دریغ کند
باران باش
در یک روز آفتابی
تا مردم ندانند
چتر از برای چه برمیدارند
بارش باران؟
یا گرمای خورشید؟
مهربانترین!
بگذار مردم لباسهای خیسشان را
در گرمای نگاه تو
خشک کنند
هر چند دلت همیشه بارانیست
بگذار باران ببارد
آفتاب بتابد
و من
لبخندهایم را ببارم
اشکهایم را پنهان کنم
در نگاه آفتابی دیروزت.
باران باش
تا بیدریغ بباری
بر سنگها
که با آرزوی دیدنت
سالهاست سکوت کرده اند
تا بیدریغ بباری
بر گیاهان
که بیگناه متولد میشوند.
حسین ابراهیمیدرمیان