حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شما برنامههای متعددی را در حوزه دین و معارف اجرا کرده اید اما مخاطب، شما را بیشتر با آفتاب شرقی میشناسد. فکر میکنم خودتان نیز حس بیشتری به این برنامه دارید؟
این برنامه برایم حکم یک معبد را دارد که هر روز در آن حضور پیدا کرده و عهد میبندم که دست مخاطب را به لحظههای پیوستن با خداوند برسانم، چون فکر میکنم بینندهای که آفتاب شرقی را انتخاب میکند، در لحظات پیش از اذان ظهر به چیز دیگری جز معبودش فکر نمیکند. به دنبال یک حس زیبای معنوی است یا قصد دارد از طریق این برنامه شبهات دینی خود را برطرف کند. همین جذبه روحانی که فکر میکنم میان بنده و مخاطبم در جریان است، باعث میشود آفتاب شرقی را بسیار دوست داشته باشم.
برنامهسازی در هر یک از ساعات سهگانه زمان اذان مسلما ویژگیهای خاصی را دارد. آیا این تفاوت زمانی، در کلام و لحن مجری نیز تاثیرگذار است؟
صددرصد. به هر حال اجرا در ساعات ظهر نسبت به سحر یا شب بسیار متفاوت است. انسان در شب به یک سکون و آرامش میرسد و صبح، طراوت و نشاط خاصی دارد. در بسیاری از روایات نیز توصیه شده است مومنین، شب زندهدار باشند. پس اجرا در برنامههای سحرگاهی بسیار متفاوتتر از دیگر زمانهاست. البته بروز این ویژگیها در گفتار و لحن به درونیات شخص بستگی دارد و اینکه مجری کلامش را در قلب خود نهادینه کند.
و این همسویی کلام و درونیات قلبی مجری با مخاطب چگونه اتفاق میافتد؟
علم، تجربه و تداوم در اجرای برنامههایی از این دست میتواند تا حد زیادی کمککننده باشد. در ضمن مجری باید به درجهای از خلوص و باور برسد که کلامش تاثیر گذار باشد. شاید صحبت از این مساله در مورد بنده شعارگونه به نظر برسد، اما امیدوارم خوانندگان خوب روزنامه جامجم برداشتی از خودستایی من نکنند، ولی علقه و باور مجری نسبت به مسائل معرفتی است که لحن و کلام او را به بهترین شکل هدایت میکند. حتی اگر دارای صدایی منحصر به فرد نیز نباشد، باور درونی او به دل مخاطب مینشیند.
متاسفانه برخی از ما دچار معضلی بزرگ هستیم. این که فقط پوسته دین را میبینیم و از عمق آن بیخبریم. در این خصوص باید آسیبشناسی دقیقی صورت گیرد که چرا افراد در انجام فرایضی چون نماز و روزه با وسواس عمل میکنند، اما در روابط اجتماعی خود دچار ضعف هستند. حسد میورزند، بیعدالتی میکنند و.... تصور بنده این است که انجام چنین واجباتی آرامش لازم را به فرد منتقل نمیکند.
بخشی از این آموزهها باید از طریق رسانه انجام گیرد. وظیفه رسانه ملی در این خصوص چیست؟
رسانه از طریق ساخت آثار نمایشی و مستندهای فاخر میتواند تاثیرگذار باشد. آثاری که اندیشه و فکر خوبی در تولیدشان بهکار رفته، الگویی مناسب هستند. به عقیده بنده تا حد امکان باید از کارهای استودیویی فاصله بگیریم و در سریالهایمان مدلهایی از نظم، تمیزی، حسن خلق، آرامش و... را وارد کنیم. در برنامههای ترکیبی نیز به همین نحو باید عمل شود. مجریای که در زمینههای دینی، علم لازم را کسب نکرده و تنها بهانهاش برای اجرا، قرار گرفتن مقابل دوربین است، هرگاه بحثی درخصوص علوم باطنی و شهودی مطرح شود، سخنانی را به زبان میراند که حتی با اثبات عقلی مغایرت دارد.
اینجاست که مجری در حوزه برنامههای معارفی میتواند در طرح ریزی فرم و ساختار نیز وارد عمل شود؟
قطعا. مجری در چنین برنامههایی باید یک طراح منحصربهفرد و کمک حال تهیهکننده باشد. باور درونی مجری به معنای احساس مسوولیت او در قبال لحظههایی است که از خداوند برای مردم صحبت میکند و ساختار پوچ و سطحی برنامه، باور مخاطب را به سطح میکشاند.
تا چه اندازه به اجرای انحصاری و حضور آدمهایی خاص در این وادی معتقدید؟
در حوزه برنامههای معارفی، افرادی که به اخلاص قلبی رسیدهاند پایدار میمانند. باز هم تاکید میکنم مجریای که به مسائل مذهبی دل میدهد براحتی از این حوزه دور نمیشود. چنین فردی نباید همه جور اجرایی را محک بزند، چرا که انتخاب یک حوزه تخصصی به اجرا پایداری میدهد. در ضمن باید از دیگر ویژگیهای اجرا در برنامههای اینچنینی، مانند چهره، علم، صدا و لحن نیز برخوردار باشد.
یکی دیگر از شاخصههای مهم در برنامههای معارفی، برقراری ارتباط صمیمی با مخاطب است. حال با توجه به مباحث خاص چنین برنامههایی، مجری در ایجاد حس نزدیکی و دوستانه با بیننده چه نقشی دارد؟
بنده به عنوان کسی که در شبکه ملی (یک سیما) فعالیت دارم، در وهله نخست باید طیف وسیعی از اقشار جامعه و مخاطبانی را در سراسر ایران در نظر بگیرم، پس جملات و گفتارم را براساس مهر و احترام به کار میبرم و این محبت و صمیمیت باید همزمان در اجرای من نمود داشته باشد تا برنامه نیز تاثیرگذاری خود را از دست ندهد. گاه برخی نشستنها، نوع حرف زدنها و استفاده بعضی کلمات به عنوان صمیمیت تلقی میشود که به عقیده بنده در خور جایگاه رسانه ملی و همچنین مردم ایران نیست. در برنامههای معارفی، نگاه، پوشش و محتوای مباحث به عنوان الگویی برای مخاطب و القای صحیح آن همراه با روح احترام و محبت قلبی نسبت به مخاطب، نمود پیدا میکند.
آزاده خواجهنصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....