قاسم‌زاده اصل با فیلم «پیدا و پنهان» بار دیگر توانایی خود را در تولید تله‌فیلم به نمایش گذاشت

فضاسازی تصویری برای پیدا و پنهان

اگر در روزهای تعطیل و مناسبت‌ها نگاهی به جدول پخش برنامه‌های تلویزیون بیندازید، می‌بینید که تله‌فیلم‌ها به برنامه‌های ثابت این روزها تبدیل شده‌اند. این موضوع به روشنی ثابت می‌کند که هم مسوولان از ساخته شدن تله‌فیلم‌های جدید حمایت می‌کنند و هم فیلمسازان به فعالیت در این عرصه علاقه دارند. اما میان این همه فیلمی که مرتب تولید و پخش می‌شود، تعداد فیلم‌هایی که واقعا تاثیرگذار باشند انگشت‌شمار است.
کد خبر: ۴۴۲۲۳۴

شاید حتی سازندگان تله‌فیلم هم این قالب را چندان جدی نمی‌گیرند و به پشتوانه یک باور غلط که متاسفانه عمومیت دارد، تصور می‌کنند که داستان‌های پرکشش و فیلمنامه‌های جدی را باید در سینما و در قالب اثری سینمایی ساخت. البته تعداد اندکی از فیلمسازان هم هستند که نه‌تنها برای قالب تله‌فیلم ارزش قائل هستند و با جدیت زیاد در این قالب فیلم می‌سازند، بلکه با آثارشان اعتبار و اهمیت بالایی به این قالب داده‌اند. حجت قاسم‌زاده‌اصل، یکی از این فیلمسازان است که تله‌فیلم را نه قالبی برای ساختن فیلم‌های ارزان و سطحی، بلکه بستری برای ساخت بهترین‌ها می‌داند.

«تنهایی» یکی از تلهفیلمهایی است که اگر تجربه تماشایش را داشته باشید، نمیتوانید به راحتی فراموشش کنید. تاثیر تنهایی برای مخاطب به‌یادماندنی و طولانی‌مدت است و برای کارگردانش غیرقابل انکار. اعتباری که تنهایی به حجت قاسمزادهاصل میبخشد، باعث میشود اگر بار دیگر نام او را در سمت کارگردان یک تلهفیلم دیدید به او اعتماد کنید و برای دیدن آن فیلم وقت بگذارید. همین پیشزمینه است که ما را قانع میکند که به تماشای تلهفیلم پیدا و پنهان ـ که آخرین ساخته قاسمزاده است و روز جمعه از شبکه 4 به نمایش درآمد ـ بنشینیم. یکی دیگر از ساخته‌های کارگردانی که تله‌فیلم‌هایش کیفیت و خاصیتی سینمایی دارند و می‌توانند الگویی کامل برای کسانی باشند که فکر می‌کنند تله‌فیلم قالب چندان مهمی نیست و نباید برای ساختش زیاد مایه گذاشت و زحمت کشید.

پیدا و پنهان، داستان پرفراز و نشیبی ندارد. در این فیلم روحیات و درونیات زنی (مریم با بازی پریوش نظریه) در قالب یک روز زندگی معمولی بیان میشود. مریم زنی متفکر است. زنی است که با چشمان باز به اطرافش نگاه کرده و سعی میکند اتفاقات اطرافش را با نگاهی موشکافانه تحلیل کند. داستان پیدا و پنهان چنان نیست که کسی با شنیدن یا خواندنش به دیدن آن ترغیب شود، اساسا فیلم‌های قاسم‌زاده‌اصل بر فضا و حال‌ و هوای درونی صحنه‌ها متکی هستند و چندان اتکایی به داستان و کشمکش‌های دراماتیک ندارند. اکشن و معما و غافلگیری و... هم که جای خود دارد. از این لحاظ شاید بتوان این کارگردان را با بهرام توکلی مقایسه کرد که هم در سینما و هم در یکی دو تله‌فیلم خوش‌ساختش نشان داده که تاکید زیادی روی فضاسازی و پرداخت دقیق جزئیات صحنه دارد. فضا عنصر بنیادی و تعیین‌کننده آثار این‌گونه فیلمسازهاست. شاید «پرسه در مه» و «تنهایی»، 2 نمونه آموزشی و کامل برای توضیح عنصر فضا در تلویزیون و سینما باشند. فیلم‌هایی که بیش از هر چیز در خلق فضا (از طریق عناصر بصری و فاکتورهای کمک‌کننده‌ای مثل موسیقی و صداگذاری) خلاصه شده‌اند و همه حس و حال درونی‌شان را با کمک این فضای پررنگ و اثرگذار به مخاطب منتقل می‌کنند.

پیدا و پنهان هم مثل سایر ساخته‌های کارگردانش متکی به حال ‌و هوایی است که در صحنه شکل می‌گیرد. عمده مفاهیم و حتی اطلاعات فیلمنامه از طریق دیالوگ‌ها و بخصوص تک‌گویی ذهنی طولانی شخصیت اصلی فیلم به بیننده منتقل می‌شود. استفاده از نریشن (گفتار متن)‌ برای وحدت‌بخشیدن به اجزای فیلمنامه و نیز شکل دادن به اطلاعات و جزئیات شخصیت‌پردازی و درام، یکی از ترفندهایی است که در سینما و حتی ادبیات مکتوب ما بسیار کم‌‌کاربرد است. نمونه‌های انگشت‌شماری مثل «گاوخونی» در حد استثناهایی تفننی باقی مانده‌اند و اگر هم در فیلمی مثل «زندگی با چشمان بسته» یا سریالی مثل «سقوط یک فرشته» از نریشن استفاده می‌شود، بیشتر برای چفت‌ و بست دادن داستان است. پیدا و پنهان به 2 دلیل یکی از نمونه‌های خوب استفاده از نریشن است. اول این که از دیالوگ‌ها و کلمه‌هایی استفاده می‌شود که امروزی و روان و طبیعی هستند و به اصطلاح در دهان گوینده ثقیل به نظر نمی‌رسند و دوم این‌ که از عنصر سکوت به درستی در چارچوب فیلمنامه استفاده شده است. شیوه استفاده کارگردان از سکوت در بیان دیالوگ‌ها و نریشن می‌تواند به ‌تنهایی موضوع مقاله‌ای مفصل باشد، ولی در حد یک اشاره بد نیست گفته شود که سکوت در درام‌پردازی نقشی دوجانبه دارد، نخست روی فهم و اثرپذیری حسی بیننده تاثیر می‌گذارد و فرصت می‌دهد که مفاهیم و حس‌های مورد نظر در ذهن او ته‌نشین شود. دوم بستری ایجاد می‌کند که ریتم و ضرباهنگ درام بیشتر تحت کنترل باشد و در نهایت روایتی یکدست‌تر شکل بگیرد. پیدا و پنهان نمونه خوبی است از فیلمی که با استفاده درست از عنصر سکوت یا مکث، توانسته این امتیازها را به دست بیاورد.

ضمن آن‌که این بازی با سکوت، همسو با فضاسازی و حس صحنه‌های فیلم است که پیش از این به اهمیتش در ساختار کلی فیلم اشاره شد. عنصر دیگری که فضاسازی فیلم را تکمیل می‌کند موسیقی است. سعید ذهنی (که پیش از این سابقه همکاری با این کارگردان را داشته و درک متقابل میانشان در استفاده درست‌شان از موسیقی فیلم مشهود است) لحن یکسانی به صحنه‌های فیلم می‌دهد. شاید بدون این موسیقی دقیق، تفکربرانگیز و دلنشین، توالی و یکدستی صحنه‌ها کمرنگ می‌شد. در حالی که موسیقی این فیلم علاوه بر تاکید روی فرازهای حسی فیلمنامه، این خاصیت را هم دارد که فضا و حال‌ و هوای درونی فیلم را جهت‌دار می‌کند و تاثیر مورد نظر را روی ذهن مخاطب می‌گذارد.

شروینه شجری کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها