زنی‌ که نمی‌خواست بمیرد

قتل شوهر به دست زنان معمولا با کینه قدیمی اتفاق می‌افتد و بیشتر شوهرکشی‌ها از سوی زنان با‌نقشه قبلی و حساب‌ شده اتفاق می‌افتد چون زنان زمانی فردی را به قتل می‌رسانند که از او کینه‌ای عمیق داشته‌ باشند، 30 سابقه کار قضایی این موضوع را به‌من ثابت کرده ‌است. اما موارد نادری هم هست و همیشه در هر مساله‌ای یک استثنا هم وجود دارد. یادم می‌آید چند سال قبل پرونده‌ای را رسیدگی کردم که در آن مردی به دست همسرش کشته‌ شده ‌بود. زن جوان بعد از قتل خودش را به ماموران تسلیم کرده‌ و مدعی شده ‌بود که برای دفاع از خودش دست به‌قتل زده ‌است.
کد خبر: ۴۴۰۹۲۴

پرونده که به من ارجاع شد، آن را به دقت مطالعه کردم، وقت رسیدگی هم صادر شد. اولیای‌دم در لوایح خود گفته‌ بودند اشد مجازات را می‌خواهند. محتوای پرونده نشان می‌داد درگیری بین این زن و شوهر عامل اصلی قتل بوده ‌است. این زن همه جا گفته‌ بود متوجه نشده چطور ضربه را به شوهرش زده و فکر می‌کند ضربه‌ای به او نزده ‌است.

در این پرونده حرف‌های متهم در دادگاه می‌توانست تعیین‌کننده‌ باشد. سوالات ریزی که قضات در دادگاه در چنین پرونده‌هایی می‌پرسند می‌تواند روشن‌کننده حقیقت باشد، این سوالات چند نکته را برای قاضی دارد. اول این‌که او متوجه می‌شود متهم چقدر از گفته‌هایش واقعیت است و تناقض‌گویی دارد یا نه دوم این‌که او در چه شرایطی مرتکب قتل شده ‌است. قضات برای این‌که بتوانند حالات روحی متهمان را بررسی کنند باید روان‌شناسی بلد باشند. من ضمن واحدهای روان‌شناسی که در دانشگاه هنگام تحصیل پاس کرده بودم، خودم هم مطالعات زیادی در این خصوص داشتم و در همه پرونده‌ها دانشی که در این خصوص به دست آورده‌ بودم خیلی کمکم کرد.

وقتی جلسه دادگاه زن جوان رسید و او در جایگاه حاضر شد، من به دقت او را زیر نظر گرفتم. سوالاتی خودم پرسیدم و سوالاتی هم همکارانم پرسیدند. من صورت و نوع نگاه‌های این زن را بدقت زیرنظر گرفتم. افرادی که دروغ می‌گویند چهره‌شان زمان گفتن دروغ تغییر می‌کند، به صورت مستقیم در چشم‌های کسی نگاه نمی‌کنند و سعی دارند نگاهشان را بدزدند، هر حرکت متهم می‌توانست به من ثابت کند او گناهکار است یا نه. زن جوان وقتی مورد سوال قرار می‌گرفت سعی می‌کرد بدون این‌که فکر کند حرف بزند و مثل دانش‌آموزی که درس در ذهنش هک شده‌ است، او هم هر سوالی که پرسیده می‌شد، توضیح می‌داد. افرادی که دروغ می‌گویند خیلی مکث می‌کنند یا این‌که می‌گویند نمی‌دانم. هیچ‌کدام از این واکنش‌ها در مورد زن جوان رخ نداد.

او دقیقا حرف‌هایی را زد که در بازجویی‌ها گفته ‌بود. او واقعا نمی‌دانست که ضربه چطور وارد بدن شوهرش شده‌ است چون وقتی او را به قتل رسانده ‌بود متوجه وارد شدن ضربه به بدن او نشده ‌بود. این زن وقتی در حال کار در آشپزخانه بود با شوهرش درگیر شد و چاقو در دستش بوده ‌است. وقتی شوهر این زن به سمتش حمله کرده و او را زده ‌بود. زن در حالت نشسته دستانش را گارد کرده ‌بود در حالی که چاقو در دستش بوده ‌است. او می‌گفت دستانم را روی سرم گارد کردم در حالی که چاقو در دستم بود. چشمانم را بسته ‌بودم چون شوهرم به من حمله کرد، وقتی صدای فریادش را شنیدم چشمانم را باز کردم و دیدم که او روی زمین افتاده ‌است.

او در تمام طول تحقیقات هم همین موضوع را مطرح کرده‌ بود، وقتی موضوع را توضیح می‌داد گریه می‌کرد. این گریه مصنوعی نبود. معلوم بود که او واقعا ناراحت است. در تمام طول دادگاه لحظه‌ای نگاهش را ندزدید. بعد از پایان جلسه دادگاه و بعد از 2 روز شور با همکارانم بالاخره عمل متهم را قتل شبه عمد دانستیم و او را به پرداخت دیه محکوم کردیم. اولیای‌دم فردای روز ابلاغ حکم به دادگاه آمدند و اعتراض کردند، آنها نمی‌خواستند قبول کنند که عروسشان مرتبک قتل عمد نشده‌ است، به هر حال به رای اعتراض کردند و دیوان عالی کشور پرونده را مورد بررسی قرار داد و رای صادره مورد تایید قرار گرفت، با این حال اولیای‌دم همچنان اعتراض داشتند. آنها رفتار مناسبی نداشتند و سعی می‌کردند با به هم ریختن جو دادگاه رای را به‌نفع خود تغییر دهند اما نتوانستند. البته پیش از این‌که خواهران مقتول چنین رفتاری را نشان دهند من متوجه شده‌ بودم که آنها افراد پرخاشگری هستند. این موضوع در پرونده منعکس شده‌ بود، آشنایان متهم و مقتول گفته ‌بودند که خواهران مقتول در زندگی این زوج بشدت دخالت می‌کنند و زن جوان را بارها کتک زده‌اند و علت بیشتر درگیری‌های مقتول و زنش همین دخالت‌ها و سنگ‌اندازی‌ها بوده‌ است.

به هر حال این پرونده بسته ‌شد و خوشبختانه مطالعات روان‌شناسی من و تجربیاتم خیلی در این پرونده به من کمک کرد.

حسن تردست

قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها