پُستخانه

کد خبر: ۴۲۲۹۶۴

4-کوتاه بنویس، امکان چاپش بیشتره. 5-خیلی‌ها می‌گن پارتی‌بازی بده اما من واسه نوشته‌های طنز و بانمک پارتی‌بازی می‌کنم بدجوووور! مُشکلیه دااااشششش؟! 6-چی؟ پارتی نداری؟ ...آاااخی! خُ یه‌چی بِنیس با چفت و بست درست، دستِ‌کم به درد دیگران بخوره، آخرشم نگیم: «حالا منظور؟»! خودم هوات رو دارم! اما زمینش؟ دست یکی دیگه‌س‌هاااا! 7-تا رسیدن و چیدن نامه‌ها یا ایمیلاتون، یه‌نمه (حالا دوسه‌نمه این‌ور-اون‌ور!) صبر کنین. بچّه‌م رو گاااازه و آی تو گفتی دوسه‌نمه و الآن شده چارنمه! و... اینام چیییی؟... نه‌رییییم!!

مهسا امیری از تنکابن: شانه‌هایش سنگین... همه از دست طبیعت شادند... چه گذشتی دارند... کوله‌بارها پر شده از علتها... علتِ خندیدنِ دل... علت شادی یک باغبان... کوله‌باری که سبب‌سازِ گرمیِ این رابطه است... مثل هر رابطه‌ای نیست... می‌شود گفت چنین... زیر آن چترِ بزرگ... سایبانی سبز رنگ... میوه‌هایی همه در قلب درخت... دم‌به‌دم قصة انسان و طبیعت می‌شود تکرار.

بدون نام: ممنون که به فکر دل ما هم هستی[...]

نَ...گوووو! اون منم که باهاس از شما ممنون باشم؛ یه قاچِ از احساستون رو می‌فرستین برا صفحة خودتون، اونم وقتی تا شب چلّه، ئووووه... کُلی راهه! مام این گوش‌موشه‌ها پوستش رو می‌بینیم، با خودمون می‌گیم یه خانی با اسبش اومده، هندونه‌ای خورده و رفته! خانه اومده و رفته، مام به یه نوایی رسیدیم!

بدون نام: شما که می‌گی در هر چیزی با اصول و مبنا پیش برین یا اول شعر رو بشناسید بعد شعر بگید، چرا وزن شعری که در جواب «بهار نارنج» نوشته بودی خراب بود؟

ای ماااادر، ماااادر، مااادر... چی بگم؟ ئووووه‌ئوه‌ئوه‌ئوه!! بعضی وقتا که این صفحة چاپ شدة بروبچ رو می‌بینم، می‌شینم یه جا، آی حرص می‌خورم! آی حرص می‌خورم! آی حرص میییی‌خورممممم که دیگه میلم به خوردن هیچ غذایی نمی‌رسه! بِش می‌گم: خُ الآن شما خودت قضاوت کن، هر کی همچی «معر»ی رو بخونه، چی می‌گه آخه؟ می‌گه: سرعتِ کار و محدودیت زمان و[...]! می‌گم: دِ! پس اون‌جاها که حروفِ بُلدِ پست مدرن، می‌شن سنگنبشته‌های پارینه‌سنگیِ کشف‌شده از عهد دایناسورها چی؟ آخه وقتی هی فیلمنامه عوض شه، من که نمی‌تونم دم به ساعت برم واستم پای پردة نمایش، تو این سینمای تاریک، بگم تماشاگران عزیز، توجه داشته باشین، این‌جاش اون‌جوری بود، اون‌جا این‌جوری که! بفرما، حالا ببیییین... اینم مدرک، اینم سند! خلاصه که، ظاهراً سرعتِ کار و... اونم در مرحلة صفحه‌آرائی، سبب شده وزن موصوف ناموزون شه! درستش این بود: «قُل به حافظ، وَ ابوطاهر عریان: «دانم/ مرغِ هوش از سرشان پر زده لابد، جانم»!/ من به پارتی و به بازی، بنمودم پابلیش/ دُنت وُری ایف که قوافیت قَبَض‌الدودمانم!».

کامران از بناب: معجزة نگاه سبزت دلم را می‌لرزاند، همون نگاه پرمهری که ناممکن‌ها را برایم دست‌یافتنی می‌کنه و باعث می‌شه که چشای خیس و خسته و مونده به راهم، حرفای دلت رو از نگاه پرمهرت بخوانه.

عشق پنهان: [...]آدما دو نوعن. بعضیا سعی می‌کنن با ترفندهایی [بقیة] آدما رو مجبور کنن که پیششون بمونن و دوستشون داشته باشن، ولی بعضی دیگه این‌قد خوبن که همة آدما عاشقانه دورش می‌گردن. راستی! به نظر شما کدوم یکی بهتره؟ بهتر نیس به جای تحمیل خودمون به دیگران، عاشقانه جذبشون کنیم؟

سلمان 25 ساله از بابلسر: [...] خیلی زیاد شد ولی اگه حتی یک خطش رو هم چاپ نکردی، جوابم رو بده. به قول خودت منتظرماااا.

1-چاردیواری نشریه‌ای خانوادگی و حدوداً اجتماعی‌ست؛ اما چون ترسیدم از راه به بیراه بری و کار دست خودت و خانواده‌ت بدی! یه نمه از مباحث خانوادگی فاصله می‌گیرم و می‌زنم به صحرای علم، بل‌که خانواده و اجتماع بازم از وجودت بی‌نصیب نباشن!

2-گفته بودم که بعضی کتابا و مؤلفا، به جای این‌که آدم رو راهنمایی کنن، همچی اسااااسی چاه‌پیمایی می‌فرمایند؟! خاطرت هست؟ این‌جور جاها، عقل و منطق خود آدم باس کار کنه دیگه پسر جاااان؛ ارسطو هم در زمان خودش واس خودش، یلی بود و هنوزم اسم و رسمی داره، خیلیهام به افکار و آثارش استناد می‌کنن. اونم آدمی که معتقد بود خرمگس از چوب به وجود می‌آد و کِرم و زنبور و حشرات، از لجن و گوشت و اینا! اغلبِ اونا که گالیله رو در کلیسا به محاکمه کشیدن، عالمانی صاحبنظر و دارای عنوان و سمت بودند. اسم و رسم و عنوان و مدرک که معیاری منطقی محسوب نمی‌شه.

3-«فرضیه» و «نظریه»، فقط نظر و فرضن. هر کسی می‌تونه نظر یا فرضی رو مطرح کنه؛ این مدارک و شواهد و/یا نتایج آزمون‌پذیرند که فرض و نظری رو معتبر می‌سازن، اثبات می‌کنن و/یا به «قانون» بدل می‌کنن. «قانون» معتبر و آزمودة علمی هم در فلسفة جدید علم (مثل قانون جاذبة نیوتون) تا زمانی معتبره که فرضیه و/یا قانون علمی دیگه‌ای اون رو رد یا اصلاح یا کامل نکنه (مثل قانون نسبیت اینشتین و اصولش دربارة جاذبه)؛ این جمله قصار از خودمه (اِهِم! اِهم! چه نوشابة خنکی!) فرضیات در علم جدید، آسپرینند برادر! امروز آزمونی ثابت می‌کنه که آسپرین همچی فایده‌ای داره، فردا یه آزمون دیگه می‌گه نخیر، یه همچی بدی‌ای هم داره! برای این‌که سرت گیج نره و کار دست خودت ندی، باید بدونی این آسپرین رو کی بخوری، کی نخوری! چه دوزیش مضره، چه دوزی نعه! همواره اول، سندیت علمی و اعتبار منطقی کتابها و نویسنده‌ها رو بسنج تا تو یه همچی وضعی گرفتار نشی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها