تسریع در اجرای شبکه فاضلاب تهران برای جلوگیری از افت کیفیت منابع آب پایتخت ضروری است
تهران و چالش فاضلاب
کلانشهر تهران با بیش از 10 میلیون جمعیت در روز و بیش از 8 میلیون جمعیت ساکن، حضور بخش اعظم صنایع و نمایندگیهای صنعتی و تمرکز سرمایه در گردش کشور در این شهر به عنوان قلب سیاسی و اقتصادی کشور مطرح است. پهنه وسیع پایتخت، عرصه زندگی، کار و فعالیت این خیل عظیم جمعیت است.
کد خبر: ۴۴۵۲۳۸
رشد لجامگسیخته و بیسامان این شهر پیامدهای ناگوار و ناهنجاری همچون تخریب محیطزیست و افزایش روزافزون انواع آلودگیها را به دنبال داشته است. از جمله مهمترین آلودگیها که سلامت عمومی شهر را تهدید میکند آلودگی منابع آب سطحی و زیرزمینی است. فاضلاب تولید شده در مناطق مسکونی و مراکز صنعتی بهسرعت در رودخانهها، مسیلها و منابع آب جذب شده و این پاکترین نعمت الهی را به یک توده آلوده تبدیل میکند.
سالانه بیش از یک میلیارد متر مکعب آب در شهر تهران مصرف میشود، اما آب مصرف شده در چرخه معیوب و ناقص شهری باقی میماند و راه به جایی نمیبرد و بدین ترتیب آب که در یک مرحله قبل به عنوان مایع زندگیبخش ایفای نقش کرده بود، پس از مصرف مجدد به یک خطر جدی و بالقوه برای بهداشت عمومی و محیطزیست مطرح میشود. این چرخه برای جلوگیری از انتشار آلودگی با ایجاد تاسیسات جمعآوری و تصفیه فاضلاب کامل میشود.
در راستای اجرای طرح فاضلاب تهران، ضرورتهای اجرای طرح و مسائل پیرامون این طرح، میزگردی با حضور صاحبنظران دانشگاهی و اجرایی برگزار شد تا مسائل مبتلا به این طرح بیشتر مطرح شود. علیاکبر عظیمی، یکی از صاحبنظران حوزه آب و فاضلاب و استاد پیشین دانشکده محیطزیست دانشگاه تهران، امیررضا احمدیمطلق، کارشناس ارشد عمران و مدیر طرح جامع فاضلاب تهران، میرباقر اسماعیلی کشتلی، کارشناس ارشد آب و فاضلاب و معاون مهندسی و توسعه شرکت فاضلاب تهران در این میزگرد حضور داشتند.
در آغاز بحث، به ضرورتها و بایدهای اجرای طرح فاضلاب بهویژه در کلانشهری مانند تهران میپردازیم، نظر شما در این باره چیست؟
عظیمی: آب بر حسب نوع مصرف آن انواع آلودگی را پذیرا میشود و ورود این آلودگی یعنی تبدیل آب به فاضلاب. اگر فاضلاب تصفیه شده به محیطزیست وارد شود، بسته به میزان آلودگی و نوع فاضلاب، بار فیزیکی و شیمیایی خواهد داشت. در مورد فاضلاب شهری مهمترین مساله آلودگی میکروبی است که میتواند انواع آلودگی و بیماریها را همچون وبا، اسهال، شبهوبا و ... شایع کرده و مشکلآفرین شود. آلودگی شیمیایی در درجه دوم فعالیت است اما همتراز مورد اول مهم بوده چرا که در همین چند ماه اخیر انواع خبرها و نگرانیها در خصوص بحث آلودگی شیمیایی وجود داشته که منبع آن میتواند فاضلاب باشد. در بحث آلودگی فیزیکی هم مشکلاتی همچون ایجاد بو، گرفتگی خلل و فرج خاک، ایجاد رسوب در زمین و از طرف دیگر رشد و نمو حشرات و حیوانات موزی را در پی دارد. در این بین اهمیت عوارض میکروبی به دلیل بروز سریع و لحظهای آن بسیار حائز اهمیت است. اما عوارض فیزیکی و شیمیایی در دراز مدت هویدا میشود. با توجه به موارد مطرح شده وجود فاضلاب در محیطزیست منشا هر گونه خطر است و بنابراین باید ساماندهی شود تا عوارض آن گریبانگیر مردم نشود.
احمدیمطلق: امروزه وضعیت سامانههای فاضلاب در کشور ما نسبت به سایر زیرساختهای شهری عقبماندهتر است، از لحاظ آماری، متوسط پوشش فاضلاب در شهرهای مختلف ایران بیشتر از 35 درصد نیست و وضعیت فاضلاب روستایی به مراتب وخیمتر است. این امر گویای عقبافتادگی شروع اجرای طرحهای فاضلاب در ایران است و باید هر چه زودتر این کمبود جبران شود. در شهری مثل تهران دسترسی به منابع آب و انتقال آن نقاط مختلف به این شهر امری بسیار مشکل و پرهزینه است و همین بحث بازچرخانی میتواند بسیاری از نیازهای شهری را تامین کند. در این راستا انجام تبلیغات و اطلاعرسانی بسیار حائز اهمیت است تا مردم نیز از این امر استقبال کنند و با اتصال انشعاب به شبکه فاضلاب همسو با اجرای طرحهای فاضلاب باشند.
عظیمی: من نیز در اینجا بر همین بازچرخانی یا استفاده مجدد تاکید میکنم. برای مدیریت تاسیسات فاضلاب چند معیار وجود دارد که اولین معیار بهداشت است. در درجه دوم محیط زیست قرار دارد برای حفظ سلامت مردم و ارتقای سطح بهداشت. قدم بعد، بحث بسیار مهم استفاده مجدد است. معیار دیگر عدم اذیت و آزار مردم است. طرح فاضلاب نباید باعث تولید بو، ازدیاد حیوانات موذی، ایجاد راهبندان و ترافیک شود و در کل آرامش و آسودگی مردم بر اثر عدم اجرای طرح به خطر نیفتد. مساله دیگر، مسائل فرهنگی است. اجرای طرح فاضلاب نیز همچون سایر طرحها باید با شرایط فرهنگی، مذهب و آداب و رسوم مردم هماهنگی داشته باشد. نکته دیگر، راهبری و نگهداری است، تاسیسات فاضلاب باید به گونهای ساخته شود که از نظر بهرهبرداری و تعمیر و نگهداری بومی و ایرانی شده باشد، نباید تکنولوژیای استفاده شود که پس از اجرا برای تهیه یک قطعه محتاج کمک خارجی باشیم و آخرین مساله صرفه اقتصادی و تعریف سود و زیان از اجرای یک طرح فاضلاب است، در انجام پروژه فاضلاب سود آن نسبت به زیان صددرصد است، اگر طرح فاضلاب اجرا نشود، با توجه به مشکلات محیط زیستی و بهداشتی که برای مردم به وجود میآید ممکن است به ازای هر ریال چند هزار برابر متضرر شویم و حتی برخی آسیبها همچون تخریب محیطزیست جبرانناپذیر است.
اسماعیلی: قبل از ورود به بحث طرح فاضلاب میخواهم بر مفهوم آلودگی بیشتر دقت شود، زمین در بستر اول شرایط خاص خودش را دارد، یعنی هرچه وارد آن میشد خودش قابلیت پالایش و تصفیه آن را داشت و میتوانست به نوعی عدم تصفیه را جبران کند، ولی وقتی بر یک بستر، بار اضافی وارد میشود باعث ایجاد واکنش میشود. طبیعت بازچرخانی خاص خودش را در شرایط طبیعی داشته است. وقتی این شرایط طبیعی به هم میخورد شرایط جدیدی همچون آلودگی تحمیل میشود و باعث به هم خوردن نظم طبیعی میشود. چرا ما هیچوقت نمیگوییم باید در یک دشت کمجمعیت فاضلاب اجرا شود، چون در این شرایط خاک، کار خود را انجام میدهد. هر جمعیتی که وارد یک فضا میشود یک بار آلودگی ایجاد میکند و باعث ایجاد تغییر در بستر میشود. این موضوع ظرفیت مشخصی دارد که آلودگی را در زمان مشخص پذیرا میشود که به آن ظرفیت خودپالایی میگویند؛ اما زمانی که ورودی بیش از ظرفیت شد، نیازهای جدید اتفاق میافتد که ظرفیتی برای آن نیست.
طرح فاضلاب تهران از سال 74 آغاز و هماکنون پیشرفت فیزیکی طرح فاضلاب تهران به حدود 40 درصد رسیده است. اما کشورهای پیشرفته دنیا این طرح را بیش از صد سال است اجرا کردهاند و به پیشرفتهای چشمگیری از نظر استاندارد و روش ـ هم در اجرا و هم در حوزه بهرهبرداری ـ رسیدهاند. وضعیت ایران و تهران از نظر استفاده از تکنولوژی روز و استانداردهای اجرا و بهرهبرداری چگونه است؟
عظیمی: در این بحث توجه به چند نکته الزامی است. هماکنون در دنیا بحث مدیریت از منبع تولید مطرح است، یعنی همانگونه که مردم زباله را از منبع جداسازی میکنند و بازیافت را بسیار سادهتر میکنند در فاضلاب هم این امر صادق است. مبدا تولید به 2 دسته آب سیاه و آب خاکستری تقسیم میشود، آب خاکستری مجموعه فاضلاب تولیدشده و بدون ورود توالت است شامل فاضلاب حمام و روشویی و ظرفشویی ...، آب سیاه تولید شده در توالت شامل بخش عمدهای از مواد شیمیایی و مواد آلی همچون فسفر، پتاسیم و نیترات است که وارد فاضلاب میشود اما در واقع فاضلاب سیاه کمتر از یک درصد فاضلاب خانگی را شامل میشود ولی بخش عمده آلودگی از این طریق وارد فاضلاب میشود.
آب خاکستری در این صورت با پیشتصفیه بسیار ساده میتواند جایگزین آب آشامیدنی شود. این روشها، آخرین تکنولوژی و دستاورد بخش فاضلاب در دنیاست که البته این امر در جاهای کوچک ممکن است. ما میتوانیم در احداث شهرکهای جدید به این مساله توجه کنیم و سامانه فاضلاب منازل به طوری طراحی شود که فاضلاب در مبدا برحسب کمیت و کیفیت مواد داخل آن از هم جدا شود. اما در کلانشهرها که سامانه فاضلاب به صورت سنتی ساخته شده و این تفکیک عملا امکانپذیر نیست ناچاریم فاضلاب را جمعآوری و سپس تصفیه کنیم، اینکه چه سهمی باید به کار بگیریم که در مفاهیم استفاده میشود به نظر من مهم نیست، نکته مهم شرایط اقتصادی و اجتماعی ماست که کدام روش برای شرایط ما مناسب است.
درخصوص استانداردهای اجرا هم دو نکته مهم مطرح است: یکی اینکه سازمانی مانند بهداشت جهانی، کتاب راهنما براساس تحقیقات روز دنیا ارائه میدهد و میگوید فاضلاب در چه سطحی و تا چه درجهای باید تصفیه شود، البته این محدوده یک دامنه است، اما این راهنماییها در سطح ملی به استاندارد تبدیل میشود و این دولتها هستند که استاندارد را تعریف میکنند.
احمدیمطلق: اگر بخواهیم از باب مقایسه وارد شویم، صنعت فاضلاب ما عمر چندانی نسبت به کشورهای توسعهیافته ندارد، ابتدا ما باید اهداف و الزامات عملکردی و نیازهای خودمان را از سامانه فاضلاب تعریف کنیم. این موضوع در ایران کمتر مورد توجه بوده که ما از سیستم فاضلاب چه انتظاری داریم، بازده مطلوب یک طرح فاضلاب چقدر باید باشد یا در بحث بهرهبرداری میزان حوادث فاضلاب چقدر باید باشد که همگی به مساله الزامات عملکردی برمیگردد. ما ضوابط تعریفشده در این خصوص نداریم و حداقل میتوانیم از استانداردهای تدوینشده موفق الگوبرداری کنیم تا برای خودمان سطوح قابل قبول تعریف شود، بحث دیگر در مبحث روش اجرای شبکه فاضلاب است که بحث مهم معیارهای اجتماعی طرح باید در آن لحاظ شود. مثلا در روشهای لولهگذاری کشورهای پیشرفته به سمت لولهگذاری بدون حفر ترانشه پیش رفتهاند، اما ما هنوز اقدام جدی نداشتهایم، علت آن بحث هزینههای اجتماعی است که باید برای اجرا درنظر گرفت. این هزینهها بیشتر پنهان هستند، چرا که وقتی به روش ترانشه باز اقدام به اجرا میکنیم انواع آسیبها همچون ترافیک محلی، اخلال در کسب و کار، مصرف بیشتر بنزین، هدررفت زمان و انرژی و ... همه به عنوان هزینه اجتماعی هستند. اگر هزینه پرداختی به پیمانکار را حساب کنیم در کل هزینه روشهای بدون حفاری روباز مقرون به صرفهتر خواهد بود. با نگاه کلان و ملی و با درنظر گرفتن هزینه اجتماعی بحث اجرا، شیوههای کنونی باید تغییر یابد.
اسماعیلی: در شاخه تکنولوژیکی طرحهای فاضلاب کشور و مقایسه آنها با استانداردهای جهانی دو نگاه را مطرح میکنم، اولی نگاه مدیریتی است و دوم نگرش استانداردی است. بهترین مرجعی که میتواند در انتخاب و اجرا به ما کمک کند، تاریخ و نگاه به سیستمهای پیشین است. ما میبینیم کشورهای غربی نیامدهاند در یک مقطع تمام استانداردها را در تمام شهرها و تاسیسات خود پیاده کنند و به نقطه آخر استانداردها برسند، چرا که یک تجربه ناموفق باعث آسیب کل مجموعه میشود.
از تشکیل شرکتهای آب و فاضلاب در سال 70، انباشتی از نیاز به اجرای طرحهای فاضلاب در کشور پدید آمد، اگر این مجموعه بخواهد به تمام این نیازها به صورت حداکثری بپردازد، دچار چالش میشود، اما اصل اول تجربه میگوید باید ابتدا منبع آلودگی را از محیط زندگی مردم خارج کنیم، در اینجا صرفه اقتصادی را نیز باید در نظر گرفت که برای اجرای طرح در گام اول در حداقل زمان و حداقل هزینه، گام اول اجرای طرح آغاز شود.
نظر من این است که ما واقعا نیاز به استانداردهای خیلی سخت نداریم، باید توجه کنیم کشوری که صد سال سابقه تحقیق و تجربه در تصفیه را دارد، نمیتوانیم دقیقا تکنولوژی آن را در کشور پیاده کنیم، باید تناسب تکنولوژی وارداتی و محیط خودمان را حل و با شروع اجرا آینده سیستم را پیشبینی کنیم. برای مثال بسیاری از طرحها هستند که ما پیشبینی 25 ساله درباره آنها داشتهایم، ولی با اتمام دوره میبینیم طرح به نیمه راه نرسیده است، چرا که پیشبینی لازم را در این خصوص نداشتهایم و بنابراین از توجیه مهندسی خارج میشود. در برخی جاها با هزینه یک تصفیهخانه کنترل از راه دور و پیشرفته، میتوان 3 تصفیهخانه متوسط با تکنولوژی استاندارد احداث کرد، چون آلودگی بتدریج هزینه خود را میگیرد و روند به روز منابع آب و خاک را از بین میبرد، بنابراین ما باید سرعت رادر بخش اجرا افزایش دهیم و طبق نیازها و فرصتها روش مناسب را برای رسیدن به هدف انتخاب کنیم.
درخصوص معیارهای فرهنگی اجرای طرح و اهمیت آگاهی مردم از اجرا و استفاده از طرحهای فاضلاب چه اقداماتی باید صورت گیرد؟
عظیمی: معیارهای فرهنگی جزو مهمی از اجرای طرحهای فاضلاب است؛ طرحهایی که با مردم سر و کار دارد و در سطح شهر اجرا میشوند همچون ترافیک، آبرسانی و فاضلاب. تمام این مواردی است که مردم حساسیت خاصی روی آنها دارند و هر مشکلی در این زمینهها باعث ایجاد نارضایتی میشود، بنابراین لازمه کار در این موضوعات در نظر گرفتن خواستهها و شرایط شهروندان است و همراهی و مشارکت آنان شرط اجرای صحیح این طرحهاست. کار اگر خوب ارائه شود با استقبال مواجه میشود و برعکس، وقتی فردی بداند که با اجرای یک طرح سلامت، محیط زندگی و بهداشت وی ارتقا مییابد قطعا همکاری خواهد کرد، ولی گام اول توجیه آنان است. جلب حمایت مردمی با ارائه اطلاعات درست ضروری است. یقین دارم اگر خدمات صحیح به مردم ارائه شود، مردم عکسالعمل مناسبی خواهند داشت. باید بدبینیها را از بین ببریم، باید عملا به مردم نشان دهیم که با اجرای پروژه فاضلاب در یک شهر سطح زندگی مردم بهبود مییابد و بر همه موارد اثر مثبت میگذارد. در مرحله بعد آموزش نحوه استفاده مردم از شبکه فاضلاب است، برای مثال ورود یک کیلو آلودگی چربی میتواند چند متر مکعب آب را به فاضلاب تبدیل کند که هزینه بسیار سنگینی برای تصفیه آن باید پرداخت در حالی که همان یک کیلوگرم زباله براحتی قابل بازیافت و ساماندهی است. باید به جایی برسیم که مردم به این امر واقف شوند و به آن عمل کنند. مردم باید به این نکته واقف شوند که هزینه تصفیه هر لیتر فاضلابی را که در خانه تولید میشود، خود آنها پرداخت میکنند و هر چقدر بار آلودگی که به این فاضلابها وارد میکنند بیشتر شود، هزینه بیشتری برای خودشان دارد.
هماکنون از میزان مرگ و میری که بر اثر بیماریهای منتقل شده از آب اتفاق میافتد، سهم کشورهای پیشرفته 2 درصد بوده و بقیه در جهان سوم و کشورهای در حال توسعه اتفاق میافتد. بنابراین طرح فاضلاب باید اولویت اول طرحهای عمرانی و زیربنایی ما باشد و از نان شب هم واجبتر است. در عین حال نباید حداکثری فکر کرد و به دنبال سیستمهای کنترل از راه دور و پرهزینه برویم، بلکه باید با حداقل هزینه، بیشترین بهرهبرداری را کرد.
احمدیمطلق: من میخواهم روی بحث کنترل از مبدا که مطرح شد، تاکید کنم. برای مثال در کشورهای اروپایی شهروندان روغن مانده از پخت و پز را به هیچ عنوان در مجاری فاضلاب خالی نمیکنند، چرا که همین روغن باید با هزینه بسیار زیاد و واترجتهای مخصوص از لولهها شسته شده و نهایتا تصفیه شود. بنابراین اطلاعرسانی در زمینه چگونگی استفاده از سیستم فاضلاب در زمینه بحث فاضلاب بسیار مهم و ضروری است. در ضمن ارتباط منسجمی بین سازمانهای دیگر مدیریت شهری و شرکت آب و فاضلاب شکل نگرفته است. مثلا در بحث تولید و استفاده از وسایل خانگی که از آب استفاده میکنند، ضوابطی در خصوص حداکثر مجاز مصرف آب در این وسایل وجود ندارد. برای تولید فلاشتانک یا ماشین لباسشویی و ظرفشویی سقف آب مصرف مشخص شده و بیشتر از حجم استاندارد اجازه تولید و استفاده از آن وسیله وجود ندارند، اما در کشور ما هیچ گونه استانداردی جهت تولید یا واردات کالاهای مربوط برای حجم مجاز آب مصرفی مشخص نشده است. همان طور که مردم از مقدار مصرف کالاهای برقی مطلع هستند در خصوص کالاهایی که آب مصرف میکنند نیز باید مطلع شوند.
اسماعیلی: با توجه به تجربه فعالیت آب و فاضلاب در شهرهای مختلف کشور، یکی از چالشهای عمده بحث اجتماعی طرح است، حتی حداکثر تاخیرهایی ما به نگاه عمومی مردم و مسوولان به بخش فاضلاب بستگی دارد. علت، عدم احساس مسوولیت مردم نسبت به طرح است که این مساله را نادیده میگیرند که عامل هر آلودگی در محیط شهری انسان است و باید مسوولان با این امر برخورد کنند. بنابراین گام اول، اصلاح نگاه عمومی مردم به فاضلاب است و اینکه مردم بدانند با هر بار مصرف آب چقدر فاضلاب تولید میکنند و سرنوشت این فاضلاب چه میشود.
در مقوله فاضلاب همه شهروندان هر روز به طور متوسط 200 لیتر فاضلاب تولید میکنند و همه مردم در این امر دخیلند، رسیدن به این نقطه که مردم بر کمیت و کیفیت تولید فاضلاب مطلع و آگاه شوند، نکته بسیار مهمی در اجرای طرحهای فاضلاب است. بنابراین من هم بر استاندارد از دیدگاه استانداردسازی نگاه عمومی مردم بر مقوله فاضلاب تاکید دارم و این را باید در درون خانوادهها وارد کنیم.
برای جمعبندی لازم است از چالشها و مشکلات طراحی و اجرا در کلانشهری مانند تهران ارزیابی با توجه به این طرح ابتدا باید چه مواردی دیده میشد و برای ادامه چه ملاحظاتی باید در نظر گرفته شود؟
عظیمی: تاکید من در تمام بحث بر ضرورت اجرای فاضلاب در کلانشهر تهران بوده و کمک و مشارکت مردم که این امر را تسهیل خواهد کرد. اما میخواهم یک نکته بسیار مهم را درباره شرایط ویژه شهر تهران در رابطه با اجرای طرح فاضلاب بیان کنم. تهران از نظر شرایط زمینشناسی و جغرافیایی شهری با تمامی شهرهای دیگر تفاوت اساسی دارد. در شهر تهران سفره آب زیرزمینی به طور متوسط در عمق 50 متری زمین قرار دارد، بنابراین فاضلاب پس از ورود به زمین فاصله زیادی را تا سفرههای آب زیرزمینی دارد، از این رو کسی به فکر انشعاب فاضلاب در بیشتر مناطق تهران نیست، غافل از اینکه اگر ما به همین روال پیش برویم، کیفیت آب زیرزمینی تهران بشدت افت میکند. از سوی دیگر اگر ما شبکه فاضلاب را اجرا کنیم و آب مصرف شده مجددا به داخل زمین برنگردد، کمیت آب زیرزمینی از بین خواهد رفت، چرا که بخش قابل توجهی از آب مصرفی تهران از طریق چاههای آب سطح شهر است (حدود 20 تا 30 مترمکعب در ثانیه برای شرب، فضای سبز و بخش صنایع که عدد بسیار بزرگی است). در این حالت ورودی آبهای زیرزمینی با خروجی آن اصلا همخوانی ندارد، تا به حال بخشی از آب مورد نیاز سفرههای آب زیرزمینی از طریق چاههای جاذب فاضلاب تامین میشده و به خاطر گذر از لایههای زمین تا حد بسیار زیادی تصفیه میشد. اما نکته این است که با اجرای شبکه فاضلاب، تمام فاضلابها از حوزه آبریز شهر تهران خارج شده و به چند نقطه متمرکز برای تصفیه خارج میشود، در این صورت آب ورودی به منابع زیرزمینی قطع و خروجی به دشتهای اطراف تهران هدایت میشود که در آینده همین باعث کاهش کیفیت و کمیت همین سفرهها میشود. بنابراین ما ناچاریم به سمت سیستمهای تصفیه غیرمتمرکز پیش برویم، چرا که در صورت تصفیه متمرکز برای جبران کمآبی باید با هزینه گزاف، پسآب تصفیه شده به ارتفاعات بالادست تهران پمپاژ و در سفرههای زیرزمینی تزریق کنیم تا کمیت آب حفظ شود. راه اقتصادی و مهندسی کار این است که به صورت غیرمتمرکز در نقاط مختلف شهر تهران تصفیهخانه فاضلاب بسازیم تا نیاز به پمپاژ مجدد نباشد. در صورتی که کمیت سفرههای آب تهران حفظ نشود، این شهر باید در دهههای آینده تخلیه شود، اگر قرار باشد کمیت آب تهران حفظ نشود همان بهتر که فاضلاب وارد زمین شود و حفظ کمیت اولویت اول فاضلاب تهران باید باشد و تنها راه عملی، اجرای نیمه متمرکز و غیرمتمرکز تصفیهخانههای فاضلاب در شهر تهران است. ضرورت ایجاد سیستمهای غیرمتمرکز از منظر دیگر یعنی مقابله با حوادث غیرمترقبه نیز حائز اهمیت است. وقتی ما تمام فاضلاب را با مجاری بسیار بزرگ فاضلاب به یک نقطه هدایت میکنیم با بروز یک زلزله بزرگ، بخش اعظم شهر در فاضلاب غرق میشود و عوارض فاضلاب با سیل و آبگرفتگی بسیار متفاوت است، در حالی که با غیرمتمرکز شدن سیستم، هم قطر شبکه و هم نحوه اجرا به نوعی کوچکتر و محدودتر میشود که توجیه اقتصادی، محیطزیستی و بهداشتی هم دارد.
احمدیمطلق: در ادامه صحبتهای آقای عظیمی ذکر چند نکته را لازم میدانم، در خصوص وضعیت آب زیرزمینی شهر تهران طبق بررسی انجام شده آبخوان تهران از محور عباسآباد به طرف جنوب آغاز میشود، قطع منبع تامین آب برای آبخوان نیز در همین قسمت امکانپذیر است و در بالادست آن این مشکل را نداریم. نکته دیگر وقتی ما از آب زیرزمینی برداشت میکنیم و دوباره همان آب آلوده را در زمین دفع میکنیم. این امر باعث آلودگی روزافزون آن میشود و در واقع این افزایش نیترات آبخوان ناشی از این امر است/ اگر ما بتوانیم سیستم فاضلابی داشته باشیم که هم از ورود آب آلوده به سفرههای زیرزمینی جلوگیری کند و هم آب مورد نیاز برای حفظ این سفرهها تامین شود، بهترین وضعیت ممکن خواهد بود و این موضوع با همین سیستم غیرمتمرکز امکانپذیر است. یکی از مفاد طرح جامع فاضلاب تهران، استفاده از بستر رودخانه کن برای تغذیه آبخوان تهران است و این که ما بخشی از پسآب تصفیه شده را به رودخانه کن هدایت کنیم تا دوباره وارد بستر زمین شود و این بهترین و طبیعیترین راه است.
مساله بعدی مصرف آب و تولید فاضلاب است و ما هنوز رقم دقیقی برای سرانه تولید فاضلاب در تهران نداریم (ضریب برگشت آب به فاضلاب) بنابراین باید شبکه را در حالت حداکثر جریان طراحی کنیم. از الگوی تولید فاضلاب نیز اطلاعات دقیقی نداریم که حداکثر تولید در چه ساعتی از شبانهروز اتفاق میافتد و این ضریبهای حداقل و حداکثر را هنوز مطالعه نکردهایم، چرا که این عوامل شاخصهایی هستند که مستقیم در طراحی شبکه فاضلاب دخالت دارند.
نکته آخر بحث آب باران است که فاضلاب شهر تهران به صورت مستقل از آب باران طراحی شده است؛ چرا که آب باران باید در آبهای سطحی تخلیه و جمعآوری شود، اما در عمل آنچه اتفاق میافتد، اتصال غیرمجاز آب باران به شبکه فاضلاب شهری است که حجم عظیمی در حالت بارندگی دبی جریان به شبکه فاضلاب وارد میکند.
برآورده کردن تمام معیارهای اجتماعی اجرای طرح، وضعیت جدیدی را برای شرکت فاضلاب تهران تعریف کرده است. تداخل اجرای فاضلاب با سایر زیرساختهای شهری نیز بحث دیگری به عنوان مالکیت را به وجود آورده و همین فاضلاب را مجبور کرده عمق لولهگذاری را در برخی کوچهها از 2 متر به 3 یا 4 متر افزایش دهد.
طرح فاضلاب برای تهران از مترو هم ضروریتر است، اما آیا به قدر این ضرورت به این طرح توجه میشود؟ روز به روز به دلیل هزینه سنگینتر، تفکر استانداردهای حداکثری و هزینه تمام شده بالاتر، فعالیت در طرح کندتر و کمتر خواهد شد و ساماندهی این امر یک عزم و اراده بزرگ و هماهنگ در بین مردم، مدیریت ارشد کشور و مدیریت شهر را میطلبد.