محمد تقوی / جام‌جم

منشور اصلاح‌طلبی کدام است؟

پرسشی که این روزها گاه در جامعه مطرح می شود این است که آیا اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات دور نهم مجلس در شرایطی هستند که بخواهند با مانورهای سیاسی بازارگرمی کرده و برای رقبا شرط تعیین کنند؟
کد خبر: ۴۲۳۰۱۶

واقعیت آن است که فعالان سیاسی طیف اصلاح‌طلب با رفتاری که در جریان فتنه 88 از خود نشان دادند ، در چنین موقعیتی قرار ندارند. اگرچه این روزها هر دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب یکدیگر را دچار تشتت و چالش در چگونه به صحنه آمدن معرفی می‌کنند، اما در طیف اصولگرا بحث بر سر نحوه وحدت و تجمیع نیروهاست. این در حالی است که اصلاح‌طلبان و منسوبین به این طیف سیاسی هنوز نمی‌دانند اصلاح‌طلبی که دچار ساختارشکنی نشده و چارچوب‌های نظام را رعایت کرده و با جریان فتنه هم مرزبندی داشته باشد، اصلا کیست؟ و آیا وجود دارد؟ یا اگر هم عده‌ای با این وضعیت شناسایی شده‌اند، در صورت حضور در انتخابات تا چه حد از شانس موفقیت برخوردار خواهند بود؟

این دغدغه‌ها از جمله اصلی‌ترین موانع برای حضور منسجم و سازمان‌یافته اصلاح‌طلبان در انتخابات یا حداقل علنی‌کردن این تمایل در مقطع فعلی است. از این روست که بعضی منسوبین به این طیف سیاسی از شرایط خاصی که باید برای آنها فراهم شود سخن می‌گویند؛ لذا می‌توان گفت اصلاح‌طلبان قافیه را نه در انتخابات پیش‌رو که در همان غائله‌های سال 88 و کف خیابان که فکر می‌کردند نقطه قوتشان است، باختند و حال نیز اگر چه حضور عده‌ای از آنها در انتخابات، یک فرصت برای افزایش رقابت به نفع نظام و انقلاب تفسیر می شود، اما کمتر می‌توان چهره اصلاح‌طلبی را پیدا کرد که سطح مطالبات عمومی افزایش یافته هوادارانش و نظر مثبت مراجع نظارتی را با هم بتواند تامین کند و پاسخگوی آن باشد.

اصلاح‌طلبی از دوم خرداد 76 تاکنون هیچ‌گاه تعریف روشن و دقیقی نداشته است. زمانی خودشان می‌گفتند ما طیف بین‌العباسین از عباس دوزدوزانی تا عباس عبدی هستیم تا نشان دهند تا چه اندازه اختلاف نظر میان آنها بسیار است ، اما غائله 88 این تشتت را گسترده‌تر کرد و حالا مثلا گوگوش، شهرام کاشانی و نوری‌زاده هم خود را متعلق به این جبهه می‌دانند!

فصل منتهی به انتخابات شاید فرصتی باشد تا به جای پرداختن به مصادیق، معیار و منشور اصلاح‌طلبی از طرف فعالان این حوزه بازتعریف شود، نمونه کاری که در طیف اصولگرا شاید با ضرورت کمتر صورت گرفته یا در حال انجام است . اگر این شاخص‌ها و معیارها منطبق با اصول و آرمان‌های انقلاب باشد و مدعیان آن در عمل هم پایبندی خود را به این شاخص‌ها و معیارها نشان دهند و ثابت کنند؛ آن‌گاه رفته‌رفته رسیدن به پاسخ این سوال که کدام عده از فعالان سیاسی این طیف می‌توانند به حضور سازمان یافته در انتخابات بیندیشند و برای آن طرح و برنامه ارائه کنند، دشوار نخواهد بود. اما به نظر می‌رسد فعالان سیاسی اصلاح‌طلب هنوز به این مرحله نرسیده‌اند و غفلت و دیرکرد در این زمینه آنها را از طرح مطالبات خود در صحنه‌ انتخابات‌ آتی محروم خواهد کرد . در این صورت شرایط به گونه‌ای رقم خواهد خورد که یا مانند امروز باید روی یک حضور پراکنده و غیرسازمانی و کم‌اثر حساب کنند یا این که به ایرادگرفتن از شرایط و تعیین شرط بپردازند، که نتیجه این دو رویکرد قطعا کمتر از تدوین کلیات و استراتژی و نقشه راه حرکت آینده آنها خواهد بود.

تدوین کلیات و منشور اصلاح‌طلبی در چارچوب نظام اسلامی حداقل منفعتی که برای اصلاح طلبان خواهد داشت، خارج‌شدن از بلاتکلیفی در انتخابات‌های پیش‌روست، البته شاید هم باشند عده‌ای که می‌خواهند در سایه باقی بمانند و منتظر فرارسیدن فرصت یک موج‌سواری و بهره‌مندی از شرایط باشند، ولی منطقی تر این به نظر می رسد که اصلاح‌طلبان با بهره‌گیری از فرصت باقیمانده تا انتخابات، با روشن‌کردن اصول، طریق حرکت و فعالیت، به خود و شفافیت فضای سیاسی کشور کمک کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها