درباره «یوسف پیامبر»

قابلیت‌های یک قصه بزرگ

قصه قرآنی یوسف پیامبر را کمتر کسی است که نشنیده باشد. حتی اگر معدود کسانی بودند که با این قصه آشنایی نداشتند، پخش سریال فرج‌الله سلحشور، حجت را تمام کرد. سریال سلحشور با وجود انتقادهایی که به آن شد، اما قابلیت این را داشت که یک قصه قرآنی را با آموزه‌های اخلاقی، به شیوه‌ای دراماتیک و مناسب ذائقه مردمان عادی ارائه کند و این دستاورد کمی برای سازندگانش نبود.
کد خبر: ۴۲۲۴۶۱

همه می‌دانیم که قصه حضرت یوسف در قرآن به گستردگی فیلمنامه سریال «یوسف پیامبر» نیست و کلیتی است از یک واقعه که برای یکی از پیامبران در مقاطع مختلف عمرش اتفاق می‌افتد. این نکته کلیدی، قصه حضرت یوسف را از دیگر قصص قرآنی متمایز می‌کند.

در حقیقت، در این قصه با وجود موجز بودن و اختصار، ما شاهد سرگذشت یک شخصیت از کودکی تا میانسالی‌اش هستیم. این بهترین شرایط را برای سلحشور و مشاورانش فراهم آورد تا با پروبال‌دادن به این قصه، سریالی نسبتا طولانی بسازند که نه‌تنها مورد توجه بینندگان ایرانی، که منتقدان و ساکنان کشورهای دیگر هم قرار بگیرد.

به این ترتیب درک چنین نکته‌ای که بسیاری از متون مذهبی و قصص، قابلیت تبدیل شدن به اثری دراماتیک را دارند، گشایشگر معضل کنونی سینما و تلویزیون ایران است که دست‌اندرکارانش عموما نمی‌دانند با این سرمایه عظیم چه باید بکنند. کار بزرگ نویسندگان فیلمنامه یوسف پیامبر در این است که با هوشیاری و شناخت در مسیر طبیعی قصه یوسف به آن شاخ و برگ اضافه کرده‌اند.

این یکی از نکات مغفول مانده سریال بود که کمتر به آن توجه شد. گفتیم حجم و اندازه قصه یوسف در قرآن کمتر از آن است که به سریالی چنین طولانی تبدیل شود و حساسیت شخصیت‌های مذهبی و حتی مردم دیندار روی قصص قرآنی به قدری است که هرگونه انحراف از اصل و مضمون قصه برایشان غیرقابل تصور است. حل این تضاد به لطف فیلمنامه خوبی بود که برای سریال یوسف پیامبر نوشته شد.

به این نحو که برای پر کردن حفره‌های این قصه و ایجاد جذابیت بیشتر فیلمنامه‌نویسان بیش از آن که بخواهند نکته تازه‌ای به قصه اضافه کنند، در حقیقت پتانسیل درونی فصل‌ها را پرورش و گسترش دادند. از این حیث یوسف پیامبر، یک نمونه درخشان است که با وجود شرح و بسط قصه یوسف، صدای اعتراض کسی را برنیانگیخت و نیز با اقبال همه‌گونه قشری از میان بینندگان مواجه شد.

سریال یوسف پیامبر پس از «هزاردستان» دومین مجموعه تلویزیونی است که به دلیل استقبال عمده مردم، در تدوینی مجدد به فیلمی سینمایی تبدیل ‌شد البته با چند تفاوت. از روی سریال مرحوم علی حاتمی، 2 فیلم سینمایی ساخته شد. یکی «طهران، روزگار نو» و دیگری «کمیته مجازات». این فیلم‌ها بیش از یک دهه پس از آخرین پخش هزاردستان ساخته و در واقع تدوین شدند و چون آن زمان علی حاتمی زنده نبود، قاعدتا تدوین این نسخه‌های سینمایی زیر نظر فردی غیر از کارگردان سریال انجام شد (واروژ کریم‌مسیحی).

هر دو سریال به شیوه 35 میلی‌متری و با دوربین سینمایی ضبط شده‌اند و همین ویژگی این قابلیت را فراهم می‌آورد تا نسخه کوتاه شده‌شان با کیفیت و متناسب با استانداردهای سینما روی پرده برود. حال که این اتفاق برای یوسف پیامبر افتاده و نسخه سینمایی اثر، هم‌اکنون در سالن‌های متعددی روی پرده رفته است، چند پرسش اساسی پیش می‌آید، از جمله این‌که سریال سلحشور چه ویژگی‌هایی داشت که در دیدار مجدد هم می‌تواند برای مردم سرگرم‌کننده باشد؟

اولین نکته همانی است که ابتدا گفتیم؛ محبوبیت. یوسف پیامبر در میان سریال‌های «الف» تلویزیونی این سال‌ها که در باکس جمعه شب پخش شده‌اند، بیشترین میزان بیننده را داشته است و نمونه‌هایی مثل «در چشم باد»، «روزگار قریب» و حتی «مختارنامه» ـ‌ که هفته گذشته پخش آن به اتمام رسید - هیچ‌کدام طبق آمارهای موجود، بیشتر از یوسف پیامبر بیننده نداشتند.

دومین دلیلی که بی‌ارتباط با نکته اول نیست، توجه و حساسیت مردم روی قصه‌های قرآنی است که آنها را وامی‌دارد اگر در طول هفته‌ها پخش، احتمالا قسمت یا قسمت‌هایی را نتوانسته‌اند ببینند، فیلم آن را ببینند تا آن بخش‌های ندیده را به نوعی جبران کنند. دلیل سوم همان است که این روزها زیاد درباره‌اش صحبت می‌شود. چه اثری به اندازه یوسف پیامبر مناسب‌تر است برای اکران در ماه رمضان؟ با این که خیلی از تولیدات سینمای ایران متناسب با حال و هوای این روزها نیستند، اکران این فیلم می‌تواند انگیزه لازم و کافی را برای تماشاگران به وجود بیاورد که در ساعات خالی روز، به دیدن فیلمی مذهبی بروند.

اما یک نکته بسیار مهم را در این رهگذر نباید فراموش کنیم که فرج‌الله سلحشور و همکارانش از سریال، یک نسخه سینمایی بیرون کشیده‌اند و این کار نیازمند درکی دقیق از موضوعات مختلف و تخصصی سینما دارد، چون در خلاصه کردن سریال و تبدیل آن به فیلم، ریتم اثر خیلی اهمیت دارد و در مقدمه‌چینی، اوج و نتیجه‌گیری قصه باید به‌گونه‌ای عمل کرد که تماشاگر سینما راضی از سالن بیرون برود.

از زاویه دیگر می‌توانیم این اتفاق و اتفاق‌های مشابه را مقدمه‌ای بدانیم در بحث کلی اقتباس در سینما. کار سلحشور در تلخیص سریال بی‌شباهت به کار فیلمنامه‌نویسی نیست که می‌خواهد از یک رمان قطور و پربرگ، فیلمنامه‌ای اقتباسی بیرون بکشد. برای این کار باید به جوهره اصلی اثر فکر کرد و حواشی را کنار گذاشت.

عواملی که می‌توانند انگیزه تماشاگران برای دیدن دوباره قصه یوسف پیامبر باشند، بی‌شمارند. گذشته از تغییر مدیوم، آنچه امروز جذاب جلوه می‌کند دیدار تازه با بازیگران اصلی این فیلم است که هر یک مسیری متفاوت را پس از این سریال پیموده‌اند. مصطفی زمانی که با این سریال درخشید، بسرعت جذب سینما شد و اکنون در زمره ستاره‌های سینمای ایران است.

حال می‌توان کارهای سینمایی‌اش را با نخستین کارش یعنی یوسف پیامبر قیاس کرد. همچنین کتایون ریاحی که در اوج دوران محبوبیتش در این سریال ظاهر شد، پس از آن در تصمیمی عجیب اعلام کرد بازیگری را برای همیشه کنار می‌گذارد و پس از این سریال در هیچ فیلمی ظاهر نشد و مدتی قبل در مراسمی بار دیگر گفت هنوز پای تصمیمش ایستاده و از این تصمیم هم خوشحال است.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها