حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش «جامجم»، این جوان دانشجو که برای تامین هزینه زندگیاش، با خودروی سمند مسافرکشی میکند، چند روز پیش کیف یکی از مسافران را که حاوی پول و طلا بود، مشاهده کرد.
در پی این اقدام نیکوکارانه، خبرنگار ما با این جوان به گفتوگو پرداخته است که میخوانید:
گفتوگو با راننده نیکوکار
از خودتان بگویید؟
محمدعلی بهروان، متاهل هستم و یک دختر 10 ماهه دارم. در رشته مهندسی فناوری اطلاعات در یزد درس میخوانم و 3 سال است که با مسافرکشی، هزینه زندگی خانوادهام را تامین میکنم.
چطور متوجه جا ماندن کیف مرد طلافروش در خودرویتان شدید؟
ساعت 10 صبح در میدان ابوذر شهر یزد مردی سوار خودرویم شد و خواست او را دربست به پاساژ کویتی در میدان شهید بهشتی ببرم. پس از رساندن وی به مقصدش، دوباره به سمت میدان ابوذر رفتم.
بعد چی شد؟
چون مسافری نبود بناچار تصمیم به بازگشت به خانه گرفتم. در میانه راه طبق عادت، صندلی عقب خودرو را نگاه کردم تا نکند اموالی از مسافران جا مانده باشد.
در همین موقع متوجه کیفی در صندلی عقب شدم. بلافاصله به پاساژ کویتی رفتم و به جستجوی صاحب کیف پرداختم، اما خبری از او نشد.
بعد چه کار کردید؟
کیف را باز کردم تا شاید نام و نشانی از آن مسافر بیابم. تعدادی کارت طلافروشی همراه پول و طلا ـ که بعدا فهمیدم ارزش آن 120 میلیون بوده ـ درون کیف بود.
بلافاصله با شماره درج شده روی کارت تماس گرفتم و به مردی که پاسخم را داد، گفتم شما کیفی گم نکردهاید که ابتدا گفت نه، 10 دقیقه بعد دوباره همان مرد تماس گرفت و گفت کیفش را گم کرده و نمیدانسته فرد تماس گیرنده واقعا کیفش را یافته است یا نه؟
چطور کیف پر از طلا و پول را به صاحبش تحویل دارید؟
وقتی او مشخصات محتویات کیف را گفت، مطمئن شدم درست میگوید و کیف حاوی پول و طلا متعلق به اوست. بنابراین با دریافت آدرس مرد طلافروش، آن را به محل کارش برده و تحویل او دادم.
واکنش مالباخته در مقابل این عمل نیکوکارانه چه بود؟
مرد طلافروش خواست 500 هزار تومان به عنوان مژدگانی به من بدهد اما من قبول نکردم. چرا که کارم فقط یک وظیفه انسانی بود.
اکنون چه احساسی دارید؟
خیلی خوشحالم و از این که امانتدار بودم، وجدانم راحت است.
وسوسه نشدید کیف پول و طلاها را بردارید؟
نه، باوجود این که 10 میلیون تومان بدهی داشتم، اما باز هم وسوسه نشدم. من با این کار در یک امتحان بزرگ الهی قرار گرفتم، خوشحالم که پیروز از آن بیرون آمدم.
واکنش همسرتان به این کار چه بود؟
او وقتی ماجرا را شنید، خیلی خوشحال شد و از من تشکر کرد که امانتی را به صاحبش رساندهام.
آخرین گفته؟
از همه مردم بویژه رانندگان ـ که همکاران من هستند ـ میخواهم در هر کاری وجدان خود را قاضی کنند و هرگاه اموالی از مسافران در خودرویشان جا ماند، آن را به صاحبش تحویل دهند تا پیش خود و خداوند روسفید شوند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....