باریک‌تر از مو

اتوبوس‌های امروزی

پیش از ماه مبارک رمضان باید برای کاری به شمال می‌رفتم؛ اول تصمیم داشتم با سواری‌هایی که جاده چالوس را طی می‌کنند، بروم اما در همان میدان آزادی تصمیمم عوض شد؛ راهم را کج کردم و به ترمینال اتوبوس‌های مسافربری رفتم.
کد خبر: ۴۲۳۰۸۸

چند دقیقه‌ای نگذشت که با صدای بلند شاگرد راننده متوجه شدم اتوبوسی به همان مقصد که می‌خواهم، آماده رفتن است. بلیت گرفتم و سوار شدم.

وقتی از آن هوای دم‌دار و پردود تیرماه تهران وارد اتوبوس شدم، نخستین چیزی که توجهم را جلب کرد هوای مطبوع داخل اتوبوس بود.

سر جایم نشستم، اتوبوس حرکت کرد. چیزهایی هم برای پذیرایی بین‌راه به مسافران دادند؛ چشم‌هایم را بستم تا از شهر بیرون رفتیم.

در طول مسیر بیشتر نگاهم به جاده بود تا این‌که نوشته شدن درجه حرارت داخل و خارج اتوبوس روی تابلوی دیجیتالی بالای سر راننده توجهم را جلب کرد؛ داخل 20 درجه‌ای خنک‌تر از بیرون بود.

بعد هم اوقات شرعی به صورت نوشته‌های پیاپی آمدند و سپس نوبت تاریخ روز شد؛ با تعجب دیدم تاریخ سه‌شنبه 28 آذر 1388 نمایش داده شد؛ فکر کردم اشتباه می‌کنم؛ چشم از تابلو برنداشتم تا دوباره تاریخ را نوشت، نخیر درست دیده بودم؛ نزدیک 2 سال اشتباه بود!

موضوع را که به شاگرد راننده گفتم، گفت: ای بابا کی به این چیزا توجه می‌کنه! باید اتوبوس سرپا باشه که هست.

با خودم گفتم: این هم حرفی است، اما واقعا احترام به گردشگر از همین نکته‌های کوچک آغاز نمی‌شود؟ تا کی ما باید به این جزئیات بی‌توجه باشیم؟

جزئیاتی که در ظاهر کوچک و از نگاه برخی از مردم ‌ بی‌اهمیت هستند ، اما همین کوچک‌ها در کنار هم پازل گردشگری را تشکیل می دهند . پازلی که خیلی وقت ها خیلی از جاهایش ناقص است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها