر مدیر کاروان حج و زیارت و در مورد سوم دبیر‌آموزش و پرورش معرفی کرده بود.

زمانی که دختری از اقوام آرزو از این موضوع باخبر شد، پیش پلیس رفت و تمام آنچه را از یاسر می‌دانست بازگو کرد. او گفت یاسر هم‌خدمتی برادرش بوده که به خانه آنها رفت و آمد داشته است و بعد از مدت‌ها کش‌مکش با این‌که متاهل بوده، او را راضی کرده که شرعا می‌تواند بدون اجازه پدر و مادر به عقد او دربیاید و به این ترتیب یک سال پنهانی با او رابطه داشته است. مطابق گفته این دختر، یاسر سپس در یکی از مجالس با آرزو آشنا می‌شود و وقتی درمی‌یابد آرزو دوست ندارد با خواستگار سمجش ازدواج کند، می‌بیند که طعمه خوبی گیرش آمده و او را نیز فریب‌می‌دهد.

از طرفی یاسر در اعترافاتش گفته است که با رمالی این‌طور به آرزو قبولانده که شیطان در اموال او و خانواده‌اش رسوخ کرده و او برای رهایی از این وضعیت باید هر چه که هست بفروشد.

وقتی که «آرزو» در پایگاه ششم پلیس آگاهی در جریان مسائل یکی از اقوامش و عقد او با «یاسر» قرار گرفت، تازه متوجه شد که تمامی اتفاقات نقشه‌ای برای به‌دست آوردن 65 میلیون تومان پول خانه به علاوه میلیون‌ها تومان طلا و حتی لوازم گرانقیمتی بوده که پدر و مادرش برای تنها فرزند خود خریده بودند.

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس

خرافه، خرافه‌گرایی و بیم از آینده، فالگیری و نظیر آن و این‌که انسان همواره می‌خواهد ببیند که آینده‌اش چه می‌شود و سراغ ماورا می‌رود، ریشه در چندین هزار سال گذشته دارد و به جوامع اولیه و ابتدایی بازمی‌گردد. در قبایل اولیه مانند قبیله‌های سرخپوستی، جادوگران و رمالانی وجود داشتند که کار مهمی بر گردنشان بوده. درباره آینده به اعضای قبیله‌شان می‌گفتند. آنها نقش مهمی در تصمیم گیری‌های آینده قبیله‌شان ایفا می‌کردند.

این قصه سر دراز دارد. ریشه خرافه‌گرایی را نه در قرن 21 و در ایران بلکه باید در هزاران سال پیش و در سراسر جهان جستجو کرد. فرهنگ خرافه‌گرایی، فال‌بینی، طالع‌بینی و تاس‌گردانی ریشه‌های بسیار عمیقی در همه فرهنگ‌ها ازجمله فرهنگ ما دارد. به صورت غیرمستقیم و غیرملموس ما با این افکار بزرگ شده‌ایم و نمی‌توانیم این مهم را کتمان کنیم.

امروزه ما سعی می‌کنیم که در مطبوعات، کتاب‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و آموزش‌های پلیسی، این آگاهی را به مردم بدهیم که همه اینها پوچ است، اما اثر آموزه‌هایی که در طول قرون متمادی وارد ذهن ما شده به این سادگی از بین نمی‌رود. تاثیر این آموزه‌ها به مراتب بیشتر از صدها برنامه آموزنده در صداوسیماست. این تفکرات به نوعی در ذهن جامعه ما ریشه دوانده و به سادگی نیز از بین نخواهد رفت.

تحصیلات، آگاهی، درک و شناخت، بی‌شک دشمن خرافه و خرافه‌گرایی است. نمی‌توان گفت همه کسانی که این مولفه‌ها را دارند ضدخرافه هستند، اما حتما در کیفیت و کمیت آن تاثیر دارد. حتی افرادی در طبقه‌های بالای اجتماعی، اگر به درمان نازایی اعتقاد نداشته باشند، ممکن است به فال ورق و قهوه اعتقاد داشته باشند. رفتارهایی که خرافه را گسترش می‌دهند از طریق سریال، ماهواره، سی‌دی، گپ‌زدن‌ها و یک کلاغ چهل کلاغ کردن تقویت می‌شوند. خرافه‌های موجود در هر جامعه هم در جوامع توسعه یافته و هم در حال توسعه باعث تقویت خرافه‌گرایی می‌شود. مثلا اوج خرافه‌گرایی در ایران در دوره صفویه بوده است. همه اینها خرافه‌گرایی در جامعه را افزایش می‌دهد و بسادگی هم نمی‌توان آن را از میان برداشت.

حال در این میان، بر مردم ماست که آگاهی پیدا کنند. هر چه میزان آگاهی مردم بیشتر شود، خرافه کمرنگ‌تر می‌شود، اما این کار یکی دو سال و حتی صد سال نیست. آگاهی مردم باید طی قرون بیشتر شود و زمان هم بگذرد تا این باورهای غلط چند هزار ساله از میان برود. مردم جامعه ما نیز مانند سایر جوامع برای حل کردن این قصه دراز نیاز به زمان دارند.

دکتر علی نجفی‌توانا، جرم‌شناس

در مورد رمالی و اقداماتی از این دست، قانونی داریم مصوب سال 1324 که تصریح می‌کند «هر گونه اقدام به رمالی، جن‌گیری و فالگیری جرم محسوب می‌شود و مطابق بند 18 ماده 3 آیین‌نامه همین قانون، فرد یا افرادی که از طریق رمالی و پیشگویی در منزل یا مغازه اقدام به فریب مردم کنند و این کار را به عنوان کسب و پیشه خود قرار دهند، مرتکب جرم شده و قانون برای این افراد مجازات حبس و جزای نقدی را پیش‌بینی کرده». اگر بخواهیم این مورد خاص را بررسی کنیم، قانون‌های دیگری هم داریم که در این مورد بخوبی می‌توان به آنها استناد کرد.

معمولا زمانی که رمالی منجر به تحصیل مال نامشروع بشود، متهم تحت عنوان کلاهبردار تحت پیگرد قرار می‌گیرد و ماده یک قانون تشدید مجازات ارتشاء و کلاهبرداری، در مورد او اعمال می‌شود که حبس و جزای نقدی است: «هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت‌ها یا تجارتخانه‌ها یا کارخانه‌ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیرواقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیشامدهای غیرواقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصاحساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد، کلاهبردار محسوب و علاوه‌بر رد اصل مال به صاحبش‌، به حبس از یک تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می‌شود.»

در ادامه این ماده آمده: «در صورتی که شخص مرتکب برخلاف واقع عنوان یا سمت مأموریت از طرف سازمان‌ها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شرکت‌های دولتی یا شوراها یا شهرداری‌ها یا نهادهای انقلابی و به‌طور کلی قوای سه‌گانه و همچنین نیروهای مسلح و نهادها و موسسات مأمور به خدمت عمومی‌ اتخاذ کرده یا این‌که جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون‌، روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان‌های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری‌ها یا نهادهای انقلابی و یا به‌طور کلی از قوای سه‌گانه و همچنین نیروهای مسلح و ماموران به خدمت‌ عمومی باشد علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از دو تا ده سال و انفصال ابد از خدمات ‌دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است، محکوم می‌شود.»

در کل اعتقاد بنده بر این است که در این مورد، اقدامی متقلبانه صورت گرفته که از مصادیق بازر کلاهبرداری است.

سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران

با توجه به ابعاد پیچیده این پرونده، رسیدگی به سایر اتهامات این جوان 32 ساله ادامه دارد و این احتمال وجود دارد که افراد بسیار دیگری نیز باشند که متهم به این شیوه از آنان کلاهبرداری و سوءاستفاده کرده باشد و از این افراد دعوت می‌شود جهت پیگیری موضوع به پایگاه ششم پلیس آگاهی واقع در خیابان نبرد شمالی یا شعبه هفتم دادیاری دادسرای جنایی تهران مراجعه نمایند.

اما حال باید به بررسی این موضوع بپردازیم که چه باید کرد که این اتفاقات در آینده تکرار نشود. در همین مورد توجه شهروندان عزیز را به چند نکته جلب می‌کنیم:

در چنین مواردی به شهروندان محترم توصیه می‌شود مراقب افراد فرصت‌طلب در اطراف خود باشند که همواره به شکل‌های مختلف در کمینشان هستند. این افراد سودجو همواره در کمین هستند و منتظر فرصتی هستند که سوءاستفاده کنند و برای این کار ممکن است دست به هر کاری بزنند. در این پرونده، متهمان حتی از احساسات پاک آنها (قربانیان) نیز نسبت به اعتقادات مذهبی و ارادت به اهل‌بیت(ع) سوءاستفاده کردند و آنها را فریب داده‌اند. این دختر که قربانی این پرونده است در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه درس می‌خوانده است. حتی او نیز نتوانسته است که از گزند یک شیاد سودجو در امان باشد.

این دختر و پدر و مادرش معتقدند اتفاقات اخیر که متهم در ایجاد آنها نقش اساسی داشته، باعث جدایی و طلاق زن و شوهر (والدین دختر) شده است. بنابراین از تمامی شهروندان و هموطنان درخواست می‌کنیم که بین اعتقادات (باورهای مذهبی و...) و خرافاتی مثل رمل و پیشگویی و... تفاوت قائل شده و در زمان بروز مشکلات، این مسائل را با اهلش مطرح کنند و در دام افراد سودجو نیفتند؛ چرا که امروزه در جامعه ما با توجه به مراکز دانشگاهی و مذهبی بهترین مشاوران مذهبی، خانواده و روان‌شناسی و... در نزدیک‌ترین مکان دسترسی ما هستند و باید گفت امروزه دیگر زمان رمالی و پیشگویی برای حل گرفتاری‌های مردم گذشته است و این مشکلات را کارشناسان امر می‌توانند بخوبی حل کنند؛ اتفاقی که هرگز در مراجعه به یک فالگیر و رمال نمی‌افتد.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها