حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
طی 10 سال گذشته افراطگرایی راست در اروپا بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. نژادپرستی دوباره مطرح شده و به دنبال آن ملیگرایی با شعارهای تند در بطن جامعه رواج یافته است. افراطگرایی نوین جریان راست با دفاع خودخواهانه از تاریخ و فرهنگ ملی مقابل آشفتگیهای دنیای امروز، بیدینی و همینطور دموکراسی و آزادیهای نامحدود قد علم میکند. اما مهمتر از آن، شاید این موضوع است که جریانهای افراطگرای راست مثل حزب لیبرال در هلند یا جریان همراه با ژان ماری لوپن در فرانسه به طور اساسی برای توصیف و شرح مردان سیاسی سنتگرا با ویژگی تودهگرایی، سستعنصری، فریبکار و حامی منافع شخصی به وجود آمدهاند. بحران بانکها، بحران منطقه یورو و رسوایی شنود تلفنی کمپانی مرداک بدون شک از جمله مواردی است که جریانهای راست افراطی به دنبال بهرهبرداری از آنها هستند.
رشد پوپولیسم
آشفتگی موجود در اروپا منجر به این شده است که پوپولیسم و نظریات افراطگرایی راست بیشتر رواج یابد و از نقطهنظر تاریخی نیز همچون فیلسوفان عصر روشنگری با به دست گرفتن پرچم ملیگرایی سعی در هدایت جامعه داشته باشند، اما در این بین تشکیلات و گروههای جدید همچنان بین جریانهای راست و چپ در حال گذار هستند.
اگر به وضعیت گروههای افراطی در کشورهای اروپایی برای انتخابات 2012 نگاهی بیندازیم متوجه میشویم که در فرانسه ژان ماری لوپن در حال حاضر طبق نظرسنجیها در رتبه سوم قرار دارد و همین وضعیت برای حزب آزادی «وایلدرز» در هلند رقم خورده است. در کشورهای اسکاندیناوی حزب مردمی در دانمارک و دموکرات سوئد توانستهاند در نظرسنجیها بهترین نتیجهها را به خود اختصاص دهند. همچنین گروههای افراطی راست در آلمان و اتریش نگرانیهای بیشتری را برای اروپاییها به وجود آورده است. در شرق اروپا نیز وضعیت به همین منوال است و حزب «جوبیک» با گرایش راست افراطی طبق نظرسنجیها رتبه سوم را در مجارستان به خود اختصاص داده است.
در این میان چندی است که در اروپا گونههای جدیدی از گروهکهای ملیگرایانه شروع به فعالیت کردهاند که با رجزخوانی بیش از پیش به دنبال سر و صدا هستند. در بریتانیا اتحادیه دفاع از انگلیس با تفکراتی آمیخته با پوپولیسم و افراطگرایی که از سال 2006 در اعتراض به گسترش اسلام در این کشور شروع به کار کرده است به دنبال جذب افکار عمومی است به طوری که این اتحادیه با استفاده از شبکههای اجتماعی و تحریک 2 تا 3 هزار مخاطب خود در اعتراضات اخیر توانست این شمار افراد را به 90 هزار نفر برساند. البته چنین تحرکی در نروژ نیز به صورت مشابه اتفاق افتاد و «آندریاس برویک» عامل بمبگذاری و جنایت در این کشور هم به دنبال ایجاد اتحادیهای مشابه در نروژ بود. در فرانسه نیز گروهکهای افراطی نوپا با انجام حرکتهای سخیف مقابل مساجد در این کشور به دنبال دفاع از بیدینی هستند و از این طریق تلاش میکنند هوادار جذب کنند.
در برخی کشورها همچون دانمارک گروههای افراطی برخاسته از جریان راست فعالیتهای خود را به چند بخش تقسیم میکنند: گروهی در مورد همجنسگرایی و نژادپرستی فعالیت میکنند، شمار دیگری هم به عنوان ملیگرایان مدرن تلاش میکنند با اسلامگرایی مقابله کنند. رواج تفکرات افراطی در اروپا طی چند سال اخیر موجب شده است تا شبکههایی در کشورهای مختلف با تفکرات نئونازی شکل گیرد که نگرانیهایی را برای مسوولان اروپایی به وجود آورده است. نمونهای از این تحرکات تیراندازی و بمبگذاری در اسلو پایتخت نروژ بود که ابتدا به نام اسلامگرایان افراطی معرفی شد اما بعد معلوم گشت عامل این جنایت برخاسته از جریان راست افراطی و تفکرات نژادپرستی بوده است!
احساسات ملی
این در حالی است که هریک از گروههای افراطی با تفکرات راست دارای خصوصیات و ویژگیهای مخصوص به خود نیز هستند و همگی به دنبال برانگیختن و توهین کردن به احساسات ملی نیستند. البته برخی گروههای راست رادیکال همچون تروریستها و نئونازیهای بریتانیا به وسیله تئوریهای توطئه بر ضد یهود تحریک شدهاند و در همین راستا دست به اقدامات تخریبی میزنند. در این بین افراطیهای جریان راست سیاسی نقاط اختلاف زیادی دارند، اما نقاط مشترک زیادی نیز همچون ایدئولوژی آنها را به هم نزدیک میکند، به عنوان مثال هر دو طرف تلاش میکنند مفاهیمی مثل تهدید تمدن غرب و حمله چندفرهنگی، گسترش یهودیگرایی و اسلامگرایی را تروج کنند و نشان دهند که پایههای هویت ملی اروپا در حال از بین رفتن است. همین ویژگیها در جامعه با حمایتهایی همراه شده است که برخی توانستهاند موضوع «جنگ جمعیت» را مطرح کنند و این موضوع بشدت در نروژ و دانمارک بیش از دیگر نقاط اروپا به چشم میخورد.
به دلیل ترویج چنین تفکری، تشدید خشونت سیاسی و رادیکال شدن فضا در اروپا، سازمانهای اسلامی تندرو نیز تحرک خود را برای مقابله با برخورد اروپاییان شروع کردهاند؛ در چنین فضایی گروههای تروریستی نیز فرصت پیدا میکنند که با تحرک بیشتری برای رسیدن به اهداف خود اقدام کنند. اروپا در آینده با حوادث بیشتری همچون حادثه بمبگذاری در نروژ مواجه خواهد شد. تمدن غرب با رشد دوباره ایدئولوژیها در حال از دست دادن هویت خود است و دنیای غرب هیچ راهی جز مقابله با این تهدیدها ندارد.
سایت اسلیت / مترجم: محمدرضا موحدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....