گفت‌وگو با کاظم راست گفتار، کارگردان فیلم «زنان ونوسی، مردان مریخی»

‌بازیگری در ایران مافیایی و سرمایه سالاری است

اشاره: کاظم راست گفتار را به گواه ساخته‌های پیشین‌اش همواره با پسوند «کمدی ساز» می‌شناسند، صفتی که چندان بیراه هم نیست. به جز فیلم «نقاب» که آن هم خود کارگردان معتقد است با طنز تنیده شده است دیگر ساخته‌های او در ژانر کمدی است. «عروس خوش قدم»، «نقاب»، «پسر تهرونی» و «بخشکی شانس» آثار قبلی کاظم راست‌گفتار است که همه آنها در گیشه نیز تا حدودی موفق بوده ،اما تازه‌ترین فیلم او یعنی «زنان ونوسی، مردان مریخی» با استقبال بیشتری از سوی مخاطبان روبه‌رو شده است به طوری که در اول هفته اکران، توانسته است به مرز فروش 300 میلیون تومانی برسد. کاظم راست گفتار در این گفت‌وگو اصرار دارد این ساخته‌اش متفاوت از بقیه است و این اثر را جدا از جریان فیلم‌های کمدی سخیفی می‌داند که انگار مد شده است. اولین سوال را هم کاظم راست گفتار طرح کرد. گفت‌وگویی غیرمنتظره با کارگردانی که معتقد است فیلمش می‌تواند آمار طلاق در ایران را کاهش دهد!
کد خبر: ۴۲۷۰۲۵

این روزها روزنامه‌نگاری با این ابزار خیلی ساده شده است

فیلمسازی که ساده‌تر شده است. این روزها با موبایل فیلم می‌سازند. طوری که کسی مثل ژان لوک گدار می‌گوید سینمای مولف دیگر مرده است.

بله، البته یک عامل در فرآیند زیبایی هنر بخصوص در سینما تاثیر و قطعیت دارد و آن هم ذهن و جهان‌بینی هنرمند است که قابلیت بازسازی با این ابزار را ندارد. با پیشرفت فناوری، فیلمسازان دنیاهایی را به تماشاگران نشان می‌دهند که تنها از عهده تخیل برمی‌آید و این‌گونه با رشد تکنولوژی جایگاهشان محکم‌تر می‌شود. در این شرایط آدم‌هایی که گندم‌نمای جو فروش هستند هم کمتر حذف می‌شوند.

شاید 20 سال دیگر داریوش مهرجویی تنها با نشستن در خانه و فکر به یک موضوع به خلق اثری جاودانه دست بزند. به نظر شما چنین چیزی دور از ذهن است؟

نه. در وادی سینما و تخیل برای من چیزی غیرقابل تصور نیست. برای من چنین چیزی کمتر از 20 سال قابل دستیابی است.

البته قضیه به این سادگی هم نیست. فناوری در سینما تنها یک ابزار است و نمی‌تواند جهان‌بینی متفاوتی خلق کند. فناوری را در سینما نمی‌توانیم ایرانیزه کنیم. ما همه چیز را با همدیگر اشتباه گرفته‌ایم. مثلا سریال‌های تلویزیونی که قرار است در تلویزیون و با سیستم دیجیتال پخش بشود، با فیلم 35 فیلمبرداری می‌شوند و بسختی و مرارت تبدیل به تله سینمایش می‌کنند. بعد فیلم‌های سینمایی را دیجیتال می‌گیرند و بعد تبدیل می‌کنند به 35 و در سینما به نمایش می‌گذارند.

یعنی از مزایای فناوری به طور معمول استفاده نمی‌کنند؟

دقیقا. دیجیتال کمک می‌کند که سرعت کار بالا برود و هزینه کار پایین بیاید. این یکی از ویژگی‌های کار دیجیتال است، ولی در سینما عکس این اتفاق می‌افتد. یعنی در سینما یک فیلم سینمایی دیجیتال گران‌تر و پرهزینه‌تر از یک فیلم سینمایی 35 است و یک سریال تلویزیونی 35 گران تر از یک سریال تلویزیونی دیجیتال تمام می‌شود و این شیوه نادرستی است.

پس از قرار معلوم به نظر می‌رسد فناوری در سینما وجه تخریبی بیشتری داشته باشد تا سازنده؟

بله، متاسفانه چنین است.

اجازه بدهید برویم سراغ فیلمتان! جایی گفته‌اید فیلمتان می‌تواند آمار طلاق را در ایران کاهش بدهد. واقعا این‌طور است؟!

ادعای من هم مبنی بر کاهش آمار طلاق با دیدن این فیلم به این دلیل بود که حدود 30 درصد طلاق‌های کشور بر‌اثر سوءتفاهم‌های زن‌ها و شوهران در فهم یکدیگر صورت می‌گیرد. به این دلیل که قضاوتشان در مورد همسرشان اشتباه است. یعنی یک زن، شوهرش را بر اساس معیارهای زنانه ارزیابی می‌کند و یک مرد نیز به این صورت. این ارزیابی مردانه یک زن و ارزیابی زنانه یک مرد دستمایه ساخت این فیلم شد.

خب چرا چنین موضوع مهمی ‌را با طنز بیان کردید که کمتر کسی جدی‌اش بگیرد؟

معتقدم زبان طنز برای مردم ایران بهترین زبان است، هر‌چند برای منتقدان بدترین است.

زبانم در سینما همواره طنز بوده و خواهد بود به دلیل این‌که با آن عجینم و فکر می‌کنم بهترین شیوه ماندگاری در ذهن مردم و موثر ترین شیوه ارتباط با مردم برای ابراز عقیده و حرف‌ها زبان طنز است.

با توجه به موج ساخت فیلم‌های ضعیف کمدی در چند سال گذشته، بازیگران ثابتی در آنها بازی می‌کنند که در فیلم شما هم بیشتر آنان دیده می‌شوند. چرا سراغ این بازیگران رفتید؟

بحث انتخاب بازیگر در سینمای ایران که خودش یک مصاحبه جداگانه می‌خواهد. من هم همواره در این قضیه مشکل داشتم. چون بشدت ماجرای بازیگری در سینمای ایران مافیایی است و بشدت سرمایه‌سالارانه است. کاری هم از دست من برنمی‌آید.

من در این فیلم تمام قواعد را گذاشتم کنار، چون تهیه‌کننده و سرمایه‌گذارش خودم بودم. بی‌خیال همه سوپراستارهای سینمای ایران شدم. هنرپیشه‌ای را که لازم بود در این فیلم بازی کند، صدا کردم. کاری هم به این نداشتم که این هنرپیشه معروف است یا نه، مردم برایش پول می‌دهند یا نه؟! من فیلمی‌ ساخته‌ام که اگر کسی خواست حرفش را گوش کند، می‌آید می‌بیند و اگر می‌خواهد چشم و ابرو ببیند، برود پوستر بازیگران را بخرد و و بزند روی دیوار اتاقش.

فکر می‌کنم بازی امین حیایی، نقض‌کننده حرف شماست.

در همین فیلم ‌ زنان ونوسی و مردان مریخی‌ متاسفانه با اصرار آقای مفیدی مجبور شدیم نقش اول را بدهیم به امین حیایی. من 4 فیلم با او کار کردم ،ولی خب بالاخره بازیگر است، فیلسوف که نیست.

شاید برایتان جالب باشد که امین حیایی همزمان با این فیلم سر 2 تا فیلم دیگر هم بوده، سفر خارجی هم داشته است. من این فیلم را مثل فیلم «مرد سوم» کارول رید که اورسن ولز را 3 روز می‌آورند پاریس تا پلان‌هایش را بگیرند و برود، ساخته‌ام. امین حیایی بیشتر از 15 ـ 10 جلسه سر فیلم حضور نداشت.

انتخاب حیایی اصرار آقای مفیدی بود؟

اصرار ایشان و اصرار گیشه.

شما که گفتید تهیه‌کننده خودتان شدید که با این جریان ستاره‌سالاری مبارزه کنید.

نکته اینجاست. در نظام بخش خصوصی سینمای ایران کارگردان یعنی کشک، یعنی مجری. اگر هر کارگردانی که خودش تهیه‌کننده نیست و سرمایه ندارد، بیاید ادعا کند که من این فیلم را ساختم، مطمئن باشید که اشتباه کرده است. در این نظام تهیه‌کننده است که تعیین می‌کند فیلم چه جوری ساخته بشود و کارگردان آن چیزی را که او بخواهد، اجرا می‌کند تا بتواند باقی بماند. من هم زمانی که دیدم این ماجرا ستمبار است، با تلاش زیادی سعی کردم مجوز تهیه‌کنندگی بگیرم و فیلم خودم را‌ خودم بسازم. جالب این‌که در بخش دولتی دقیقا عکس این موضوع است. یعنی در بخش دولتی تهیه‌کننده یعنی کشک و کارگردان یعنی همه کاره!

معتقدم زبان طنز برای مردم ایران بهترین زبان است، هر چند برای منتقدان بدترین است. ‌ بهترین شیوه ماندگاری در ذهن مردم و موثر‌ترین شیوه ارتباط با مردم برای ابراز عقیده و حرف‌ها زبان طنز است

اینها همه فشار می‌آورد به کارگردان که در زمینه انتخاب بازیگری دستش بسته باشد. تا حدودی حرف شما را می‌پذیرم. مثلا بهاره رهنما دختر باسوادی است و طنز را می‌شناسد و بازی خوبی هم دارد یا شیلا خداداد که در این کار انتخاب قطعی نبود، ولی بازی خوبی از او گرفتم. یکی از خصوصیات من این است که بازی خوبی از بازیگرانم می‌گیرم. مثالش هم همین امین حیایی که اولین فیلم کمدی را در فیلمی از من با عنوان «عروس خوش‌قدم» بازی کرد.

پس شما گمراهش کردید؟

خودش استعداد گمراه شدن را داشت!

دخالت تهیه‌کننده در فیلم اتفاق تازه‌ای نیست. شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که تمام مخاطبان شما این مسائل و مشکلات را بداند.

من فیلم بدی نساختم! من هنوز فکر می‌کنم، فیلم خوبی ساخته‌ام. من می‌گویم بر اساس شرایط موجود و امکاناتی که داشتم، فکر می‌کنم بهترین استفاده‌ای که می‌توانستم از این موقعیت بکنم همین فیلم است. با توجه یه این شرایط بهترین حاصلی که می‌شد دید، همین است که اسمش شد «زنان مریخی و مردان ونوسی».

همین که مردم می‌آیند و حدود 100 دقیقه قاه‌قاه می‌خندند، یعنی فیلم موفق بوده است.

این هم از آن ادعاهاست.

ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی‌/‌ چه توفیق از این بهتر که مردم را بخندانی

در کنار این ماجرا تلنگری هم به روح تماشاگر می‌زنم.

فیلم شما در زمانی ساخته شده که آثار کمدی سخیف مد‌ است. من می‌گویم کمی‌ سخت است مخاطب جدی سینما رغبت کند به دیدن این فیلم برود و از آن خوشش بیاید. منتقدان هم که نظر مثبتی به کار شما ندارند.

فیلم‌های کمدی در ایران توسط منتقدان 5 ـ‌4 سال دیر شناخته می‌شوند. ممکن است این فیلم من در کوتاه مدت با چوب سخیف و مبتذل بودن رانده شود، ولی در درازمدت منتقدان متوجه می‌شوند که این فیلم متفاوتی بوده است. این جریان، اتفاق تازه‌ای نیست. فیلم عروس‌ خوش‌قدم که حالا خیلی‌ها از آن به عنوان فیلم جریان‌ساز یاد می‌کنند، در زمان اکران هدف انتقادات منتقدان بود.

بعدها همان‌ها گفتند که آن فیلم چه کمدی آبرومندی بوده است. شاید سرنوشت این فیلم هم همین باشد.

فیلم از خودش دفاع می‌کند و نیازی به تبلیغات آنچنانی ندارد. اگر کسی پس از دیدن همین فیلم ناراضی آمد بیرون، من خسارتش را می‌دهم. من ادعا می‌کنم که حتی یک نفر از تماشاگران را نمی‌توانید ناراضی پیدا کنید.

تا زمانی که منتقدان (که برایشان احترام قائلم) تاثیری در کارم نداشته باشند، برایم اهمیتی ندارند، هر چند من هم دوست دارم نظر موافقشان را جلب کنم، ولی رسالتم این نیست. هدفم این نیست فیلمی‌ بسازم که آنان خوششان بیاید. در مورد فیلم نقاب هم که خب همه معتقد بودند فیلم کلاسیک و تکنیکی است شما یک نقد مثبت از منتقدان سینمای ایران پیدا نمی‌کنید. این لطمه به خود منتقدان است.

میثم اسماعیلی‌/‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها