حاشیه خبر

گزارش رضایی از حادثه ایرباس

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در سایت شخصی خود گزارشی از لحظات بروز حادثه در پرواز دلهره آور هواپیما ی ایرباس و فرود آن در مشهد ارائه کرده است. رضایی در بخش‌هایی از این گزارش نوشته است: موقع بلند شدن احساس کردم چرخ‌های هواپیما با زمین اصطکاک زیادی پیدا کرد و صدای برخورد چرخ‌ها روی باند توجه‌ام را جلب کرد.
کد خبر: ۴۲۷۰۶۲

 در طول مسیر پرواز خوبی داشتیم خلبان توضیحاتی در حین پرواز داد و در ارتفاع 33 هزار پایی پرواز کردیم. هنگامی که هواپیما روی باند قرار گرفت احساس کردم ترمزهای هواپیما سفت‌تر از پروازهای دیگر گرفته شده بود گویی خلبان می‌خواست به جای رفتن به انتهای باند از وسط‌های باند بپیچد. احساس کردم خلبان می‌خواهد از همان فاصله‌ای که احتمالا رمپ خروج از باند است خارج شود، ناگهان صدای بسیار شدیدی از نوع برخورد هواپیما با یک مانع سخت را شنیدم و کمتر از یک دقیقه هواپیما متوقف شد. صلواتی فرستادم. پس از لحظاتی که سکوت بر مسافرین و کادر پرواز و خدمه حاکم بود سروصداهایی در هواپیما بلند شد. افرادی از خدمه هواپیما از مسافران خواستند از جای خود بلند نشوند پس از چند دقیقه خلبان به مسافران توضیح داد که مساله خاصی نبوده است.

منتظر باز شدن درهای هواپیما بودیم که ناگهان اعلام شد درها قابل باز شدن نیستند و باید از درهای اضطراری بیرون برویم یک مرتبه سروصدا و هیجان فضای هواپیما را پر کرد. صدای گریه زن‌ها و بچه‌ها بلند شد مسافران متوجه شده بودند که حادثه‌ای اتفاق افتاده است ولی نمی‌دانستند حادثه چیست.

آنها متوجه شدند که موضوع به آن سادگی که خلبان گفته بوده نیست. بعد از این از سرسره‌های اضطراری به پایین هدایت شدیم ومتوجه شدیم که قضیه چه بوده است. چرخ جلوی هواپیما کنده و پرت شده بود .هواپیما از باند خارج و آتش گرفته بود. باند و زمین اطراف آن خیس بود. از آب‌های کف باند و اطراف آن مشخص بود که آتش نشانی بموقع عمل کرده است. من از در اضطراری سمت چپ هواپیما بیرون پریدم مقدار کمی هم دستم زخم شد و روی خار و خاشاک خارج از باند پیاده شدم. آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان با همسر و 2 فرزندش که از مسافران این هواپیما بودند نیز از هواپیما خارج شدند. پسر کوچک ایشان کیفش در هواپیما مانده بود و گریه می‌کرد. حجت‌الاسلام والمسلمین آقای رشاد و چند نفر روحانی دیگر هم از درهای اضطراری بیرون پریدند. خودروهای سواری از پاویون شخصیت‌ها به سمت ما آمدند و پاسداران گارد هوایی اصرار می‌کردند که سوار شده و از محوطه خارج شوم. آنها می‌گفتند هر لحظه ممکن است هواپیما منفجر شود اما نمی‌توانستم قبول کنم. با دوستان دیگر آنجا ماندیم تا مردم سوار اتوبوس شوند و بروند.

حدس می‌زدم مردم عصبانی، بخواهند ناراحتی‌شان از مسوولان را با من درمیان گذاشته و گره‌های دل خود را باز کنند. وارد ترمینال که شدم بسیاری از مسافران مرا که دیدند اطرافم جمع شدند و هر کسی چیزی می‌گفت. خانمی می‌گفت: آقای رضایی چرا اینجا دکتر نیست؟ آقایی می‌گفت: آقا، امام رضا کمکمان کرد.

کم‌کم چهره‌های گرفته مردم باز می‌شد، لبخندها جای نگرانی‌ها را می‌گرفت، گریه‌های کودکان خاموش می‌شد. حدود 11 نفر جراحت کمی برداشته بودند که اکثر آنها در همان فرودگاه مداوا شدند. هواپیما حامل بیش از 200 مسافر بود و از فاجعه‌ای جلوگیری شده بود. مطمئن شدم که امام رضا (ع) به کمک زوارش آمده بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها