آینه‌های روبه‌رو

یه سوال از آقای ترانه‌ساز !

کاظم رستمی از شاعران جوان کشورمان است که بیشتر او را با قالب‌های مدرن و نو می‌شناسیم اما امروز در آینه‌های رو به رو ترانه‌ای انتقادی با حال و هوای دوران دفاع مقدس را از او می‌خوانیم؛ ترانه‌ای که خطابش شاید به همه ما باشد و با زبانی گفتاری و محاوره به دردهای پس از دوران دفاع مقدس اشاره می‌کند. کاظم رستمی جدای شاعری، دستی در نویسند‌گی و پژوهش هم دارد و این روزها زندگینامه قادر طهماسبی را در دست نگارش دارد.
کد خبر: ۴۳۱۹۳۹

کاشکی می‌شد یه جوری هق هق دریا رو نوشت

سرفه خونی و زخم یل تنها رو نوشت

کاشکی می‌شد دل سنگ کاغذا رو پاره کرد

یا که با خون قلم خط چلیپا رو نوشت

مگه میشه رنگ خردل، خون نقاشی بشه!

تا بشه رنج نفس، تو سوز و سرما رو نوشت

پر پرواز پرنده زیر شلاق تگرگ

یا هجوم موج وحشی تو سر و پا رو نوشت

نفسا هس هس سرمای حاج عمرانه داداش

کی می‌فهمه چی کشیدی؟ کی شما‌ها رو نوشت؟

داداشی! دیروزی که ما‌ها دبستانی بودیم

خسته مرد امروزی قصه فردا رو نوشت

تو شلمچه توی فکه تو تب طلائیه

با دوات خون برامون اسم زهرا رو نوشت

اما حالا اگه خسته‌اس توی این شهر شلوغ

داداشم بشنو صداشو... باهاس اینا رو نوشت:

وقتی حتی رفقا دشمنای خونی شدن

دیگه امروزی نمونده تا که فردا رو نوشت

روزا شبگیر شبن، خوابا تو تردید تبن

بچه‌ها قیچی شدن... کابوس... رویا... رونوشت...

برسد فوری به دست حضرت بنز قشنگ

حاجی میشه با نخود نقلای بالا رو نوشت؟

اینا هذیونه؟ نخیرم... اینجا کرکوکه داداش

بعثیه با کابل برقی تن سالار و نوشت...

راستی یه سوالی دارم... آقای ترانه ساز

مشتی میشه توی شعرت سوال ما رو نوشت؟:

توی این کنگره‌ها و جشنا و خاطره‌ها

اونجا که فقط باید حضرت سردار و نوشت!...

چرا هی قصه می‌گن از آدم و باغ بهشت!

نمیشه صبر نجیب دل حوا رو نوشت؟

آره این همسر جانبازه که کوه همّته

پای بی پایی آدم... عمر و دنیا رو نوشت

اگه چشمات بتونه صبر و سکوت و بخونه

میشه اینجوری میشه هق هق دریا رو نوشت...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها