حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جذابیتها
اولین و مهمترین مورد جذاب فیلم به احتمال قریب به یقین، داستان آن است. فیلم درباره دختری است که در کلبهای دور افتاده همراه پدرش زندگی میکند. پدرش او را به عنوان قاتلی حرفهای تربیت میکند تا انتقام قتل مادرش را که در 2 سالگی توسط یک مامور سیا کشته شده است، بگیرد. حالا هانا در آستانه نوجوانی فکر میکند آماده است و میخواهد پا در دنیایی از ناشناختهها بگذارد. پرداختن به چنین داستانهایی هنوز هم به خوبی میتواند مخاطب را با خود همراه کند؛ یعنی ورود به دنیایی که با تصورات ذهنی مشخص و معلوم، کوچکترین همخوانیای ندارد و در مرحله بعدی فاشکننده مجموعهای از حقایق فردی و خانوادگی است.
علاوه بر داستان جذاب، حضور جو رایت به عنوان کارگردان هم در این فیلم میتواند کنجکاوی تماشاگران را برانگیزد، چرا که او تجربیات موفق زیادی در عرصه اقتباسهای ادبی دارد. حضور کیت بلانشت و اریک بانب به عنوان بازیگر و همکاری گروه موسیقی کمکیال برادرز در ساخت موسیقی نیز بر جنبههای تجاری این فیلم افزوده است.
ضعفها
در بررسی ضعفهای فیلم، باز هم اولین مورد داستان است! این داستان همانقدر که میتواند جذاب باشد، خطرناک نیز هست و احتمال دارد تماشاگرانی را که به دنبال نوگرایی در پرداخت قصه هستند، راضی نکند.
مورد دیگر، ژانر اکشن ـ افسانهای فیلم است؛ اثری سراسر از تخیل و جلوههای ویژه که شاید جنبه پررنگ افسانهای آن و تلفیقش با اکشن به مذاق عدهای خوش نیاید. هر چند در نهایت همه چیز به سلیقههای مختلف افراد باز میگردد.
نظر منتقدان
بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را دوست داشته و آن را تحسین کردهاند. جو رایت در میان منتقدان به خاطر اقتباسهای خوبش از آثار ادبی کلاسیک جهان مثل «غرور و تعصب» و «تاوان» محبوبیت زیادی دارد. هر چند یک فیلمش با عنوان «تکنواز» که اقتباس ادبی نبود، نتوانست انتظارها را برآورده کند.
به هر حال، منتقدان فیلم هانا را پسندیدهاند و در جشنواره کن هم با استقبال خوب آنان روبهرو شد.
پیتر تراورس، منتقد آمریکایی مجله رولینگ استون این فیلم را «محشر» نامیده و راجر ایبرت، منتقد محبوب شیکاگو سان تایمز دربارهاش نوشته: «هانا یک تریلر درجهیک، درباره ضعفها و ایرادهای وارده به آموزش خانوادگی در آمریکاست.»
مدیسا مهرابپور / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....