شخصیتهای خیالی با ابرقهرمانهای خیالی در کمیکها همیشه سوژه بسیار مناسبی برای خلق یک بازی جدید و حتی فیلم است. حتما تا به حال نامهایی مانند اسپایدرمن یا بتمن را شنیدهاید. بهتر است بدانید که ابتدا این شخصیتها به وسیله کمیکهایشان معروف شدند سپس راه خود را به دنیای بازیها باز کردند. ابرقهرمان کمیک دیگری که شاید کمتر با آن آشنا هستید، کاپیتان آمریکا است.این شخصیت خیالی در اوایل جنگ جهانی دوم در آمریکا وارد میدان میشود و به نوعی نقش یک اسطوره را در بین سربازان آمریکایی ایفا میکند که یکی از دلایل محبوبیت وی همین است. این شخصیت توسط Joe Simon و Jack Kirby به وجود آمد. در گذشته چند بازی بسیار پیش پا افتاده از کاپیتان، خلق شده بود ولی شرکت Sega قصد دارد که این شخصیت کمیک را به وسیله بازی خود معروفتر کند.
معمولا این نوع بازیها از یک نوع قالب برای داستان خود استفاده میکنند که کاپیتان هم از این قاعده مستثنا نیست و باید در میان بازی، جز درگیرشدن با دشمن خود، توقعی از بازی نداشته باشید.
داستان بازی در جنگ جهانی دوم و در خلال جنگهای آمریکا آغاز میشود که در آن کاپیتان برای کمک به سربازان، خود را وارد نبرد بزرگی میکند. البته دلیل اصلی کمک کاپیتان به سربازها این است که نازیها در این برهه به وسیله دانشمندی به نام Zola قادر به ساخت HYDRA Soldiers با اسلحههایی شدهاند که هیچ سربازی نمیتواند در نبرد با آنها جان سالم به در ببرد. حال Captain America تنها منجی و امید برای این سربازان است.
در طول بازی با سربازان مختلفی رو به رو میشویم که هم انسانهای عادی هستند و هم سربازهایی که به دست زولا ساخته شدهاند. هدف نهایی کاپیتان این است که با گذشت از این موانع، سرانجام زولا را نابود کند. زولا به همراه شخصیتِ دیگر بازی Red Skull در قصری بسیار بزرگ در حال انجام اینگونه کارهای شیطانیاند. این قصر در واقع همان محیط اصلی بازی است و اکثر اتفاقات و درگیریها در این مکان رخ میدهد. بازی به طور کلی روندی کلیشهای دارد و در طول بازی هیچ اتفاق هیجانانگیزی رخ نمیدهد تا بازیکن را به چالش بکشاند که همین موضوع میتواند باعث دلزدگی از بازی شود.
از کاپیتان در بازی انتظار نداشته باشید که با مهارت خاصی بتواند دشمنان را اسنایپ کند یا آنها را به رگبار ببندد. در حقیقت تنها وسیله دفاعی شما در بازی، سپر و دستهایتان است. در طول بازی فقط میتوانیم از سپر خود و از حرکات آکروباتیک استفاده کنیم.
همچنین در برخی مکانها نیز میتوان از نوعی اسلحه شبیه مسلسل برای از بین بردن دشمنان استفاده کرد. سپر کاپیتان مانند یک اسلحه است که پس از روانهکردن آن به سوی دشمن، دوباره بسرعت به سمت شما بازمیگردد. همچنین از سپر وی میتوان در منحرفکردن آتش، تیرها یا لیزرهای دشمنان استفاده کرد. به دلیل همین ضعف در تنوع اسلحهها، شما باید در بسیاری از مواقع فرار را بر قرار ترجیح دهید و از تیررس دشمنان خود بگریزید. در طول بازی با هر ضربهای که به دشمنان وارد میکنید به همان اندازه امتیازهایی دریافت خواهید کرد که در مجموع به 4 خط تقسیم میشود. در صورت کامل شدن هر خط میتوانید حرکاتی مخصوص را به دشمنان وارد کنید. با هر ضربهای که وارد میکنید، جان شما نیز بیشتر میشود. در کنار این موضوع، در محیط بازی، فیلمها، پروندهها و اشیایی وجود دارد که به وسیله آنها میتوانید قدرت خود را بیشتر کنید.
گیمپلی کاپیتان نیز شاید تقلیدی از دیگر بازیهای هم ژانر خود باشد، مثلا در بیشتر مواقع مجبور هستید که از دیواری به دیوار دیگر پرش کنید یا خود را از میلهها آویزان کنید. تا اینجای کار شاید گیمپلی نهچندان جذاب و نه خیلی خستهکننده باشد. نکته عذابآور بازی این است که همیشه وقت زیادی را باید صرف نابودکردن رباتهای بازی بکنید و این کار بعد از چند بار تکرار شدن، واقعا خستهکننده میشود.
طراحی دشمنان بازی کلا به 5 نوع مختلف خلاصه میشود که علاوه بر این که اصلا خوب طراحی نشدهاند، بلکه حس بسیار بدی را نیز به بازیکننده منتقل میکنند. همشکلبودن هر نوع سرباز با هم حس ناخوشایندی را در بازیکن القا میکند و باعث تکراری بودن بازی میشود. همانطور که طراحی دشمنان اصلا خوب کار نشده است، طراحی Captain هم به عنوان شخصیت اصلی بازی، به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
همواره در بازیهای اینچنینی یکی از مشکلات، کیفیت پایین انیمیشنها و تکراریبودن آنهاست. در همان لحظات اولی که با کاپیتان قدم برمیدارید و گرافیک ضعیف بازی را مشاهده میکنید، ادامه دادن آن شاید سختترین کار دنیا باشد! برای مثال افکت انفجارها بشدت مصنوعی است به طوری که پس از یک انفجار شاید اصلا هیجانزده نشوید. تنها موردی که در بازی ممکن است کمیباعث جلوگیری از تکراریشدن روند بازی شود، تنوع در میحطهای بازی است که هر چند با کیفیت خوبی کار نشدهاند، اما از تنوع خوبی برخوردارند، درست برعکس طراحی دشمنان. همچنین یکی از مشکلات بزرگ دیگر در بخش گرافیک بازی، هماهنگ نبودن صدای کاراکترها با حرکات بدن و لب آنهاست که بیشتر باعث میشود شما را بخنداند تا این که وارد فضای بازی بکند.
صداگذاری Captain America: Super Soldier هم دست کمی از گرافیک آن ندارد، مثلا همیشه یک یا 2جمله تکراری را از دشمنان خود میشنوید و همچنین هیچ تغییر حالتی در صدای کاپیتان در شرایط بحرانی یا در شرایط عادی احساس نمیکنید. همه این شرایط باعث میشود بازی به هیچ وجه با شما نتواند ارتباط برقرار کند.
به طور کلی اگر فکر میکنید تمام بازیهایی را که در اختیار دارید به پایان رساندهاید و حوصلهتان سر رفته است، کاپیتان میتواند بازی خوبی برای شما باشد، اما یادتان نرود امتیاز بازی چیزی بیشتر از ۵ از ۱۰ نیست، پس انتظار خاصی از آن نداشته باشید.
Captain America: Super Soldier برای کنسولهای پیاس ۳ و ایکسباکس ۳۶۰ و Wii منتشر شده است.
مسعود گرجیزاده