در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از کنار پارکی میگذشتم که دیدم چند نوجوان دور مرد مسنی که فکر میکنم در حرف زدن هم ناتوان بود گرفته و داشتند با کارد او را تهدید میکردند که هر چه پول در جیب دارد به آنها بدهد. مرد مورد تهدید قسم میخورد که پول زیادی ندارد و داشت جیبهایش را نشان میداد. آن سه نوجوان هر کدام ساکی روی دوش خود داشتند که نشان میداد شاید تازه به تهران آمدهاند یا بیکاره هستند که برای خرج خود به پول نیاز دارند. از پیادهروی روبهرو صحنه را نگاه میکردم و نمیدانم با هم چه صحبتی میکردند. دوروبر را که نگاه کردم دیدم کسی متوجه حرکات آنها نیست و آنها کارد را به پهلوی مرد مسن گذاشته و او را تهدید میکنند. بهخودم گفتم بروم با آنها صحبت کنم و از کاری که میکنند منصرفشان کنم؛ البته به خودم میگفتم بروم تلفن پیدا کنم و به پلیس زنگ بزنم ولی تا من بروم و پلیس بیاید آنها پا به فرار گذاشتهاند. دل به دریا زدم و رفتم آن طرف خیابان جایی که آن سه جوان که فکر میکنم زیر 20 سال هم بودند، ایستاده بودند. تا رسیدم کنار آنها، یکی از آنها که کارد دستش بود، آن را پنهان کرد و طوری وانمود کردند که دارند صحبتهای عادی میکنند. نگاهی به آنها کردم و گفتم شما 3 نفر هنوز جوان هستید و فرصت دارید که درس بخوانید و برای خود کسی بشوید، چرا دست به این کارها میزنید. آن که از همه سروزباندارتر بود گفت، ما کاری نکردیم، داشتیم آدرس میپرسیدیم.
گفتم نه، چرا دروغ میگویی. از آن طرف خیابان دیدم که چاقودستتان است و این بنده خدا را تهدید میکردید. شما معلوم است که به خاطر کمی پول این کار را میکنید، ولی برای جوانی خودتان دلتان بسوزد، حیف است که الان پلیس شما را دستگیر کند و به زندان بروید.
یکی دیگر از آنها سرش را انداخت پایین و نشان میداد که از کار خود خجالت میکشد. در آن موقع مردی که مورد تهدید قرار گرفته بود، جوانمردی کرد و گفت اینها مثل پسرم هستند، نادانی کردند و من هم داشتم نصحیتشان میکردم که تا کارتان به زندان و دادگاه نیفتاده، این کارها را رها کنید. اگر پول میخواهید میتوانید مرد و مردانه بگویید که در شهر غریب هستید و پول ندارید، نه این که با چاقو مردم را تهدید کنید؛ شما هنوز نوجوان هستید و نشان میدهد، ناشی هستید که این طور پول زور میخواهید. خلاصه بعد از کلی صحبت 3 نوجوان زبان به عذرخواهی باز کردند. این نشان میدهد بعضی نوجوانان که در مخمصه گیر میکنند و اولین کاری که به ذهنشان میرسد کار خلاف است را میتوان با مشاوره و راهنمایی به راه راست هدایت کرد و احتیاج به خشونت نیست. نوجوانان دل پاکی دارند که بعضی خلافکاران حرفهای از آنها سوءاستفاده میکنند وگرنه با بیدار کردن این نوجوانان میتوان آنها را به راه درست راهنمایی کرد. آن 3 نوجوان با عذرخواهی راه خود را گرفته و رفتند. من و آن مرد مسن هر دو، پولی روی هم گذاشتیم و به آنها دادیم. طوری شد که آن سه نوجوان پول را نمیگرفتند. از دور که به رفتن آنها نگاه میکردم، به خودم گفتم خوب شد بیخیال نشدم و شانسم را برای جلوگیری از یک فاجعه امتحان کردم. امیدوارم خدا همه را به راه راست هدایت کند.
با تشکر قاسم ـ م ـ تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: