جوانان و نوجوانانی که به اینترنت دلبستگی فراوان پیدا میکنند و در حقیقت به آن معتاد میشوند، برای ارضای خود ساعتهای متوالی، بدون وقفه روی خط باقی میمانند و زمانی که امکان دسترسی به اینترنت را نداشته باشند، دچار تشویق، لرزش دست و عصبانیت میشوند، استراحت و آرامش را فراموش میکنند و به اینترنت و وسوسههای آن فکر کرده و خیالپردازی میکنند.
شخص معتاد، اینترنت را به شرکت در فعالیتهایی که پیش از این، مورد توجهاش بوده یا ارتباط با اعضای خانواده و دوستان ترجیح میدهد و بیشتر مایل است با دوستان جدیدی که در اینترنت پیدا کرده ارتباط برقرار کند. او روزی چندبار و به طور مرتب، پست الکترونیکی و حساب کاربری خود در شبکههای اجتماعی را چک میکند و هنگام اتصال، متوجه گذشت زمان نیست. از خواب و استراحت صرفنظر میکند و بدون اینترنت، حالت آشفتگی، عصبانیت، بداخلاقی و در نهایت افسردگی پیدا میکند و زمانی که این امکان فراهم شود، تمام حالتهای فوق در او از بین میرود.
هر چه فرد جوان یا نوجوان مدت زمان بیشتری را در اینترنت سپری کند، به همان میزان وقت کمتری برای زندگی در دنیای بیرون از اینترنت و تجربه رویدادهای واقعی و ارتباط با آدمهای واقعی را خواهد داشت. چنین فردی مهارتهای اساسی زندگی اجتماعی در دنیای واقعی را بهطور کامل کسب نمیکند و دچار مشکلات و دشواریهای بیشتر خواهد شد.
درصورت بروز هر کدام از علایم اعتیاد اینترنتی در یکی از اعضای خانواده، لازم نیست دسترسی این فرد به اینترنت کاملا قطع شود، بلکه خود فرد و همه اعضای خانواده باید کمک کنند تا او در شرایط معین و مدتزمان محدود و از قبل مشخصشدهای فعالیتهای ضروری خود را در اینترنت به انجام رساند.
برای مثال بهتر است میزان استفاده یک نوجوان از اینترنت، از 6 ساعت در روز به یک ساعت کاهش یابد. خود فرد معتاد به اینترنت یا دیگر اعضای خانواده میتوانند با تعیین مدت زمان مشخص روزانه برای استفاده از اینترنت و رعایت آن مشکلات پیشآمده را پس از مدتی کاهش دهند.
تهیه فهرستی از فعالیتهای جایگزین و مفید هم میتواند کارساز باشد تا فرد معتاد به اینترنت به تناوب، دیگر سرگرمیهای جذاب را جایگزین استفاده بیرویه از اینترنت کند.