این حال و هوای من است در کوی عاشقی که در کوی تو نسیم رحمت و مغفرت را استشمام میکند. سحرگاهان آنگاه که نسیم عطر مناجات در هوای دلم پر میزند، رحمت واسعه تو را در کنار نور و روشنی احساس میکنم. تازه آغاز تولد من میشود، آغاز بندگی، آغاز صداقت و شفافیت. آغاز سلام و صبوری و ماندگاری. آغاز بودن و آیندگی. من با همین عواطف و احساسهای درونی که ریشه در اعماق درونیام بافتهاند از تو میخواهم در مسیر زندگی مرا هدف تیر بلا و آفتهای عالم قرار ندهی.
به عزت و جلال جبروتی تو، به همه شکوه اسماء حسنای تو، تو را سوگند میدهم تا در محاسبهها و حسابرسیها از خطاهای من چشمپوشی کنی.
خدایا! مرا به آنچه که به فراموشی یا به خطا مرتکب آن شدهام، مواخذه نکن. عذر خطاهایم را بپذیر، در همجواری و قرب تو، نگاه ترحم، همراه با شفقت و محبت خویش را از من مستان. تو سریعالرضایی و من بر این باورم که چه زود راضی میشوی.
تو را در این روز با بهترین نامها و اسماء حسنایت میخوانم حال که مرا در زیر چتر آسمان رحمت خود جای دادهای و مرا سپیده باران کردهای، در تسبیح ثانیههای تو در این شبهای پرستاره رمضان که زبان به توبه و استغاثه گشودهام، هرگز مرا در کوچه پس کوچههای تنهایی، رها و سرگردان نکنی. من به مناجات سحر روی آوردهام و یقین دارم تا به وسعت بیانتهای تو هیچ فاصلهای نیست.
محمد خامهیار / جامجم