حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حالا مداد آبی را بردار و میان کوچهها یک نهر پر آب بکش؛ نهری که میرقصد، میلغزد و میدود و میان کوچهباغهای روستا میگردد و میرود تا درختهایی که دیگر جزو ساکنان روستا به حساب میآیند و قد کشیدهاند و سایهشان را بر کوچهها گستردهاند تا یک وقت مسافرانی که مهمان روستای پیران از توابع بخش مرکزی شهرستان سرپلذهاب استان کرمانشاه میشوند به خیالشان هم نرسد که آب و هوای پیران گرم است. این قسمت را دیگر آماتورها نمیتوانند با مدادرنگی نقاشی کنند! منظورم جنگلهای انبوه اطراف روستاست؛ پر شده با درختهای تبریزی، گردو، انجیر کوهی، چنار و بلوط.
مردم روستای پیران به زبان کردی با لهجه کلهر صحبت میکنند. در جشنهایشان دهل و سرنا مینوازند و هنوز لباسهای رنگارنگ محلی کردی میپوشند که چشم هر تازهواردی را خیره میکند و هر مسافری آرزو میکند کاش یک بار آنها را امتحان کند و اسم تکتک اجزایشان را یاد بگیرد، اما بیشتر گردشگران، لباس محلی پیران را سوغات نمیبرند و ترجیح میدهند سوغاتشان از آنجا گلیمهای خاص دستباف روستا با طرحهای اصیل کردی باشد.
بالاخره تصمیم گرفتید به پیران بروید؟ پس وقتی به روستا رسیدید سراغ چشمه جوشان کنار درخت کهنسال آن را هم بگیرید. این چشمه پای درخت تنومند و قدیمی که اهالی هم دقیقا نمیدانند چند ساله است از زمین جوشیده و گیاهانی خودرو اطرافش را پوشاندهاند و گوشه دنجی برای آرمیدن و خلوت کردن به وجود آوردهاند. در ضمن فراموش نکنید به آبشار معروف پیران هم سری بزنید. روستای پیران از طریق شهرهای قصرشیرین، سرپلذهاب، کرند غرب و گیلانغرب قابل دسترسی است و خوشبختانه همه جادههای منتهی به آن آسفالته و هموار هستند.
علی یوشیزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....