در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرونده به من ارجاع شد و مورد بررسی قرار دادم متوجه شدم موضوع آن تجاوز به عنف است. دخترجوانی شکایت کرده بود پسری که مدتی با او رابطهداشته او را مورد آزار قرارداده است.
ما باید تحقیقات کاملی را در این خصوص انجام میدادیم چرا که مجازات جرم تجاوز به عنف اعداماست و این مجازات قابل برگشت نیست. بنابراین باید تحقیقات کاملی انجام میشد. دختر جوان به عنوان شاکی آمد و مدعی شد که با پسرجوان از قبل رابطه داشته است اما زمانی که میخواست از او جدا شود متهم او را به خانهای برده و مورد آزار قرار داده است.
این دخترگفت: پسر به من گفته برای آخرینبار میخواهد مرا ببیند و برایم هدیهای خریده است، من هم به آدرسی که داده بود رفتم فکر میکردم آنجا سفرهخانه است اما بعد متوجه شدم که سفرهخانه نیست و باغی متعلق به یکی از دوستان متهم است.
او مرا در آن مکان مورد آزار قرار داد و بعد خواست با او ازدواج کنم. او گفت چون تو دیگر دختر نیستی فقط میتوانی با من ازدواج کنی.
دخترک گریه میکرد و میگفت شکایت دارد. متهم را به دادگاه آوردند. او اتهامش را قبول کرد و گفت برای اینکه با شاکی ازدواج کند اینکار را کرده است. پسرجوان اصلا از کارش پشیمان نبود و میگفت که وقتی از راه درست وارد شده و نتیجه نگرفته است دست به اینکار زده.
این همه خونسردی برای من غیرقابل باور بود. وقتی به پسرجوان گفتم این جرم مجازات اعدام دارد گفت که اینطور نیست، از این راه میتوانی به دختر مورد علاقهات برسی. بیشتر که تحقیق کردم متوجه شدم در خانواده این مرد ربودن و تعرض به دختر رسم است.
برادر این جوان نیز وقتی جواب رد از دختر مورد علاقهاش شنیده او را ربوده و مورد آزار قرار داده است. جالب اینجاست که آن دختر هم شکایت کرده بود که در نهایت با ازدواج آنها پرونده بسته شده بود.
قبل از پرونده متهم جوان، عموزادهاش هم اینکار را کرده بود و ماجرای او هم به ازدواج ختم شده بود.
پسرجوان وقتی از ازدواج با دختر مورد علاقهاش ناامید شده بود، او هم تصمیم گرفته بود به سبک برادر و عموزادهاش عمل کند. بعد از چندین جلسه رسیدگی پسرجوان را محکوم به اعدام کردیم اما دختر رضایت داد و گفت میخواهد با او ازدواج کند. بنابراین رای نقض و دوباره به پرونده رسیدگی شد. اما نکتهای که وجود داشت این بود که خانواده مرد جوان فکر میکردند این روش برای تصاحب دختر مورد علاقهشان درست است به همین خاطر او را آزار میدادند در حالی که اینطور نیست و زنی که مورد آزار قرار گرفته هرگز فراموش نمیکند چه اتفاقی برایش افتاده است.
هر چند در نهایت این پرونده با خوشی تمام شد اما مرد جوان و خانوادهاش فهمیدند با چه خطری روبهرو هستند. این روش عشق ورزیدن به کسی نیست. باید زن را دوست داشت و به او عشق ورزید تا محبت او را جلب کرد.
بعد از اینکه من دوباره مردجوان را محاکمهکردم او را نصیحت کردم که برای درمان خود و آسیبی که به دخترجوان که حالا نامزدش است زده پیش یک روانپزشک بروند و درمان شوند. این راه درستی نیست و نباید برای تصاحب عشق زنی که دوستش دارد اینطور او را آزار دهد. زنان موجودات لطیفی هستند که اگر با آنها مهربان باشی باتو مهربان خواهند بود و هر فداکاری که از دستشان بربیاید انجام میدهند.
دخترجوان هم زمانی که اولین شکایت خود را ارائه داد از همین موضوع ناراحت بود او میگفت اگر واقعا متهم عشقش رابه من نشان میداد او را قبول میکردم اما او من را آزار داده و میگوید دوستم دارد. به هرحال این دختر قبول کرده بود که با متهم ازدواج کند اما نمیدانم که مردجوان توانست اعتماد او رادوباره جلب کند یانه.
محمدرضا محمدیکشکولی
قاضی دادگستری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: