اگر شما نامزد حزب سوسیالیست باشید چطور میتوانید آرا را در انتخابات ریاست جمهوری به نفع خود جمع کنید؟
هر کاندیدای حزب سوسیالیست و حزب جمهوریخواه فرانسه باید روی برنامههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حساب کند. اگر من کاندیدای ریاست جمهوری بشوم واقعیتهایی در مورد مسائل مالی عمومی و مشکلات کنونی مطرح میکنم تا مردم بر این اساس تصمیمگیری کنند.
شما هم در ائتلاف بزرگ سیاسی که سگولن رویال به دنبال آن است و شامل میانهروها و چپهای سوسیالیست هستند، شرکت میکنید؟
کشور باید با تلاش از شرایط کنونی خارج شود، بدون شک آنچه پس از جنگ جهانی دوم مهمترین مساله تلقی میشود، تغییر اوضاع کنونی فرانسه است، این تلاش باید اجرایی شود. اگر ما میخواهیم پیروز انتخابات ریاست جمهوری باشیم باید این ائتلاف در مسیر جناح چپ پیش برود.
به نظرم چنین رویدادی برای رایدهندگان و همه فرانسویها مهم خواهد بود زیرا میخواهند تفکر سارکوزی در کشور نباشد، اما باید چنین نظر اکثریتی در انتخابات ریاست جمهوری تبلور پیدا کند. جناح چپ باید ائتلاف کند تا شرایط شفافی در انتخابات داشته باشد. مردان و زنانی همچون دومینیک دوویلپن، فرانسوا بایرو یا کورین لوپاژ میتوانند گزینههای مطلوبی برای کاندیداتوری باشند.
در بین نیروهای راست به نظر میرسد آلن ژوپه شرایط بهتری برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری دارد. نظر شما در این باره چیست؟
گفته می شود در بین مدیران سیاسی فرانسه، خوشبختانه نکتهها و همگرایی خوبی وجود دارد. اما من برخلاف این معتقدم که در شرایط کنونی یک نوع به هم ریختگی وجود دارد و دموکراسی ما مخدوش شده است. این به خاطر عملکرد سارکوزی از سال 2007 تاکنون است. مهم است که جناح راست و چپ مبارزهای دموکراتیک را به نفع کشور شروع کنند. انتخابات ریاست جمهوری فرصتی است که ائتلاف بزرگی در این باره صورت گیرد. آلن ژوپه مرد شماره 2 دولتی است که سیاست اقتصادی و مالی متفاوتی را در پیش گرفته است و ما میخواهیم چنین چیزی تغییر کند، اما ژوپه شایستگیهای یک دولتمرد را ندارد و تفاوتهایش کاملا مشهود است.
با توجه به مشکلات پیش آمده ( انفجار نیروگاه فوکوشیما) موافق کنارگذاشتن استفاده از نیروگاههای هستهای هستید؟
من میخواهم در این مورد یک مصلحتاندیشی وجود داشته باشد، ما برنامههایی داریم که تا سال 2022 باید اجرا بشود. کاهش نیروگاههای هستهای حدود 50 درصد از انرژی برق را در فرانسه کاهش میدهد و کشور ما صنایع خود را با برق هستهای هماهنگ کرده است، این یکی از مهمترین عناصر در رقابتهای بینالمللی است. اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم باید سرمایهگذاری سنگینی در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر انجام بدهیم، در آن صورت میتوانیم نیروگاههای هستهای را کنار بگذاریم.
نظر شما در مورد دخالت فرانسه در بحران لیبی چیست؟
من به اصل حضور و عملیات در لیبی رای دادم، اما نه با حضور نظامیان کشورمان تحت فرماندهی سازمان ملل و ناتو، بنابراین این موضوع را به نوعی تصدیق کردهام.
چرا شما با فرانسوا اولند (دبیر کل سابق حزب سوسیالیست فرانسه) برای انتخابات ریاست جمهوری ائتلاف نمیکنید؟
خوشبختانه، من نقطهنظر مثبتی به همه کاندیداها دارم، ما در نیمه اکتبر دور هم جمع خواهیم شد و در مورد مسائل انتخابات تصمیمگیری میکنیم، اما بعد از بازنشستگی دومینیک استراوس کان، این انرژی برای تغییر بهوجودآمده، به هدر رفت و دیدگاه جمهوریخواهان و ملیگرایان در مورد ائتلاف تغییر کرد. بعد از آن ماجرا، تغییری در نگرشها و تکوین مسائل به وجود آمد که در فرصت مناسب باید به آن پرداخته شود.
در مورد اظهاراتی که در نشریه نیوزویک در مورد استراوس نوشته شد، چه نظری دارید؟
من تمامی اظهارات گفتهشده را رد میکنم. همه تلقیها در این جریان به دومینیک استراوس کان برمیگردد. البته من به شواهد موجود احترام میگذارم و به هیچ عنوان نمیخواهم بگویم که اظهارات شاکی پرونده قابل قبول نیست، اما باید بگویم تمامی این مسائل به دستگاه قضایی آمریکا برمیگردد.
فکر میکنید اتفاقی که چندی پیش در نروژ روی داد، جریان راست افراطی اروپا را منحرف میکند؟
در آمریکا نیز مانند اروپا، گفتمان همراه با بغض و کینه یا طرد وجود دارد و از وجود نوعی دشمن داخلی به شیوههای مختلف ابراز تنفر میشود. راست سنتی، پوپولیسم، انجمن تیپارتی (حامیان جمهوریخواهان آمریکا) توانستهاند در بین مردم نفوذ پیدا کنند. با توجه به بحران اقتصادی و سیاسی، فرانسه هم از این پدیده جدا نیست. در این چارچوب متاسفانه اقداماتی همچون حادثهای که در نروژ روی داد میتواند دوباره رخ دهد، به خصوص چنین اقدامات افراطی توسط یک فرد انجام شده است، ایدئولوژی همراه با کینه و اراده همراه با تخریب قابل تکرار است.
فکر نمیکنید اقدامات راست افراطی در اروپا به دلیل هجوم مهاجرت و ترس از انحلال فرهنگی به وجود آمده باشد؟
بله، همینطور است. ترس از تنزل طبقاتی در یک کشور و یک ملت، ترس از تنزل شخصی به دلیل بیکاری واقعیتی است که جامعه ما را تحت تاثیر قرار داده است. مهاجرت، مشکلات بانکی، عملکرد اتحادیه اروپا در قبال مسائل مختلف از جمله عواملی است که این روزها اروپا با آن مواجه شده است، تنها گفتاری که میتواند مقابل ترس و عدالت با نابرابری قرار گیرد این است که مردم با آن درگیر هستند. در این دنیای ناپایدار سخت است که مسیر دیگری وجود نداشته نباشد.
در مورد گروههای افراطی چه نظری دارید؟
گروههای پوپولیست و راست افراطی همیشه گفتاری ضدسیستم دارند، همیشه مقابل نخبگان قرار میگیرند و تلاش میکنند در مورد همه مشکلات خود را ارتقا بدهند. این گفتاری است که متمایز و به خشونت کشیده میشود. به عقیده من در قبال چنین گفتاری و استفاده از سیاست ضعیف نشان دادن باید به اقدامات افراطی توجه شود.
روزنامه لوموند / مترجم: محمدرضا موحدی