نگاهی به فیلم «راه آبی ابریشم» ساخته محمد بزرگ‌نیا

صف‌بندی خوب و بد

ساخته شدن فیلم‌هایی با درونمایه‌های تاریخی یکی از ضرورت‌های سینمای ایران است. این نکته از دو زاویه قابل تفسیر و بررسی است؛ نخست این که در سینمای ایران کمتر پیش آمده که تهیه‌کننده یا کارگردانی راغب به ساخت فیلمی درباره تاریخ ایران یا اسلام باشد. البته ممکن است خواننده با اشاره به خبرهای مربوط به پیش‌تولید فیلم تازه مجید مجیدی درباره زندگانی پیامبر اسلام، خلاف این موضوع به ذهنش برسد.
کد خبر: ۴۴۰۲۴۱

در پاسخ باید گفت اولا تعداد این فیلم‌ها در مجموعه تولیدات سینمای ایران بسیار کم است و نیز این که همواره حساسیت‌های مربوط به جهتگیری فیلمنامه و نحوه ورود کارگردان به این قصه‌ها، دست و بال بسیاری از سینماگران را بسته است. از سوی دیگر همواره این ذهنیت وجود دارد که ساختن یک اثر تاریخی و مذهبی الزاما باید در مجموعه فیلم‌های فاخر قرار گیرد؛ به این معنا که انگار اصلا نمی‌شود در فیلمی با بودجه معمولی قصه‌ای تاریخی را روایت کرد. پس اصلا نمی‌توان این فیلم‌های معدود را نشانه‌ای از حیات طبیعی سینمای تاریخی قلمداد کرد. سینمای ایران از دیرباز تاکنون درخصوص توجه به خاستگاه‌های ملی و مذهبی خوب عمل نکرده و فیلمسازان نیز اغلب بی‌تفاوت بوده‌اند نسبت به قصص قرآنی و نیز گنجینه‌های ادبیات کلاسیک ایران که شاید نمونه و سرآمد آنها مثنوی معنوی مولانا باشد. با این توضیحات مشخص می‌شود که ساخته‌شدن فیلم‌هایی از جنس «راه آبی ابریشم» خبر خوشحال‌کننده‌ای است. دلیل دوم به بحث استاندارد در سینمای ایران مربوط می‌شود. ما در سینمایمان تا چه اندازه به استانداردهای سینمایی توجه داریم و چقدر به ضرورت پرداختن به ژانرهای گوناگون عنایت داریم؟ واقعیت حکایت از آن دارد که ساختن فیلم‌های تاریخی نیاز به قابلیت‌ها و امکاناتی دارد که بدون توجه به آنها، نتیجه کار اغلب ناامیدکننده از کار درمی‌آید. وقتی صحبت از سینمای تاریخی می‌شود، ناخودآگاه هر تماشاگری در درجه اول به یاد شخصیت‌هایی می‌افتد با گریم‌های متفاوت و لباس‌های عجیب که باید به روش‌های گوناگون و گاه دشوار، فضای باورپذیری بسازند. چنین چیزی محقق نمی‌شود مگر این که بحث استانداردها در سینما جدی شود. باید روش‌های گوناگون را فراگرفت و آزمود، تا ساختن فیلمی تاریخی یک آرزوی دوردست نباشد و باید در سینمای ایران با این میزان تولید و هزینه، امکان ساخته شدن فیلم‌هایی در همه ژانرها فراهم باشد. به این ترتیب می‌بینیم که «راه آبی ابریشم» در کنار «ملک سلیمان» و... با همه ضعف‌هایشان بار دیگر از اهمیت سینمایی می‌گویند که در جریان بازار و گیشه به کل فراموش شده است و این سینما که می‌تواند هویت ارزشی یک سرزمین باشد جای خود را به فیلم‌هایی داده که مانند یک کالا پس از مدتی مصرف، از کار افتاده می‌شوند و ارزش بررسی یا دیدار مجدد را ندارند.

اما آیا این مقدمه در خدمت این طرز تلقی است که هر فیلم تاریخی‌ای لزوما ارزشمند است؟ گفته شد که ساخته شدن فیلم‌هایی این‌گونه، منجر به شکل‌گیری جریانی می‌شود که در بلندمدت، پس از نمایش‌ها و نقد و نظرهای فراوان و بررسی آسیب‌ها و مشکلات، سرانجامی خوش خواهد داشت؛ به این معنا که در چرخه سینما، رفته رفته می‌توان امیدوار به پیشرفت این سینما بود. اما این دیدگاه، مؤید هرگونه فیلمی با ادعای تاریخی بودن نیست. به طور مثال، آنچه «راه آبی ابریشم» را در مرز یک فیلم معمولی نگه می‌دارد، بلاتکلیفی سازندگان و طراحانش است در این که آیا قصد ساخت فیلمی عظیم و پرخرج (بیگ‌پروداکشن) با موضوع تاریخی را داشته‌اند که پسند تماشاگر عام باشد یا این که حقیقتا درصدد به تصویر کشیدن قصه‌ای باشند با رعایت استانداردهای سینمایی؟ اگر هدف اول را دنبال می‌کرده‌اند، نگاهی به آمار فروش این فیلم نشان می‌دهد که مطلقا به این هدف نرسیده‌اند و پس از چند سال تولید و صرف هزینه‌های بسیار، حتی یک‌دهم این هزینه را هم در نمایش عمومی از طریق فروش بلیت جذب نکرده‌اند. همچنین اگر به دنبال ارائه اثری ماندگار بوده‌اند نیز هرگز موفقیتی به دست نیاورده‌‌اند زیرا کمتر منتقد و کارشناسی «راه آبی ابریشم» را اثری مطرح و قابل اعتنا معرفی کرده و اینها همه نشانگر ناکامی سازندگان این فیلم در رسیدن به مقاصدشان بوده است. اما بهتر است با اشاره به برخی ضعف‌های فیلم، بررسی کنیم و ببینیم که چرا «راه آبی ابریشم» با این همه هزینه و تبلیغات نتوانست موفقیتی به دست بیاورد.

اولین اشکال فیلم، فیلمنامه شتابزده آن است. آدم‌های داخل دو کشتی به خوب و بد تقسیم شده‌اند. انگار که این سفر قرار نیست هیچ تغییری در روحیه و منش و شخصیت این آدم‌ها به وجود بیاورد. شاذان ابن یوسف (بهرام رادان) و سلیمان (داریوش ارجمند) از همان ابتدا آدم‌های پاک‌سرشت و لایقی هستند که حتی در گفت‌وگوها و اعمالشان نیز هیچ‌گونه اشتباهی نمی‌کنند. از آن سو ناخدا ادریس (رضا کیانیان) و مرداس (پیام دهکردی) را داریم که از اساس آدم‌های باطلی هستند. همسفر شدن این جماعت در قالب 2 کشتی و روزها و ماه‌ها زندگی مشترک، هیچ‌گونه تأثیری روی آنها ندارد؛ بدها همان بدهای اولیه هستند و خوب‌ها نیز همان‌گونه‌اند که از اول بوده‌اند. در این میان فیلمنامه‌نویس تنها کار مهمی که کرده این بوده که موقعیت‌هایی بسازد که در آنها هر کدام از فعالان جبهه خیر و شر، همان کاری را بکنند که از آنان انتظار می‌رود. مثلا توجه کنید به ورود شخصیت تازه ماهورا (پگاه آهنگرانی) و موضعگیری آدم‌های فیلم نسبت به او. ادریس قصد تعرض به او را دارد و مرداس با حیله‌گری قصد تصاحبش را. از آن سو سلیمان ارشادش می‌کند و شاذان به او دل می‌بندد تا پس از ازدواج، جلوی بی‌حرمتی به دختر را بگیرد. موقعیت مهم دیگر فیلم صحنه‌ای است که اینها پس از وقوع توفان با کشتی گم‌شده‌ای روبه‌رو می‌شوند. در اینجا نیز کارگردان فرصت را مناسب دیده برای بدتر کردن شخصیت‌های بدش و فرشته ساختن از آدم‌های خوب. نتیجه این نوع موقعیت‌سازی ناشیانه هم کاملا فکاهه است؛ ادریس و مرداس که اموال آن کشتی را چپاول کرده‌اند و به کشتی خودشان آورده‌اند، در راه پس از مواجهه با دزدان دریایی، به دلیل سنگین شدن کشتی‌شان گیر می‌افتند و در عوض سلیمان و شاذان که کشتی‌شان سبک است، می‌گریزند. این فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و موقعیت‌سازی فیلمی است که ادعای فاخر بودن را دارد و قرار است خلأ سینمای ملی را پر کند.

دعوت از بازیگران مشهور سینما (اعم از ستارگان سینما و چهره‌های معتبر بازیگری) برای حضور در چنین پروژه‌‌هایی طبیعی است. اما بازیگران «راه آبی ابریشم» نیز در ارائه شخصیت‌های تاریخی‌شان طرفی نمی‌بندند. داریوش ارجمند تقریبا ایفاگر همان تیپی است که در سریال «ستایش» از او می‌بینیم. با وجود تفاوت منشی که شخصیت‌های این دو اثر دارند، اما نوع بازی ارجمند یکسان است. بهرام رادان نیز که پس از مدت‌ها با فیلمی تاریخی به سینما بازگشته، هیچ درخششی ندارد. جالب اینجاست که در فیلم‌های مشابه «راه آبی ابریشم» همواره این شخصیت‌های منفی جذاب هستند که امکان هنرنمایی را به بازیگران این نقش‌ها می‌دهند. صرف‌نظر از رضا کیانیان، باید از بازی ضعیف پیام دهکردی یاد کرد که در ارائه یک تیپ وردست و خبیث، جز اغراق کردن چیزی برای نمایاندن ندارد و هرگز نقشی را که ایفا می‌کند از قالب تیپ فرا نمی‌برد و به شخصیت نزدیک نمی‌کند.

مونا طباطبایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها