از رختشویخانه تا موزه زنجان

مردمان ایران زمین از سر صدق‌نیتشان صفحه‌های زرینی برای تاریخ و فرهنگ این دیار به یادگار گذاشته‌اند. نسلی نه چندان دور، خوب به یاد دارند که زندگی در دوره‌های گذشته به چه روش و شیوه‌ای بوده است. تصورش را بکنید که حتی در برخی موارد به دلیل یک بیماری ساده و به علت نبودن امکانات اولیه بهداشتی، فرد بیمار زندگی را بدرود می‌گفت؛ به یقین آنها که سن و سالی دارند، موارد بسیاری از این نمونه‌ها در خاطرشان مانده است.
کد خبر: ۴۴۳۵۰۳

گرچه قصه این بار ما نیز روایت یک موزه است، اما اندکی متفاوت با دیگر مطالب این صفحه در هفته‌های پیش خواهد بود؛ چرا که فلسفه پیدایش این موزه و معماری آن بسی بیشتر از خود موزه و محتوای آن اهمیت دارد.

فرهنگ ماندگار در کوچه فرهنگ

گردشگران زنجان بدون شک در این شهر گذرشان به بافت قدیمی و تاریخی شهر در خیابان سعدی می‌افتد و صد البته از آنجا سرکی هم به کوچه «فرهنگ» خواهند کشید.

در آن جا یک در چوبی قهوه‌ای رنگ با نمایی از آجر دیده می‌شود که بر سر در آن یک تابلوی نه چندان مناسب با عبارت «موزه رختشویخانه» دیده می‌شود؛ البته این محل به «بابا جامال چوقوری» نیز مشهور است.

سال 1345 هـ . ق 2 برادر به نام‌های مشهدی اکبر(معمار) و مشهدی اسماعیل با هم پیمان بستند که قصه تلخ رختشویی زنان صبور و فداکار این سرزمین را به پایانی خوش بدل کنند. آنها همت گماردند و بنایی بنیان نهادند در خور فرهنگ این دیار. بنایی که به لحاظ معماری و از نظر کاربردی، شهره روز و به اذعان تمام کارشناسان، در جهان بی‌نظیر است.

به این ترتیب اولین سنگ بنای ساختمان «رختشویخانه» گذاشته شد. آنها کار را در نهایت کمال آغاز و با همان زیبایی و استحکام به پایان رساندند.

جالب است بدانید سنگ‌های استفاده شده در این ساختمان از یک معدن سنگ در یکی از روستاهای نزدیک زنجان به نام «اژدهاتو» به این محل انتقال داده شده است.

سنگ‌ها به شیوه‌ای چشم‌نواز توسط استادان شهر حجاری شده و در ساخت بنا استفاده شدند.

فضای بنای رخشویخانه قدیم یا همین موزه مردم شناسی فعلی، در کل دارای دو بخش است؛ نخست، بخش مدیریت که دارای یک محل مسکونی و یک حیاط است.

این بخش بیشتر برای سرایداری و مدیریت مجموعه مورد استفاده قرار می‌گرفت. چنانچه نقل شده ‌همسر معمار این بنا ،‌کار نظم و مدیریت مجموعه را عهده‌دار بوده است.

اما بخش دوم آن که قسمت اصلی و کاربردی بناست، یک سالن با شکوه است که برای شستن رخت و ظروف کاربری داشته؛ این سالن نگاه هر بیننده‌ای را مسحور خود می‌کند.

وجود یازده ستون که حالت قرینه دارند و همچنین سقف گنبدی شکل و نورگیرهای آن یک اثر معماری ویژه و بی‌نظیر را پدید آورده است که بدون شک از دیگر اشیاء و ماکت‌های درون موزه جذاب‌تر و زیباتر است.

رعایت بهداشت در شستن وسایل، از دیگر موارد مهمی است که مورد توجه سازندگان موزه کنونی و رختشویخانه سابق، قرار گرفته است. چهار حوض فیروزه‌ای رنگ، نمای چشم‌نوازی به این سالن بخشیده است.

مجسمه‌های مومی زنان در حالت‌های مختلف کنار حوض‌ها قرار داده شده است و بازدیدکنندگان می‌توانند بخوبی کاربری هر کدام از حوض‌ها را از نزدیک ببینند.

لباس‌ها و ظروف بسیار کثیف در حوض نخست که در انتها قرار دارد شست‌وشوی اولیه می‌شدند؛ آب این حوض ازدیگر حوض‌های بالا دستی تامین و به این ترتیب از ورود میکروب‌ها و مواد آلاینده به حوض‌های دیگر جلوگیری می‌شد.

اما آبی که در میان حوضچه‌های دوم و سوم جاری بود برای شست‌وشوی لباسهای معمولی و نه‌چندان آلوده به کار برده می‌شد و در نهایت حوضچه آخری یا همان حوضچه چهارم، مکان آب کشی لباس‌ها و یا شست‌وشوی ظرف‌ها بوده است که رعایت اصول بهداشتی در گذشته‌های دور را در خاطر زنده می‌کند.

یکی دیگر از نکات مورد توجه در فضای رختشویخانه، نظم حاکم بر آن بوده ‌که با حضور فردی به عنوان مدیر تأمین می‌شده است. وجود مکانی مانند تراس که بر محوطه تسلط داشت گواه این موضوع است.

موقعیت ساختمان رختشویخانه به‌گونه‌ای بوده است که تردد به آن بسیار ساده صورت می‌گرفت و ورودی ساختمان با مکان‌های عبور و مرور مردم متصل بود.

بنای رختشوی‌خانه در حال حاضر یکی از مهم‌ترین موزه‌ها و جاذبه‌های گردشگری شهر زنجان محسوب می‌شود.

در این موزه علاوه بر آشنایی با یکی از رسوم زندگی و نحوه معیشت مردم زنجان، نمونه‌های متنوع لباس‌های محلی و بومی منطقه به نمایش درآمده است.

هر یک از مجسمه‌های مومی زنان در این موزه که در حالت‌ها و فرم‌های متفاوتی طراحی شده‌اند بخوبی کار روزانه و پوشاک‌های مورد استفاده زنان را به مخاطبان نشان می‌دهد. علاوه بر این موارد، زیورآلات و اشیای تزئینی زنانه آن زمان نیز در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است.

ساختمان رختشویخانه یا همان موزه مردم‌شناسی که یک بنای عام‌المنفعه بوده ‌به‌شماره 1747 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است تا از یک‌سو روایتگر زندگی مردمانی سخت کوش باشد که همواره خود را با شرایط دشوار زندگی تطبیق می‌دادند و از سوی دیگر همواره یاد مردمان نیک سیرت و مهربانی را در یادها زنده نگه دارد که برای تامین زندگی راحت‌تر این مردم تلاش کرده‌اند.

پایانی زیبا برای یک تراژدی

اتفاقی که اگر چه در شهر زنجان به وقوع پیوسته اما نمونه‌ای از نحوه معیشت سخت مردم در سراسر ایران بوده است. می‌دانید که زمستان شهر زنجان در گذشته‌های دور بسیار سرد و کشنده بوده است، سرمایی که رمق از وجود می‌ستاند. آن‌گاه که هنوز از آب لوله‌کشی در منازل خبری نبود زنان ناگزیر برای تامین آب و به ویژه شست‌و‌شوی ظروف و لباس‌ها، لب چشمه و یا کنار رودخانه می‌رفتند و با وجود سرمای هوا به امور خانه‌داری و تأمین مایحتاج زندگی می‌پرداختند. در زمستان زنجان، زنان بسیاری به خاطر آن که مجبور بودند از آب سرد چشمه و رودخانه استفاده کنند، دستانشان کبود و سیاه می‌شد و حتی زیر شلاق تند بادهای سرد و سهمگین، یخ زده و جان می‌سپردند؛ اما فریاد خود را فرو می‌خوردند و هزاران ترانه ناسروده در درون خویش زمزمه می‌کردند. زنان زنجان تکیه‌گاه و ستون خانواده بودند مثل همیشه و همه زنان زیبا سرشت ایران. گویی این جا یک نفر می‌سپرد جان...

اما این قصه غم‌انگیز چندان نپایید، مردانی بلند همت، از سر غیرت آستین بالا زدند و پایانی شیرین بر آن قصه تلخ نوشتند. پایان آن قصه هولناک آغاز داستان زیبایی بود که سر فصلش نام نیک 2 برادر است. برادرانی که اکنون برگ زرینی در تاریخ زنجان به نام آنها خوانده می‌شود.

فاطمه حامدی‌خواه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها