تحلیلگران تاریخی عرب از جمله محمد حسنین هیکل روزنامهنگار برجسته مصر سرهنگ قذافی را عامل قدرتهای غربی میداند. دیکتاتور لیبی که در سپتامبر سال 1969 رژیم سلطنتی ادریس السنوسی را سرنگون کرد، 2 دوره کاملا متضادی در سیاست خارجی خود دنبال کرد. از سال 1969 سرهنگ معمر قذافی کاملا زیر چتر اتحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک شرق قرار داشت و مواضعی کاملا ضد غربی و ضد آمریکایی از خود نشان میداد. مواضع تند قذافی در قبال اسرائیل و آمریکا در دهههای 70 تا 90 از وی یک چهره رادیکال در میان ملتهای عرب و اسلامی ترسیم کرده بود. در همان سالها بود که سرهنگ قذافی دهها میلیارد دلار سلاحهای پیشرفته از شوروی سابق، چین و بلوک شرق خریداری و ذخیره کرد.
تقابل جدی سرهنگ قذافی با آمریکا و دیگر کشورهای غربی، به حمله جنگندههای آمریکا به مقر سکونت دیکتاتور مخلوع لیبی در سال 1986 میلادی منجر شد. وی سرانجام به تلافی این حمله، هواپیمای مسافربری آمریکایی را در سال 1988 بر فراز منطقه لاکربی اسکاتلند منفجر کرد که سبب کشته شدن 280 آمریکایی شد. پس از سرنگونی رژیم دیکتاتوری عراق در مارس 2003، سرهنگ قذافی در یک چرخش 180 درجهای به سمت غرب تمایل پیدا کرد. دیکتاتور سابق لیبی در یک اقدام عجیب و بی سابقه، تاسیسات هستهای و سلاحهای پیشرفته خود را تحویل آمریکا داد. همچنین قذافی بیش از 20 میلیارد دلار بابت غرامت ناشی از انفجار 2 هواپیمای پان امریکن و ایر فرانس به آمریکا و فرانسه پرداخت کرد. هدف قذافی از چرخش 180 درجهای و گرایش به سمت غرب فراهم کردن مقدمات انتقال قدرت به فرزند خود سیفالاسلام بود.
بخشی از خیزش مردم را می توان در سیاست های سازشکارانه قذافی جستجو کرد.از آنجا که تاریخ مصرف قذافی مانند تاریخ مصرف صدام و حسنی مبارک دیکتاتورهای سابق عراق و مصر به پایان رسیده بود، به همین دلیل آمریکا و دیگر کشورهای غربی برای مدیریت انقلاب ملت لیبی در کنار مردم این کشور قرار گرفتند. حضور نیروهای ناتو در کنار انقلابیون لیبی صرفا برای مدیریت انقلاب لیبی و تسلط بر چاههای نفتی این کشور صورت گرفته است. اکنون انقلاب ملت لیبی با سرنگونی سرهنگ قذافی به پیروزی رسیده، اما آیا این پایان راه است و شورای حکومت انتقالی لیبی خواهد توانست یک نظام دموکراتیک را سازماندهی کند؟ مسلما به دلیل بافت قبیلهای لیبی شورای حکومت انتقالی در آینده با چالشهای متعددی برای دولتسازی و ایجاد نظام دموکراتیک روبهرو خواهد بود. وجود قبایل الطوارق، تبو، بربر و آمازیق در صحرای لیبی که با قبایل نیجر، مالی، چاد و سودان پیوند قبیلهای دارند، مهمترین چالشی است که نظام آینده لیبی را تهدید میکند.