اعتیاد، جوانی من و جیم را گرفت

ساموئل بینینگ، 21 ساله جوان معتادی است که به اتهام قتل پسر 24 ساله‌ای به نام «جیم هیولت» دادگاهی شده است. بینینگ که از 16 سالگی سابقه دستگیری و ارتکاب اعمال خلاف قانون را دارد متهم است پس از وارد کردن تنها یک ضربه به سر جیم سبب مرگ مغزی او که یکی از چهره‌های برجسته فوتبال جوانان بود، شده است.
کد خبر: ۴۲۱۸۵۷

«زمانی که 16 ساله بودم مصرف مواد مخدر را شروع کردم و همواره از اعتیاد شدیدم شرمنده بودم، اما این را هم می‌دانستم که اگر کسی نسبت به این مواد کششی داشته باشد از روی انواع و اقسام کمبودها در پیرامونش است که در نهایت بدترین نوع زندگی را انتخاب می‌کند.

بسیاری از آدم‌ها می‌دانند زندگی یک فرد معتاد هرگز نمی‌تواند همچون آدمی باشد که همه عمرش را سالم بوده و توانسته انتخاب‌های درستی داشته باشد و من هم از این قاعده مستثنی نبودم. از زمانی که به یاد می‌آورم در خانه‌ای بوده‌ام که پدر و مادرم هر دو اعتیاد داشتند و این وابستگی به مواد بالاخره به من هم سرایت کرد. سال‌ها مصرف بی‌رویه، کار را به جایی رسانده بود که زندگی کردن بدون آن که مصرف مواد مخدر را فراموش کنم و همه وقت تنها به این فکر باشم که چطور چند ساعت دیگر دوباره مواد مخدری را که احتیاج داشتم تامین کنم. زندگی من روزهای تاریک و بی‌معنایی بود که سرانجام هم کار دستم داد. گرچه از نظر بسیاری افراد، با وجود اتفاقات تلخی که برایم افتاده است، هنوز هم یکی از خوش‌شانس‌ترین‌ها هستم!»

ساموئل بینینگ، 21 ساله جوان معتادی است که به اتهام قتل پسر 24 ساله‌ای به نام «جیم هیولت» دادگاهی شده است. بینینگ که از 16 سالگی سابقه دستگیری و ارتکاب اعمال خلاف قانون را دارد متهم است پس از وارد کردن تنها یک ضربه به سر جیم سبب مرگ مغزی او که یکی از چهره‌های برجسته فوتبال جوانان بود، شده است.

این اقدام مرگبار از سوی اعضای هیات منصفه، قتل غیرعمد و عملی تحت تاثیر مواد مخدر تشخیص داده شد که به همین خاطر هم حکم سنگینی شامل آن نشده و تنها 3 سال حبس برای متهم در نظر گرفته است؛ حکمی که ده‌ها عضو خانواده مقتول از آن بشدت شوکه شده‌اند و سعی در ابراز اعتراض نسبت به آن دارند و زیر بارش نرفته‌اند.

زندگی با اعتیاد

«آن طوری که به یاد دارم 13 ساله بودم که برای اولین بار سیگار کشیدم. برعکس تمامی خانه و خانواده‌های دنیا در منزل کوچک ما مصرف مواد مخدر و نوشیدن بیش از اندازه الکل کاری نبود که شرم‌آور باشد و به همین خاطر آن زمان هم کسی نبود که مرا برای کشیدن سیگار سرزنش کند. مادرم سال‌های سال بود که به نوشیدن الکل اعتیاد داشت و تقریبا اصلا نمی‌فهمید روزها چطور می‌گذرند و من و همسرش که تنها دارایی‌های او در زندگیش بودیم چگونه زندگی می‌کنیم. از سوی دیگر پدرم هم که کارگر یک کارخانه بزرگ بود از سال‌ها قبل به شکل بی‌رویه‌ای مواد مخدر مصرف می‌کرد و تنها فایده‌ای که برای زندگی ما داشت، مقدار ناچیز پولی بود که به خانه می‌آورد و مخارج ما را در حد بسیار ضعیفی تامین می‌کرد. وقتی اولین بار کشیدن سیگار را تجربه کردم، حال خوبی نداشتم، اما از احساس گیجی که به من دست داد خوشحال بودم. انگار برای چند لحظه هم که شده زندگی تلخ در کنار والدینم را فراموش کرده بودم و به دنیای جدیدی بدون هیچ استرسی وارد شده بودم. حدود چند هفته بعد، این تجربه را به همراه دوستانم تکرار کردم و خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کردم وارد میدان پرخطری شدم که بالاخره اعتیاد شدید را برایم به ارمغان آورد. من در 16 سالگی برای اولین بار به اتهام حمل مقدار بسیار کمی مواد مخدر دستگیر شدم، اما آنچه ماموران نمی‌دانستند این بود که مواد برای مصرف شخصی‌ام بود و در واقع قبل از آن که حتی خودم چیزی از زندگی بفهمم با اعتیاد همخانه شدم. زندگی من همواره محوری اصلی داشت و آن هم اعتیاد بود. از اعتیاد والدینم گرفته تا خودم که به طور ارادی وارد این بازی خطرناک شدم.»

تنها یک ضربه

والدین جیم هیولت با تماس یک مامور پلیس که ادعا می‌کرد تنها فرزند آنها بر اثر یک اتفاق دچار مشکل جدی مغزی شده است راهی مرکز تخصصی جراحی شدند که پسرشان چند ساعت قبل در آن بستری شده بود. طبق گفته ماموران پلیس، فرزند ورزشکار آنها که آینده‌ای بسیار درخشان در فوتبال داشت، پس از دیگری فیزیکی در خارج از یک رستوران بر اثر تنها یک ضربه محکم به سرش بیهوش شده و به زمین افتاده بود. پزشکان که با تماس دوستان این پسر جوان با آمبولانس راهی محل شده بودند با وجود وخامت حال جیم با استفاده از بالگرد او را به مرکز تخصصی‌تری منتقل کرده بودند تا شاید راهی برای نجات او باشد، اما چند ساعت بعد و دقایقی پس از حضور والدین پسر بی‌گناه، او بر اثر شدت جراحات وارده جانش را از دست داد.

طبق گزارش پزشکی قانونی ضربه مغزی علت مرگ جیم بود و او حتی قبل از آن که به مرکز تخصصی منتقل شود جان سپرده بود. در همین حال، تنها عامل واردکننده این ضربه مرگبار ساموئل بینینگ شناسایی شد که در محل حادثه دستگیر و به بازداشتگاه منتقل شده بود. این پسر جوان که به نظر می‌رسید به هیچ عنوان حالت عادی ندارد، ساعتی بعد از ماجرا اعتراف کرد که تنها با وارد کردن یک مشت به سر این پسر او را نقش بر زمین کرده، اما هرگز قصد کشتنش را نداشته است. آزمایشات دقیق روی ساموئل نشان می‌داد او که سابقه دستگیر شدن‌های متعدد نزد پلیس را دارد، هنگام وقوع این برخورد شدید، تحت تاثیر مواد توهم‌زا قرار داشته که همه موضوعات را برایش راحت‌تر و آسان‌تر جلوه می‌داده است. یک روز بعد از این اتفاق، پس از بهتر شدن وضعیت متهم او متوجه شد پرونده‌ای قطور دارد که می‌تواند تا سال‌های سال درگیرش کند. پرونده‌ای که بعدها مشخص شد با وجود سنگین بودن اتهام، بر خلاف آنچه همگان و بخصوص خانواده مقتول تصور می‌کردند حکم بسیار سبکی دارد.

تنها 2 سال حبس

«من بارها و بارها راهی بازداشتگاه شده‌ام و هر بار به خاطر کم بودن جرمم به آسانی و خیلی زود از آنجا خارج شده‌ام. گاهی اوقات والدینم اصلا متوجه نمی‌شوند که چند روزی که به خانه نرفته‌ام به دلیل دستگیر شدنم بوده است. آنقدر این موضوع برایم عادی شده که دیگر حتی از آن ناراحت هم نمی‌شوم.

شب حادثه وقتی خارج از رستوران با 3 نفر از دوستانم ایستاده بودیم، متوجه پسری بسیار خوش هیکل شدم که با چند نفر در حال صحبت کردن بود. از شرایط ظاهری‌اش مشخص بود که بسیار سالم است و بر خلاف زندگی تیره و تاری که من داشتم از بهترین شرایط برخوردار است. از ماه‌ها قبل و با بیشتر شدن اعتیادم، نسبت به آن دسته از همسن و سالانم که حال و روز خوبی داشتند حسادت می‌کردم و اتفاقا این بار هم در وجودم همین حس باز هم بیدار شده بود. وقتی نزدیک آن پسر شدم متوجه نگاه تیز و نافذش شدم که انگار خوب فهمیده بود به چه قصدی به سمتش رفته‌ام. به بهانه‌ای بسیار واهی دعوای ساختگی راه‌انداختم تا با چند مشت و لگد و به کمک دوستان همه عقده‌هایم را تخلیه کنم. پسر جوان که بعد فهمیدم نامش «جیم» بوده و از ورزشکاران معروف است بدون آن که سعی در وارد شدن به دعوا را داشته باشد می‌خواست از بزرگ‌تر شدن درگیری جلوگیری کند که من دست‌بردار نبودم. بالاخره همه توانم را در یک دست جمع کردم و ضربه‌ای به سرش وارد کردم. نمی‌دانستم چنین توانی دارم که تنها با این یک ضربه او نقش بر زمین می‌شود. دوستانش مبهوت ما را نگاه می‌کردند و من که فکر می‌کردم به زودی او از زمین بلند خواهد شد بی‌تفاوت نگاهش می‌کردم؛ اما لحظاتی بعد و با صدایی عجیب که از گلویش بیرون آمد متوجه شدم حال خوبی ندارد و دوستانش هم بلافاصله آمبولانس را خبر کردند.

من آنقدر مواد توهم‌زا مصرف کرده بودم که فکر می‌کردم تمامی این اتفاقات فیلمی است که من بازیگر اصلی آن هستم و سعی داشتم از محل دور شوم، اما با مخالفت دوستان جیم که ادعا می‌کردند باید نسبت به کاری که کرده بودم مسوولیت بپذیرم مواجه می‌شدم. از این اتفاق لحظاتی بسیار شفاف یاد دارم که همان کتک زدن فوتبالیست و دقایق بعد آن است و جالب اینجاست که دیگر تا زمانی که متوجه شدم در بازداشت پلیس هستم هیچ صحنه‌ای را به خاطر نمی‌آورم. وقتی ماموران به من اطلاع دادند که جیم جانش را به خاطر همان یک ضربه محکم من از دست داده شوکه شده بودم. هرگز فکرش را نمی‌کردم یک ضربه مشت من بتواند ورزشکاری چون او را برای همیشه نقش بر زمین کند.

اکنون بعد از مدت‌ها کشمش در دادگاه، حکم صادره 2 سال زندان از سوی هیات منصفه صادر شده و من و وکیلم طبعا از آن خوشحال هستیم. گرچه می‌دانم خانواده مقتول ده‌ها اعتراض نسبت به حکم صادره را به گوش مقامات رسانده‌اند و از نظر آنها من باید بیش از اینها تنبیه شوم، اما این تجربه تلخ یک درس بزرگ به من داده و آن هم سعی در ترک کردن استفاده از مخدر است که می‌دانم نیمی از جوانیم را تا به حال از بین برده است.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها