این مقدمه را برای آن آوردیم که یک بار دیگر شما را برای سفر به نقطهای دیگر آماده کنیم؛ اینبار هم قرعه به نام نواحی غربی کشور و برای دیدن معبد آناهیتا در کنگاور افتاده است، اما بنا به همان دلایلی که گفتیم، مطمئنا زمانی شما عزیزان چمدانهایتان را برای رفتن به آن شهر تاریخی و دیدن بقایای معبد آناهیتا میبندید که این ایزدبانوی ایرانی را بهتر و بیشتر بشناسید و جایگاه او را در باورهای نیاکانمان بدانید. پس در راه تا به کنگاور برسیم داستان زیبای آناهیتا را برایتان تعریف میکنیم.
آناهیتا کیست؟
آناهیتا یا ناهید که نام کامل او در متون دینی باستانی ما اغلب به صورت اَردَوی سورَه اَناهیتا آمده ایزدبانویی است با شخصیتی بسیار برجسته در آیینهای ایران باستان که قدمت ستایش او به دورههای بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت میرسد. واژه اَردَوی ـکه به معنی رطوبت است ـ در آغاز نام رودخانه مقدسی بوده که در یک روند اساطیری نام این رودخانه شخصیت خدایی پیدا میکند. یادمان باشد که خشکسالی یکی از مشکلات تاریخی و تقریبا همیشگی در کشور ما بوده است؛ بنابراین ستایش آب و تقدس رودخانه پهناوری که احتمالا بخش وسیعی از این سرزمینِ آفتابخورده را سیراب میکرده، چیز عجیب و دور از ذهنی نیست.
و اما بخش دوم نام این ایزدبانو یعنی سورَه به معنی نیرومند و پرزور است. چراکه داشتن قدرت از ویژگیهای همه ایزدان است و رودخانهای که آناهیتا نام و شخصیتش را از او گرفته بیشک، به سبب پرآبیاش بسیار نیرومند بوده است.
بخش سوم نام او و تنها بازمانده از آن نام طولانی، یعنی آناهیتا به مفهوم پاکی و بیآلایشی است. نام او به همین صورت خلاصهشده (آناهیتا) در کتیبه اردشیر دوم هخامنشی و در بسیاری از متنهای کهن آمده است. او که نخست، نام و سروریاش بر همان رودخانه مقدس بود کمکم بر همه آبها ، سروری مییابد و پدر و مادر آنها میشود.
حالا فکرش را بکنید برای ایزدی با این همه ویژگی و جایگاه والا چه معابد باشکوهی ساخته میشده و تا چه حد برای باورمندانش گرامی و محترم بوده است. معبد کنگاور یکی از بزرگترین و مهمترین پرستشگاههای برجای مانده از آناهیتاست.
ستونهای شگفتانگیز
اولین نویسندهای که در کتاب خود درباره این معبد نوشته است، یک جغرافیدان یونانی است به نام ایسیدور خاراکسی که در سال 37 میلادی پس از بازدید از شهر کنگاور درباره زیباییها و هنر معماری پرستشگاه آناهیتا نوشته است. البته او از آناهیتا با نام آرتمیس یاد کرده چراکه آرتمیس در اسطورههای یونانی الهه باکرهای است که سبب حاصلخیزی میشود و او به تصور آن که آناهیتا شخصیتی شبیه به آرتمیس دارد، آناهیتا را نیز با همین نام خوانده است. معبد آناهیتای کنگاور در دوره ساسانی نیز همچنان برپا و دارای شکوه عظمت بسیاری بوده است. از قرن نهم تا چهاردهم، مورخان اسلامی از این منطقه دیدن کرده و مشاهدات خود را در گزارشهایشان ثبت کردهاند. ابنفقیه در کتاب مشهور «البلدان» نوشته است: «هیچ ستونی شگفتانگیزتر از ستونهای معبد آناهیتا در کنگاور نیست.»
آیا شما تا به حال این ستونهای شگفتانگیز را دیدهاید؟ اگر پاسختان منفی است، همین امروز برنامهای برای دیدن آنها بریزید.
پرستشگاه آناهیتا در کنگاور
کنگاور شهری است در شرقیترین نقطه استان کرمانشاه و در میانه راه امروزی همدان ـ کرمانشاه و سر راه تاریخی هگمتانه ـ تیسفون (یا مدائن که امروز در عراق واقع شده است). بنابراین موقعیت ویژهای که این منطقه در عهد باستان داشته بهترین دلیل برای بناکردن معبدی بزرگ و مهم در آنجا است. این معبد در مرکز شهر کنگاور و روی تپهای طبیعی بنا شده و این روزها خیلیها حتی نام کنگاور را تنها به دلیل وجود این معبد که دومین بنای سنگی مهم و باستانی ایران پس از تختجمشید است، میشناسند.
در کاوشهایی که تابستان سال ۱۳۴۷ برای نخستین بار و به همت یکی از باستانشناسان بنام کشورمان، سیفاله کامبخشفرد، در این تپه انجام گرفت مشخص شد که از مجموع این تپهها، تقریبا حدود 53 هزار متر مربع به بنای تاریخیای اختصاص دارد که امروزه چند سر ستون و تعدادی از حجاریهای آن به وضوح دیده میشوند. بناهایی که در بلندی ساخته میشدند اغلب بناهای مهمی مانند کاخها یا عبادتگاهها بودهاند.
باستانشناسان در مراحل ابتدایی کاوشها تشخیص دادند که بخش قابل توجهی از این معبد و آثار معماری و باستانی آن در زیر محلههای شهر مدفون است. بنابراین از دولت وقت خواسته شد تا بودجهای را اختصاص داده و برای خرید منازل و املاکی که روی این محوطه ساخته شده بود اقدام کند تا در مراحل بعد، باستانشناسان بتوانند به راحتی آنجا را بکاوند و شناسایی کنند. اما آنها در همین مرحله نیز بیکار ننشستند و با کاوش در بخشهایی که آزاد بود، توانستند بخشی از دیوار شرقی و تعداد زیادی از ستونهای معبد را از دل خاک بیرون بکشند. هیأت باستانشناسی در این مرحله همچنین موفق شدند ضخامت دیوار ستوندار، تعداد ستونها، فواصل آنها از یکدیگر، قطر، پیرامون و سایر ابعاد و اندازهها را به طور نهچندان دقیق ولی در هر حال فارغ از تصور و تخیل تعیین کرده و با تهیه تعدادی عکس، سند و اشیاء کشف شده از جمله چند تابوت سفالین و گوشوارههای طلا و سکههایی از دوران تاریخی که در زیر سر اجساد، داخل تابوتها و مقبرهها یافت شده بودند، در مجموع گزارشی را فراهم آوردند که براساس واقعیات تنظیم شده بود. سپس امر خرید و کار تخریب و زدودن خانهها، محلهها و معابری که کاملا روی معماری تاریخی نیایشگاه آناهیتا را پوشانده و در بین مردم منطقه به محله «گچکن» معروف بود، وارد مراحل عملی و جدی گردید و پابهپای آن کاوشهای باستانشناسی نیز ادامه یافت. این جستجوها همچنان تا سال 77 به طور متناوب ادامه یافت که طی آن گورهای زیادی مربوط به دوره اشکانی به دست آمد. سکههای مربوط به فرهاد اول (اشک پنجم) و اُرُد (اشک سیزدهم ) و همچنین اشیاء و ابزار معاش و زیورآلاتی کشف شدند و در عین حال در این مجموعه بیش از ۲۰۰ علامت به عنوان علائم حجاری کشفشده که باستانشناسان آنها را مربوط به دورههای هخامنشی، آرامیان و سامیان بینالنهرین، اشکانی و پهلوی ساسانی میدانند.
نتیجه این تحقیقات آن شد که بخش اصلی ساخت این بنا را در دوره اشکانی تشخیص دادند و شواهدی نیز به دست آمد که نشان میداد بسیاری از شاهان اشکانی در این معبد در پیشگاه آناهیتا تاجگذاری کردهاند. اما آنچه که مسلم است پیش از اشکانیان یعنی در دوره هخامنشیان نیز جایگاه این بنا بسیار اهمیت داشته و حتی سازههایی را در آنجا برپا کرده بودند.
معماریبینقصجریانآب
در پرستشگاهی که متعلق به ایزدبانوی آبهاست، زیباترین نوع معماری به کار رفته تا آب با شیوه خاصی در آن جریان پیدا کند. یکی از این شیوهها ساخت جویهای سنگی برای ورود آب به معبد است.
این آب از رودخانهای مشهور به رود شاپور تأمین میشد و جویهای تعبیهشده در معبد بهگونهای بودند که نحوه ورود و سرعت جریان آن را تنظیم میکردند تا این آب به طرز باشکوهی به آبگیری در میانه معبد هدایت شود.
علاوه بر این در چهارسوی معبد دالانهایی درست شده که در کف آنها نیزجویهای آب به وسط معبد هدایت میشدند و در میانه بنا فضایی وجود داشته که آب در آن جمع میشده و حوضی در ابعاد 10 در10 و عمق 20 سانتیمتر را پر آب میکرده است. همین ساختار یکی از شگفتیهای مهندسی در آن دوران است.
از جمله تزئیناتی که در بالای آبگیرها به کار رفته سر 4 گاو است که در 2 طرف پرستشگاه ساخته شده به گونهای که این سردیسها روبهروی یکدیگر قرار دارند و در زمان آبگیری معبد تصویر آنها روی آب نقش میبسته است.
از آنجا که برخی از این شیوههای معماری، بهخصوص در نحوه آبرسانی به داخل بنا، در بقایای برخی کاخهای برجای مانده از خسروپرویز دیده شده، عدهای از پژوهشگران این معبد را نیز یکی از کاخهای منتسب به او و زمان ساخت آن را اواخر دوره ساسانی میدانند. یکی از مطرحکنندگان این نظریه مرحوم دکتر مسعود آذرنوش، یکی دیگر از کاوشگران این بناست که البته دلایل دیگری علاوه برشیوه معماری را ارائه کردهاند اما دلایلی هم که بر اساس آن، این بنای سنگی را نیایشگاه آناهیتا میدانند، کم نیستند.
امروز آنچه که برای ما به عنوان گردشگر اهمیت زیادی دارد پیش از هرچیز حفاظت از این اثر گرانبها و دیگر مغتنمدانستن هر فرصتی برای دیدن آن است. گاهی خودمان باید این فرصتها را ایجاد کنیم. شاید همین تابستان فرصت مناسبی برای سفر به کنگاور و دیدن این معبد باشد.
سیمیندخت گودرزی