دو همسر مرد نظافتچی همدیگر را بشدت کتک زدند

سرانجام ازدواج مرد نظافتچی با زن میلیاردر

مرد نظافتچی وقتی با زن میلیاردر سرسفره عقد نشست به دردسر بزرگی افتاد. به گزارش شبکه خبر، به دنبال تماس مردمی با مرکز فوریت های پلیسی در ارتباط با دعوای 2 زن در یکی از خیابان‌های شمال تهران، ماموران با حضور در صحنه درگیری هر 2 زن را دستگیر و آنها را برای بررسی پرونده‌هایشان به شعبه 5 دادسرای شمیرانات انتقال دادند.
کد خبر: ۴۲۶۹۸۶

در تحقیقات مشخص شد 2 زنی که با یکدیگر درگیرشده اند، همسران یک نظافتچی هستند.

همسر اول مرد نظافتچی به بازپرس نیک صفت گفت: شوهرم برای انجام کارهای نظافت به خانه‌های مردم می‌رفت و خرج زندگی‌مان را از این راه تامین می‌‌کرد.

شوهرم وقتی گفت یک زن میلیاردر به وی پیشنهاد ازدواج داده است از من خواست موافقت کنم. او می‌گفت برای مدت کوتاهی زن میلیاردر را به عقد موقت خود درآورده و پس از آن با گرفتن پول و خانه از او جدا می‌شود. من هم ناچار شدم به خاطر شرایط بد زندگی‌مان بپذیرم. شوهرم می‌گفت این زن میلیاردر پیشنهاد داده یکی از خانه‌هایش را به نامش خواهد کرد.

این زن اضافه کرد: ابتدا پذیرفتم و خوشحال شدم چون تصور می‌کردم شرایط زندگی‌مان تغییر می‌کند، اما وقتی
پی بردم همسرم او را به عقد دائم خود درآورده و با هم زندگی می‌کنند ،نتوانستم وجود زن دیگری را تحمل کنم.

وی تصریح کرد: شوهرم را از دست داده‌ام. اوکمتر به خانه می‌آید و به هیچ‌کدام از وعده‌هایش نیز عمل نکرده است. من هم به خانه مجلل هوویم رفتم و از او خواستم که دست از سر شوهرم بردارد و بعد ادامه درگیری به خیابان کشیده شد و با هم کتک‌کاری کردیم.

مرد جوان نیز به بازپرس گفت: چندی پیش برای کار به خانه اعیانی زنی رفتم؛ این زن تنها زندگی می‌کرد و ثروت زیادی داشت. پس از چند روز او از من خواستگاری کرد و گفت چند خانه دارد و درآمدش خوب است و اگر با او ازدواج کنم یکی از خانه‌هایش را به نام من می‌‌کند.

مرد افزود: با آن که این زن 10 سال از من بزرگ‌تر بود، اما پیشنهاد وسوسه‌کننده‌اش موجب شد موضوع را با همسرم درمیان بگذارم و از وی خواستم درباره این پیشنهاد تصمیم بگیرد. همسرم نیز پیشنهاد را پذیرفت و گفت باید خانه‌اش را به نام ما بزند، اما زن میلیاردر از من خواست او را عقد دائم کنم تا خانه‌اش را به نام من بزند. من هم به همسرم چیزی نگفتم، اما وقتی این موضوع را متوجه شد با من تماس گرفت و شروع به ناسزاگویی کرد. سعی داشتم آرامش کنم، اما بی‌فایده بود. همسرم با عصبانیت به خانه همسر دومم رفت و با هم درگیر شدند.

مردنظافتچی گفت: من نیز در بین این دوراهی گرفتار شده‌ام. همسر اولم را دوست دارم و فقط به خاطر پول و خوشبختی او تن به ازدواج دوم دادم. پس از اظهارات این مرد، 2 زن از یکدیگر به اتهام فحاشی و ضرب و شتم شکایت کردند و پرونده شان در حال رسیدگی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها