در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان فیلم جدال تبهکاران درباره رئیس مافیای زمینی در لندن، به نام لنی کول است که برای واگذاری غیرقانونی زمینهایی وسیع با یک تاجر تبهکار هلندی، به نام ونسان، قول و قرار میگذارد، اما کارها آنطور که میخواهند، پیش نمیرود. پولهایی که ونسان به عنوان وجهالمعامله برای لنی میفرستد، 2 بار به سرقت میرود و تابلوی شانس ونسان که او به لنی امانت داده بود، به سرقت میرود و ونسان به صداقت لنی شک میکند... به این ترتیب جدال تبهکاران آغاز میشود:
هنری برگسون، فیلسوف فرانسوی، معتقد است اگر کسی به صورت خودکار و ماشینی رفتار کند، در مخاطبان خنده پدید میآورد؛ هنگامی که ویژگیهای مکانیکی بر انسان غالب شود و او را انعطافناپذیر و ماشین زده کند، مخاطبان از مشاهده وضع و حال او خنده سر میدهند. گاهی شخصیتی تماس خود را با دنیای وسیع و متمدن بشری از دست میدهد و مانند عروسکی بدون شعور، حرکات و رفتارهایی را تکرار میکند. چنین انسانی تکساحتی و یکسونگر است، از رفتار و قضاوت دیگران غافل میماند و به شیء (ماشین ـ عروسک) مبدل میشود. ما در کمدی شخصیتهایی را مشاهده میکنیم که به صورت ماشینی درآمدهاند؛ ماشین بوالهوسی، ماشین آز، ماشین جاهطلبی و... رفتار آنها به اصطلاح اتوماتیک یا خودکار است و تخیل و تعقل در رفتارشان جایی ندارد. آنان از همه شرایط و موقعیتها غافلند و فقط با انگیزهها و تکانههای شخصی خود، ماشینوار به جنبش درمیآیند. به نظر برگسون، تکرار ماشینی (Mechanical repetition) یکی از بنمایههای اصلی خنده است. (برگرفته از مقاله «کمدی، نمایشی آزادیبخش»، نوشته دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی)
یکی از دلایل کمیک بودن لحن فیلم جدال تبهکاران همین است که شخصیتهایش دچار رفتارهای تکراری تبهکارانه هستند، بخصوص شخصیت لنی که رفتارهای تکراری و ماشینی تبهکارانهاش مدام مورد نیشخند و تمسخر دیگران است. ریچی، دستیار لنی، درباره رفتارهای تکراری که لنی در کارش و در یک سکانس بخصوص، با مشاور دولتی دارد، در ابتدای فیلم گفتار متنی ارائه میدهد. ریچی با تحسین کارهای تکراری لنی داد سخن میدهد و آن را نشانه هوش سرشار لنی میداند، اما سرنوشت لنی در پایان فیلم ما را متقاعد میکند که تمام کلمات تحسینآمیز آرچی، احساس قدرت پوشالی و ابلهانه لنی را به باد تمسخر و طعنه گرفته بودند.
آرچی خیلی ساده، لنی را طعمه خرچنگهایی میکند که روزگاری یکی از ابزارهای شکنجه به ظاهر هوشمندانه لنی بودهاند. استخر خرچنگ همان چیزی است که پسرخواندهاش، دنی کویین هم از آن به عنوان یک حربه تکراری و ماشینی لنی یاد میکند. لنی درباره استخر خرچنگ دیالوگی دارد که کلید فهم این رفتار تکراری کمیک را در اختیار ما قرار میدهد. لنی میگوید این خرچنگها هرچیز گوشتی را که به چنگشان بیاید، صید میکنند و میخورند و وقتی چیز دیگری باقی نماند، همدیگر را میخورند. او این خرچنگها را نمادی برای حرص و طمع میداند. در رفتار تکراری این خرچنگها هم مثل رفتار تکراری و ماشینی و تبهکارانه لنی، همین خصیصه حرص و طمعی که ابتدا دیگران را و سپس خویش را میخورد، مشاهده میشود. این ویژگی قابلیت تعمیم یافتن به کل این جهان تبهکارانه را در خود دارد، چراکه ونسان و سایر شخصیتهای تبهکار ویژگیهای مشابهی دارند که آنها را به جان هم میاندازد: این جهان، جهان ماشینی و مکانیکی حرص و آز است. بنابراین در قاموس و فرهنگ لغات جهانی که فیلم جدال تبهکاران میآفریند، لغتی جز آنچه مربوط به رفتارهای تبهکارانه باشد، وجود ندارد و شرایط و موقعیتهای دیگری دریافت نمیشود. پس این دنیا تبدیل به دنیایی فاقد تخیل و تعقل میشود که در آن، همه انسانها تکساحتی و یکسونگر هستند. هر زمان هم که بخواهد تعقل یا تخیلی در این دنیا به کار گرفته شود، فورا به رنگ تکراری ماشینی درمیآید و مورد تمسخر قرار میگیرد.
نکته جالب دیگر درباره فیلم «جدال تبهکاران» که آن را متفاوت با فیلمهای کلاسیک گانگستری میکند، کالایی است که گروههای تبهکار معامله میکنند و بعد بر سرش به جنگ و جدل میپردازند. در فیلمهای کلاسیک، شخصیتهای تبهکار در دنیای قمار و حداکثر، مواد مخدر به فعالیت کثیف میپردازند، اما در جدال تبهکاران، موضوع مادی مواد مخدر، با شخصیت معتاد جانی کویین به حاشیه میرود و عامل اصلی تبهکاری، معامله ملک و زمین است. گای ریچی در فیلم قاپزنی، به سبک پستمدرنیستی روی آورده بود. همان کولاژهای بینامتنی، خرده روایتهای متقاطع، قطعهای سریع، درهم ریختگیهای پازلگونه زمانی و مکانی و... اما در فیلم جدال تبهکاران، ریچی چندان در پی بنانهادن فرمی پستمدرن نبوده است. البته به نظر میرسد با انتخاب زمینه فعالیت تبهکارانه شخصیتهایش به چنین محتوایی هم چشم داشته است. از این منظر، ریچی به تبهکار دوران پستمدرن همچون یک عنصر فرهنگ فئودالی جدید مینگرد. فئودالیته جدید، شکلی از عوارض حاکمیت کاپیتالیستی است که در آن پول را با زمین برابر دانسته و همین موضوع عامل تخدیر جدید انگاشته میشود: فرهنگ سرمایهداری که در معاملات تبهکارانه ملک و زمین نمود یافته، ماده مخدر جدید در نظر گرفته میشود. راجر ابرت در یادداشتی که بر این فیلم نوشته، به شباهت دلالان بورس سهام والاستریت با شخصیتهای گانگستر فیلم جدال تبهکاران اشاره کرده است: اینها تبهکارانی هستند، ساخته دست دنیای پست مدرنیستی که به نوبه خود برآیند تفالههای جهان سرمایهداری هستند. ظاهر کار آنان چندان کثیف نیست، آنها در کار مواد مخدر یا قمار دست ندارند، بلکه به ویرانی و فساد نبضهای تپنده اقتصادی جوامع همت گماردهاند؛ بازار زمین و ملک هم که در فیلم «جدال تبهکاران»، وجهالمعامله شخصیتهای تبهکار به حساب میآید، یکی از این نبضهای تپنده اقتصادی است.
جانی کویین، خواننده موسیقی عامهپسند، در جایی از فیلم جدال تبهکاران درباره یک بسته سیگار دیالوگی کلیدی دارد. او میگوید این سیگارها را با بستهبندی مجلل عرضه میکنند که استعمال آن از زیباترین تجربههای زندگی به نظر آید. در عین حال، یادشان نمیرود روی جعبه سیگار این مفهوم را خاطرنشان کنند که سیگار سمیکشنده است. جانی با این جملهها، یک زیرساخت روایت کلان فرهنگی از جهان سرمایهداری را به بیان درمیآورد. جهانی در ظاهر زیبا و جذاب و دلربا که عامه را، سرگشته در میان هجمه تخدیر موسیقی عامهپسند، به خود جلب و در خود حل میکند، اما سپس آنچه به رگ و پیاش هدیه میدهد، سمیکشنده و جانفرساست.
به این ترتیب، فیلم در لوای داستان با محتوای پست مدرنی که از جهان تبهکاران ارائه میدهد، تبدیل میشود به یک داستان انتقادی دیگر از جهان سرمایهداری. نوئل کارول، در مقاله «سیاست و زیبایی شناسی» میگوید، انتقاد اجتماعی در آثار هنری میتواند صریح یا ضمنی باشد و همچنین، موضوعی محدود یا وسیع را هدف گیرد. نقد اجتماعی هنگامی هدفی محدود دارد که واحدهای سیاسی رسما مشخصی مانند دولتها و احزاب سیاسی را مدنظر قرار دهد. هنگامی هدف وسیع است که به اجتماع یا فرهنگ به مفهوم وسیع آن (یا دستکم بخشهای اساسی مانند فرهنگ بورژوا یا ایدئولوژی پدرسالاری) نظر کند. میتوان گفت، فیلم جدال تبهکاران یک انتقاد اجتماعی ضمنی با هدف وسیع (انتقاد از فرهنگ نوفئودالی سرمایه سالارانه) را با به تصویر کشیدن داستانی از یک جهان تبهکاری پست مدرن در معرض دید تماشاگران میگذارد.
محمد هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: