بازخوانی پرونده‌ای جنجالی بعد از برگزاری جلسه دادگاه

نوجوانی که قاتل قوی‌ترین مرد جهان شد

کمتر کسی است که از ماجرای کشته شدن قوی‌ترین مرد ایران و جهان در یک نزاع خیابانی بی‌خبر باشد. جلسه محاکمه متهم ردیف اول این پرونده چندی پیش برگزار شد. در حالی که پلیس پیش از این 3 نفر را در رابطه با این پرونده بازداشت کرده بود فقط یک متهم به دادگاه منتقل شده و اظهارات متهم نشان می‌داد زمان حادثه او فقط یک همراه داشته و نفر سومی در این ماجرا دخالت نداشته است.
کد خبر: ۴۲۴۷۰۲

علیرضا، متهم 18 ساله در دفاع از خود گفت: «اتهامم را قبول دارم. داداشی را به قتل رساندم. شب حادثه با دوستم که نام او هم علیرضاست در پارک نشسته ‌بودیم. دوستم از من خواست او را به خانه برسانم. در یکی از خیابان‌های گلشهر مشغول رانندگی بودم که یک ماشین آزرا پشت سرم آمد. راننده مرتب چراغ می‌زد. به خاطر تعداد زیاد خودروهای در حال حرکت نمی‌توانستم از لاین سوم به لاین دوم بروم تا این که به یک سرعت‌گیر رسیدیم و مجبور شدم سرعتم را کم کنم و بعد به لاین دوم رفتم. راننده آزرا خودش را به من رساند و کسی که سمت شاگرد نشسته ‌بود خودش را تا نیمه از پنجره بیرون کشید و محکم روی‌ دست من کوبید. خیلی عصبی شدم. راننده به من فحشی‌ داد و من که تحریک شده‌ بودم جوابش را دادم. بعد جلوتر که رفتم راننده آزرا جلویم پیچید. ما پیاده شدیم. دوستم با همراه راننده درگیر شد و راننده به سمت من آمد. سیلی محکمی به صورتم زد. من هم چاقو کشیدم. او یک لگد پرت کرد، اما به من نخورد. از هیکل او ترسیده‌ بودم. همین طور که راننده جلو می‌‌آمد به من می‌‌گفت می‌دانی من کی‌ هستم؟ این جمله را دوباره تکرار کرد. همان طور که به سمتش چاقو پرت می‌کردم او هم لگدپرانی می‌کرد. یک ضربه به من برخورد کرد و سرم را به سمت پایین آوردم. به فاصله چند ثانیه سرم را بالا گرفتم و متوجه‌ شدم غرق خون شد‌ه‌ است. از ترس دوستم را صدا کردم. سوار ماشین شدیم و فرار کردیم. فردای آن روز خبر رسید که روح‌الله داداشی مرده و من متوجه شدم شخصی که با او درگیر شدم، روح‌الله داداشی بوده و کشته شده است.»

امان‌الله قرایی‌مقدم ، جامعه‌شناس

علت بروز انواع جرایم خشن را به نظر من باید در جامعه جست. ما چیزی به عنوان قاتل بالفطره نداریم. آنچه هست محصول جامعه است. باید دید و تحقیق کرد که چگونه بر اثر لجبازی حین رانندگی چنین فاجعه‌ای به بار می‌آید. پیشتر نیز به این مطلب اشاره کرده‌ام. زمانی که منطقه خاک‌سفید را با بولدوزر خراب کردند، قلب خاک سفید از بین نرفت. بارها کارشناسان بر این مساله اشاره کرده‌اند که جو حاکم بر خانواده، جو‌نابهنجاری و بزهکاری است. سطحی خراب شده، اما درون آن دالان‌های خرگوشی شکل گرفته است. چه فرهنگی بر این جامعه کوچک حاکم است؟

مهم‌تر این که نظارت و کنترل در جامعه در اولین قدم از خود فرد آغاز می‌شود، جامعه‌شناسان از این کنترل با عنوان «خود کنترلی» نام می‌برند. هر فردی که در جامعه زندگی می‌کند از نوعی خود کنترلی برخوردار است. این نوع از کنترل ریشه در خانواده، محل نشو و نما، اعتقادات و باورهای دینی و شخصیتی فرد دارد. از این رو هر فردی که در خانواده بهتری پرورش پیدا کند از خودکنترلی قوی‌تری نسبت به افراد رشد یافته در خانواده‌های بدسرپرست، بی‌سرپرست و... برخوردار است.

در مرحله بعدی خانواده وجود دارد که بسیار مهم است. آنچه در خانواده می‌گذرد و ساختار خانواده، بر آینده افراد تاثیر بسیاری دارد. بیشتر جوانان بزهکار از خانواده‌های فقیر و فاقد تحصیلات هستند. محیطی که این جوانان در آن رشد می‌کنند، سرشار از خرده‌فرهنگ‌هاست.

این افراد معمولا جوان هستند و سرشار از هیجان. سن کم آنها باعث شده بی‌تجربه باشند. به همین دلیل می‌خواهند از راه‌های غیرمعقول شجاعت خود را نشان بدهند، اما مهم‌تر جامعه‌ای است که در آن زندگی کرده‌اند و خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اند. همه جوان‌ها کاری که این جوان کرده است نمی‌کنند.

غرور جوانی هم هست، اما مساله مهم‌تر کم‌اعتقادی مذهبی در این افراد است. زمانی که اعتقادات مذهبی قوی باشد، فرد تحت هیچ شرایطی حاضر نمی‌شود دست به کار خلاف بزند.

در این میان عدم امیدواری به آینده، بیکاری و نبودن شادی و نشاط در جامعه عوامل مهم دیگری هستند که نباید نادیده گرفته شوند.

فهیمه اسدی، مشاور حقوقی

سرنوشت علیرضا چه خواهد شد؟ آیا او شانس این را خواهد یافت که بار دیگر روی آزادی را ببیند؟ شاید برای بسیاری از خوانندگان تپش دانستن روند تکمیل یک پرونده قتل جالب باشد. آنچه در ادامه می‌آید شرح مختصری از روند تکمیل یک پرونده قتل است.

متهم به قتل تا زمان تکمیل تحقیقات مقدماتی در اختیار پلیس می‌ماند، تا زمانی که صحنه جرم بازسازی و همه جزئیات پرونده کشف شود. بعد از آن متهم به زندان انتقال می‌یابد. در طول مدتی که متهم به قتل در زندان است، همچنان جلسات بازپرسی از او ادامه دارد تا تمامی ابهامات پرونده برطرف شود.

در این مرحله بازپرس برای متهم قرار مجرمیت صادر می‌کند و دلایلی که به نظرش دال بر مجرم بودن متهم است، بیان می‌کند.

سپس پرونده به دست دادیار اظهارنظر می‌رسد که در واقع نماینده دادستان است و پرونده را دوباره بررسی می‌کند که اگر با نظر بازپرس موافق بود، کیفرخواست صادر می‌شود.

اما اگر دادیار اظهارنظر با بازپرس اختلاف‌نظر داشت، نظر خودش را اعلام می‌کند و پرونده برای رسیدگی به دادگاه عمومی فرستاده می‌شود. دادگاه عمومی هر دو نظر را بررسی و نظر نهایی را اعمال می‌کند و روال عادی پرونده طی می‌شود.

مرحله بعدی، ارسال پرونده به دادگاه کیفری استان است. آنجا متهم در حضور 5 قاضی محاکمه می‌شود و رای اکثریت قضات سرنوشت او را مشخص خواهد کرد. یعنی دست‌کم 3قاضی باید حکم بر مجرم بودن او بدهند.

از زمان اعلام رای، متهم 20 روز فرصت دارد تا به رای صادره اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کند. سپس پرونده به دیوان عالی کشور می‌رود. در صورت تایید، پرونده به دادسرای دایره اجرای احکام فرستاده می‌شود.

در این مرحله برای بعضی پرونده‌ها جلسه‌های صلح و سازش برگزار می‌شود تا رضایت اولیای دم برای عدم قصاص قاتل جلب شود. در اینجا متهم این شانس را می‌یابد که از خانواده مقتول طلب بخشش کند. اگر اولیای دم رضایت بدهند قصاص انجام نمی‌شود. در صورتی که خانواده مقتول مایل به گرفتن دیه باشند، متهم مکلف است برای پرداخت دیه به اولیای دم اقدام کند.

همزمان پرونده به دفتر قوه قضاییه برای استیذان (اذن برای اجرای حکم) فرستاده می‌شود. با استیذان رئیس قوه قضاییه برای اجرای حکم، وقت تعیین می‌شود.

در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده، متهم به قتل در بازداشت می‌ماند و تحت هیچ شرایطی آزاد نمی‌شود.

هدی عمید، وکیل دادگستری

ماده 205 قانون مجازات اسلامی مجازات قتل عمد را قصاص معین کرده است. قصاص در مورد قتل به معنی اعدام است و از جمله حقوق اولیای دم محسوب می‌شود. اولیای دم می‌توانند و اختیار دارند قاتل را قصاص کنند. قصاص مانند بسیاری از موارد دیگر مذکور در قانون مجازات اسلامی نوعی از مجازات است که به دنبال هدفی وضع شده است. هدف از تمام مجازات‌ها 3 مورد کلی است: اصلاح و تربیت بزهکار، پیشگیری عمومی و پیشگیری فردی. به عبارت دیگر قانونگذار به دنبال آن است تا با مجازات بزهکار علاوه بر این‌که او را با عواقب کار اشتباهی که مرتکب شده است روبه‌رو می‌کند، جامعه و نیز خود بزهکار را از تکرار جرم بازدارد. از آنجا که حق حیات مهم‌ترین حق در زندگی هر فردی است پس قطعا برخورد با کسی که این حق را از انسانی سلب کرده است مستلزم شدیدترین برخوردهاست و به همین جهت هدف از وضع قصاص نیز پیشگیرى از تکرار ظلم و ستم بر اجتماع و حمایت از سایر افراد بى‌گناه است.

اما با وجود این در آیات قرآن هم آمده است: اگر قصاص نکنید و جانى را مورد عفو و بخشش قرار دهید، بهتر است. (آیه 178 سوره بقره) به عبارت دیگر در احکام الهی نیز آنچه از اهمیت زیادی برخوردار است تاثیر اجتماعی یک عمل است و اگرچه قصاص حق قانونی و شرعی اولیای دم دانسته شده است، اما به این نکته نیز توجه شده که لزوما مجازات‌های شدید اثر مثبت به همراه ندارند و بلکه در مقابل، گذشت است که می‌تواند آرامش و امنیت را به جامعه بازگرداند. در واقع اگرچه شاید انتظار گذشت از خانواده‌ و اولیای‌ دم‌ به‌ سبب‌ آسیب‌ و رنج‌ عاطفی‌ که‌ دیده‌اند توقع بسیار زیادی به نظر می‌آید، اما جلوگیری از تکرار هرچه بیشتر خشونت می‌تواند تالمات روحی را در جامعه کاهش دهد.

اما در بعضی از موارد که جرم جنبه عمومی پیدا می‌کند، بحث اعدام در ملأعام مطرح می‌شود. همان‌گونه که گفتیم اگرچه در نگاه اول قصاص را می‌توان عاملی بازدارنده از وقوع جرایم مشابه بعدی و در عین حال حمایت از حق مظلوم دانست، اما نمی‌توان پیچیدگی‌های زندگی امروزی را نیز نادیده گرفت. هدف اصلی که قصاص به دنبال آن است ایجاد ترس در مجرم و سایر مردم از ارتکاب جرم در آینده است اما شاید برای رسیدن به این هدف نیازی به تاکید بر اجرای اعدام در ملأعام نباشد. در این میان باید دقت کرد آیا واقعا اجرای حکم قصاص در ملأعام می‌تواند از تکرار خشونت‌ها در جامعه بکاهد یا در مواردی هم می‌تواند خشونت را جزئی از زندگی مردم نماید.

هدف از مجازات مجرمین، دفاع از جامعه و ایجاد مصونیت و ایمنی در آن است. اعدام در ملأعام به گونه‌ای که مردم از خانه خارج شده و با انگیزه‌های متفاوت به تماشای این صحنه بنشینند لزوما نمی‌تواند هدف قانونگذار را از وضع مجازاتی مانند قصاص تامین کند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها