حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خدایا! پارسایان در پیشگاه کبریایی تو محبوب و دوستداشتنیاند و در باغهای بهشتی که در زیر آن نهرها و جویبارهای زلال ساری و جاری است منزل دادهای، جایگاهی رفیع به آنان عطا فرمودهای و از نعمتهای خود روزیشان کردهای که در حسرت آن، بیتابم. اگر مرا در این بهار ضیافت از پلیدیها شست و شویم دهی، به خانه خوبان راه مییابم و در سرزمین امید میهمان تو میشوم. پاک و طاهر میشوم، صفای قلب میگیرم.
خداوندا! قلب من هدیه تو و عطیه آسمانی است، ذات و حقیقت این عطیه را به رشد و شکوفایی صفا ده، آن را مبدا حیات و معدن نور کن و با ذکر خود نورانی کن. مرا به سرچشمه نجات برسان و به سعادت رهنمون کن.
خدایا! امیدوارم. امید به باز شدن درهای قبولی دعا دارم. مرا از غلبه نفس اماره رها کن و با ذکر خود نفس لوامه در سیطره خود محفوظ دار و مرا از گزند آفتها مصون دار. آلام جسمی و روحیام را با تلاوت آیات قرآنی درمان کن و مرا در نیل به آرزوهایم شادمان کن.
معبودا! بندگان صالح تو، آنان که اهل تقوا و نیکیاند، در پیش چشمان من عزیز و بزرگاند، مرا با آنان آشنایی و مرا در زمره آنان قرار ده تا دلداده تو باشم، در کوی بندگی تو شکوه ایمان را احساس کنم، درستکار باشم، آنچه مقدر کردهای جز لبخند و شادی بر آن نبینم. مرا در کوی وصال و شوق دیدار، زمام جان را به دستم مسپار که به بیراهه خواهم رفت.
محمد خامهیار / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....