در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این ایدهآل است که بر پایه مستندات تاریخی بتوان تخیل کرد و به بازآفرینی گمشدههای ذهنی خود پرداخت، چراکه مخزن و ریشه تمام اتفاقات ممکن ناخودآگاه ذهن است. این رویکرد درست منجر به خلق فضایی غریب و در عین حال آشنا خواهد شد؛ غریب از این منظر که در خودآگاه ما نبوده و آشنا به خاطر آن که لحظهای ما را به دوردست ذهنمان پرتاب خواهد کرد. یعنی خالق اثر هنری ما را بهدوردستهای ذهن خواهد برد، سفری کشف و شهودی که تمام این ناشناختهها را برای ما آشنا میکند. بنابراین آنچه صادقی در کار خود به نمایش میگذارد، باعث مسرت و شادی تماشاگر میشود. ما با گذشته خود همیشه همراه هستیم و انگار این گذشته چون راز و رمزی غریب در پس ذهن گرفتار است. در این میان، خلق اثر هنری است که دنیای ریشهدار را بر ما آشکار میکند و انبساط روحی به همراه میآورد.
صادقی در تازهترین کارش فقط یک اثر هنری خلق نکرده که فراتر از آن انسان را به گذشتههای دوردست برده تا در بازیابی خود بیندیشد. این که تا امروز هر آدمی چه پیشینهای را به همراه داشته و در عین حال از آن به مرور زمان غافل مانده است، از جمله یادآوریهای کلیدی و کاربردی نمایش پیکرههای بازیافته است. این گذشته با تمام رنجها و سختیهایش زیباست؛ زیرا نشان میدهد چگونه پدران و مادران ما در رویارویی با طبیعت جولان میداده و چگونه برترسها و دلهرههای رایج چیره میشدهاند. این نمایش نشان میدهد چگونه طبیعت در خدمت و مددرسان انسان بوده و حالا جشنهای سپاس از طبیعت در تدوام این خیر و برکت چقدر موثر بوده است. یعنی بده بستان دو سویه که زندگی را در مرکز ثقل بایستهای قرار میداده است.
صادقی در نمایش خود ،کلام و زبان را به کناری میگذارد تا با طراحی حرکت (کرئوگرافی) بتواند مثل یک رویای ناب در بازنگری این رفتارهای اصیل بکوشد و کوشیدناش به نتیجه دلخواه و مطلوب نیز نزدیک شده است. چراکه بیاغراق و افراط به نکات و لحظاتی اشاره میشود که گویاترین وضعیت را برای انسان تداعی میکند. با این حال صادقی لحظات در خور تاملی را ارائه میکند که در نهایت، پرسشهای دقیقی را برای دنبالهگیری این ماجراهای زیبا فراهم میکند. یعنی تماشاگرش را مجاب میکند که همچنان به مطالعه و پژوهش بپردازد. چون این گذشته ناب، هویت هر ایرانی است و هر کسی در بازیافتن خود است که میتواند در این دنیای برهم ریخته بر ریشههای خود استوار شود و این اشراف است که ما را به سکوی موفقیتها پرتاب خواهد کرد. حرکت حرف اول را در طراحی و میزانسن نمایش آیینی پیکرههای بازیافته میزند؛ حرکتی که در سکوت شکل گرفته و در همتایی با موسیقی و آواهای انسانی پیش میرود. مولد این حرکات، بدن است؛ بدنی که منبع و مرجع مکاشفه است و ناخواسته بر بودن خود و دنیای خارج خود آگاه میشود. این آگاهی، نجاتبخش آدمی است و حتی میتواند بر چیره شدن بدیها مقاومت کند؛ مقاومتی که نه با شمشیر و سلاح که در خلوت و دعا و اجرای آیین و برگزاری نذر و نیاز ممکن خواهد شد.
آواهای درون دلالت آشکار به همان بیان خواستههای انسان دارد که همواره در امن و امان است. آرامش انسان یک آرزوی بزرگ است و این فراتر از رفاه مادی نیاز و ضرورت زندگی تکتک ماست. حالا این وضعیت از تولد تا مرگ تکتک ما را فراگرفته و اگر امروز ما بر آن آگاهیم، ریشه در این جستجوی آغازین دارد که در خلوت و جمع به برداشتی آیینی و اسطورهای منجر شده است. به همین خاطر ماه و خورشید، آب و باد و خاک، عناصر کارآمد در زندگی، رفتارها و آیینهای انسان پیش از تاریخ و مابعد آن است. هنوز هم این نگاه به طبیعت با ما هست و به همین خاطر بخشی از این رفتارهای کهن به اشتباه خرافه تلقی میشود؛ در حالی که این چنین نیست. بلکه بشر به تجربه به این نقطه رسیده که برای امنیت جان و مال خود رفتارهای کهنش را تکرار کند. آش پشت پا، آب پشت سر مسافر ریختن، گذر از زیر کتاب آسمانی، جشن عروسی، پرسه و سوگواری، شب یلدا و نوروز از جمله این آیینهاست که هنوز هم طروات و تازگیاش را حفظ کرده، چون که از ضروریات زندگی بشر برای ایجاد تنوع و ضرباهنگ بوده است.از آنجا که صادقی میداند بخشی از این میراث کهن در حرکتهای موزون مردم کردستان محفوظ است، به همین خاطر بخشی از نمایش خود را بر اساس این حرکات، آواها و موسیقی کردی بازآفرینی میکند. بخشی هم ناخواسته و خلاقه تصویر میشود که ریشه در همان حالتهای پیکرههای مکشوف در سالیان دور را دارد. در اینجا مسائل انسان در زمین و آسمان بازنمایی میشود؛ چراکه انسان تکساحتی نیست و همین ابعاد مختلف است که تجلیگاه حقیقت وجودیاش خواهد بود. مثلاً میتواند با چند خوشه گندم بیانگر جشن سپاس از کشت و کار باشد یا با بر سر نهادن صورتک بزها و آتشگردانی، گذشته دامداری مردم این سرزمین را یادآوری کند. بنابراین زندگی با حرفههای متداول گره میخورد و در کنار کار، عشق و محبت انسانی همسو میشود تا انسان فراتر از نیاز مادیاش هم مطرح شده باشد.
رضا آشفته / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: